سهیل خسته

عضو
  • تعداد ارسال ها

    215
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد در سهیل خسته

سهیل خسته بیشترین تعداد پسند مطالب را دارد!

اعتبار در تالار

1,376 عالی

درباره سهیل خسته

  • درجه
    عضو
  • تاریخ تولد 03/10/1988

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    زیر آسمون خدا
  • علایق
    خوندن خبر ، صدای رعد و برق مخصوصا تو شب ، مه رو دوست دارم، هوای ابری ، برف خیلی خوبه دوست دارم ، درخت هارو خیلی دوست دارم ، دوست دارم مربای آلبالو رو با پنیر بخورم و... (درحال تکمیل)

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    1
  • اکانت سین جیم
    0
  • اکانت گرز
    0
  • اکانت مسترگل
    0

آخرین بازدید کنندگان نمایه

27,304 بازدید کننده نمایه
  1. هردوشون خوبن به کی رای بدم که دیگری ناراحت نشه منم دل نازک ! اصلا صورت مسئله رو پاک میکنم رای نمیدم
  2. خب منم برای لیگ یک میخوام دیگه میشه چنتا مثال دیگه هم برام بزنی بهتر متوجه بشم چون تو توضیحات بازی که فداش بشم ...
  3. چرا کسی پاسخگو نیست ؟!
  4. سلام کسی میدونه تنظیمات پیشرفته تاکتیکی چطوریه من که سر در نمیارم تو توضیحات بازی هم چیزی نگفته
  5. من حس میکنم یا فونت بعضی نوشته های مستر 90 تغییر کرده !؟ 

    1o.O

    چه تحولی ! 

    واقعا بازی به این تغییر احتیاج داشت

     xDxDxD

  6. میشناسی من را ؟

     

    1. سهیل خسته

      سهیل خسته

      سلام

      فکر کنم تالار قبلی قرار بود یه تاکتیک بهم بدی ندادی باختم ! 9_9

  7. ژرفای سرگشتگی

    دستان گرمم را رها کردی

    گرمای نفست را حس نمیکنم

    دیگر دستانم گرما ندارند

    حتما دیگر نفست هم گرما ندارد

    دیگر در اتاق نیستم

    صندلی خالی گواه این امر بدیهی ست

    و خشکی لولای در

    از دروازه شهر هم آن طرف تر رفتم

    چرا مسیر برگشت را گم نمیکنم

    شاید باید سرم را به اولین سنگ بکوبم

    تا رهایی فقط یک سنگ فاصله مانده

    دریغا که در این رمل های بی پایان جز ریگ نیست

    در این سکون زمان، برزخ شبیه شوخیست

    در این سکوت پابرجا 

    سهیل خسته

     

     

  8. اینم از قولی که بهت دادم

    یکم دیر شد

    ببخشید خیلی دیر شد:|

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. ممدی

      ممدی

      دستی زدم:|

    3. سهیل خسته

      سهیل خسته

      یه مدت کم پیدا بودم ندیدم

      لینک بده ببینم

    4. ممدی
  9. :tw_flushed: مگه خدا چیپسه ؟

    هرجا کار گیر میکنه میگن خدا با ماست !

    :tw_confused:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. S҉ M҉ O҉ K҉ E҉
    3. سهیل خسته

      سهیل خسته

      خستگی در من نهادینه شده xD

    4. S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      بسه دیگه!بیا!

      اون مشکلتم که بر طرف شد!!

  10. سیستم اینجا اینجوریه سخت نگیر حالا دیدی من موهام رو تو آسیاب سفید نکردم چیزی که تهش بدردخوره 30 تا دونه الماسه
  11. سهیل زنده ای

    1. سهیل خسته

      سهیل خسته

      هنوز زندم !9_9

      "جان سخت 10" xD

  12. موضوع امشب خاله بازی ! O.o

    بچه که بودم میرفتیم خونه فامیل ها میگفتن برو با بچه ها بازی کن

    من کوچیکترین بچه بودم هم از نظر سن هم از نظر جسه

    بچه ها هم کلا دو دسته بودن :

    پسرا که کلا تو سرو کله هم میزدن زیر دست و پا له میشدم نمیشد

    دخترا هم تو فاز خاله بازی بودن این بهتر بود حداقل کتک نمیخوردم ! 

    چون کوچیکترین بچه هم بودم تو خاله بازی همیشه نقش بچه خونواده به من میرسید 

    البته بد هم نبود اونایی که خاله بازی کردن میدونن از اصلی ترین وسایل این بازی خوراکیه :D منم که بچه خونواده xD

    کلا خیلی حال میداد چون فقط من خیلی کوچیک بودم برای همین سرم دعوا میشد همه میخواستن من نقش بچشون رو بازی کنم 9_9 

    اصولا بازی های پسرونه ته داره یعنی بزن بزن هم که باشه بالاخره یکی برنده میشه

    اما بازی های دخترونه ته نداره !

    میپرسید پس چطوری تموم میشه ؟

    اینجوری :

    یکی از دخترا : اصلا من قهرم 

    یا

    والدین : دخترا پاشید کفشاتون رو بپوشید میخوایم بریم

    و یا تو بهترین حالت

    والدینم (البته والدین واقعیم نه تو بازی :P) : سهیل پاشو کفشات رو بپوش میخوایم بریم

    این یعنی بازی تعطیل چون خونواده که بدون بچه نمیشد

    حلا دخترا میرفتن پیش والدینم التماس که حالا یکم دیگه بمونید :(

    بعد از اینکه میرفتم و بازیشون تعطیل میشد هم یه گوشه غمگین میشستن تا برن خونشون

    میگی تو که اونجا نبودی چطوری فهمیدی ؟

    این سوال رو باید "جک" جواب بده چون وقتی تایتانیک غرق شد و "رز" نجات پیدا کرد همینجوری یه گوشه غمگین نشسته بود :$

    من هرچی بگم تا "جک" نباشی متوجه نمیشیدxD

    کلا از این بازی سر در نیاوردم ولی اینکه یکی کیکم رو برام باز کنه (زورم نمیرسید خب) یا پرتقال پوست بگیره و پرپر کنه رو دوست داشتم 

    حلا تصور کنید یک طرف حیاط پسرا دارن همدیگرو میزنن یکی برنده بشه من طرف دیگه حیاط در حال تماشای اونا با اون کیفیت فوق ذکر در حال پذیرایی شدن بودم خدایشش این حس رو فقط من داشتم و "ژولیوس" (سزار) B|

    "ژولیوس سزار" هم وقتی میخواست تفریح کنه گلادیاتور هاش همدیگه رو پاره پوره میکردن که یکی برنده بشه از اون طرف هم حوری ها ازش پذیرایی میکردن 9_9 

    فقط یک فرق داشت تو فیلم سزار وقتی شیر ها وارد میدون میشدن گلادیاتور ها در میرفتن در نهایت شیره پارشون میکرد ، تو حیاط ماجرای ما وقتی گربه میومد پسرا دنبالش میکردن طی مراسم سخپوستی از دم آویزونش میکردن ، همه چیزش خوب بود الا این یکی !

    آخرش هم نتونستم به پسرا بفهمونم گربه که وارد میشه شما باید در برید نه گربه 

     

     

  13. دمپایی ها هم سوسول شدن

    هرچی میزنی تو سر سوسکا نمیمیرن ! 

    مگه میشه !؟ O.o

    دمپایی هم بود دمپایی های قدیم

    قبلا ها دمپایی رو که ول میکردی سمت سوسکه ، سوسکه له میشد

    مورد داشتیم دمپایی رو پرت کردم سمت سوسکه قبل از اینکه بهش بخوره سوسکه خودش سکته کرد مرد :|

    اصلا قبلا ها یه دمپایی های قهوه ایی بود که خیلی ابهت داشتن 

    سنگین بود طوری که وقتی راه میرفتی کفش میگرفت زمین "خرت خرت" میکرد ببین با سوسکا چیکار میکرد 9_9

    سالار نسل طلایی دمپایی ها بود

    dampayi_01.jpg

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 4
    2. سهیل خسته

      سهیل خسته

      آب بگیری درگیر نشی بیشتر میاد سمتت این رو تجربه نشون داده xD

      -------------------------

      آره پوشیدم

      تازه تو حموم نمره های قدیم بعضی هاش پاره هم بود دیگه نور علی نور :D

       

       

    3. S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      اون دمپایی ها لامصب یه حس هدف گیری خاصی به شلیک کننده میداد!!

       

    4. ممدی
  14. میبینم فعال تر از خیلیایی:D

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. حصیــــــــــــــن

      حصیــــــــــــــن

      مطمئنا منظورم تو نیستی:|

      خودمو میگم

    3. سهیل خسته

      سهیل خسته

      سلام خوبین خوبم

      چی شده ؟ o.O

    4. حصیــــــــــــــن
  15. جدیدا پایان فیلم ها رو باز میذارن

    اینجوری نتنها کلاغه به خونش نمیرسه

    بلکه آدم بدا هم به سزای اعمالشون نمیرسن

    حلا یا زندگی هامون شبیه فیلما شده

    یا فیلم ها رو دارن از روی زندگی هامون میسازن

    به زبون ساده تر

    این دو خط حتما در نقطه ای مثل A همدیگر رو قطع میکنن

    :tw_no_mouth: