ℬαℬy㋡❦

عضو
  • تعداد ارسال ها

    343
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    11

آخرین بار برد در ℬαℬy㋡❦

ℬαℬy㋡❦ بیشترین تعداد پسند مطالب را دارد!

اعتبار در تالار

1,816 عالی

درباره ℬαℬy㋡❦

  • درجه
    عضو فعال
  • تاریخ تولد

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    بیرلند
  • علایق
    Only God

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    ℬαℬy㋡❦
  • اکانت گرز
    باحال 910

آخرین بازدید کنندگان نمایه

  1. حیدر داداش خوبی

    1. ℬαℬy㋡❦

      ℬαℬy㋡❦

      قربانت ط خوبی؟!

    2. Kruger

      Kruger

      به نخوبی تو داداش

  2. پیج اینستام: hydrjalali

    پیام بدید خوشحال می شم :)

  3. می خوام عکس پروف بزارم چپور کم حجم کنم؟!

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. 𝐀𝐧𝐬𝐮 𝐅𝐚𝐭𝐢

      𝐀𝐧𝐬𝐮 𝐅𝐚𝐭𝐢

      با پینت ریسایز کن خو :| 

    3. ("𝓑𝓪𝓽𝓶𝓪𝓷")

      ("𝓑𝓪𝓽𝓶𝓪𝓷")

      همین کاری که پارسا گفتو انجام بده من با اون کار میکنم

    4. ℬαℬy㋡❦

      ℬαℬy㋡❦

      یاد ندارم:D

  4. سلام

    بعد ی مدت آمدم ی سر زدم می بینم ی نفرم پیام ندادع بهم ممنون از این همه لطف و محبت شما :DxD

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 6
    2. 𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      من عادت کردم بگم محمد

      چه میشه کرد دوستان ؟

    3. Mr Damon

      Mr Damon

      Bah Bah Heydar Jn Chetori Azizm

    4. S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

      ما تلگرام حالتو میپرسم

  5. دقیقا

    تو بی من

    کجایی ؟

    1. ℬαℬy㋡❦

      ℬαℬy㋡❦

      اینستا :D

       

      خوبی نفص؟!

    2. 𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      سلام گلم

      اینجا به مام سربزن

    3. 𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      𝙩𝙤𝙢 𝙨𝙝𝙚𝙡𝙗𝙮

      بی زحمت پی ویم لینک کن ممنون

  6. من آمدم:DxD

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 6
    2. ℬαℬy㋡❦

      ℬαℬy㋡❦

      بچه ها شماره هاتون یا آیدی های تلتون رو بدید یه گروه درست و حسابی بزنم

      می شناسم شوخی می کنم

    3. مجید

      مجید

      خوش امدی کجا بودی این چند وقت ما را ندیدی خوش گذشت:D

      بی خیال هر کجا باشی امیدوارم دل خوش باشد:tw_heart:

    4. ℬαℬy㋡❦

      ℬαℬy㋡❦

      سلام

      قربونت مجید جان می گذرع خوش ک نع

  7. خخخ عجب
  8. تبریک به شما
  9. سلام

    برا تمام کردن کلن گیم به کمک کننده نیازمندیم :D

    اگه کسی می تونه کمک کنه برا چالش کلن کد اکانتش بده تا دعوتش کنم بیاد چالش بزنه ممنون :tw_heart:

  10. با فراگیر شدن رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های مجازی که تمام روز و شب زندگی ما را فراگرفته، به سختی می‌توانیم در زندگی دوستان و اقوام (و حتی غریبه‌ها!) سرک نکشیم! مخصوصا وقتی پای روابط به میان می‌آید، با وجود اینکه می‌دانیم مقایسه کردن زندگی و روابط و آدم‌ها با دیگران اصلا کار درستی نیست (و حتی می‌تواند رفتاری سمی باشد!) باز هم ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهیم. انقلاب تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی، باعث شده آدم‌ها به راحتی با هم ارتباط برقرار کنند و آشنا شوند، اما در عوض، زمینه‌ای فراهم شده که افراد، یکدیگر را با جزئیات زندگی، روابط شان با همسر و نامزد و دوستان و ... و اتفاقات جورواجور زندگی خود بمباران کنند. تقریبا تمام جنبه‌های روابط یک نفر با همسر یا نامزدش در شبکه‌های مجازی فریاد زده می‌شود تا به همه ثابت شود که این رابطه، کامل و ایده آل و خواستنی و رویایی است! اگر بخواهیم روراست باشیم باید قبول کنیم گاهی واقعا به سختی می‌توانیم خودمان را از این چرخه‌ی فراگیر و مُد روز کنار بکشیم و حتی شاید احساس کنیم به شدت گرفتار شده‌ایم و راه فراری هم نداریم! و مطمئنا یکی از بدترین تبعات گرفتار شدن در این چرخه‌ی همگانی، مقایسه کردن است. نگاه کردن به زندگی از پشت لنز‌های رسانه‌های اجتماعی باعث می‌شود هر آنچه که می‌بینیم فیلتر شده باشد، و این احساس را به ما بدهد که هر چه که هستیم و هر آنچه که داریم، کافی نیست یا باید بیشتر داشته باشیم و بهتر و کامل‌تر باشیم. گویی از زندگی عقب افتاده‌ایم و دیگران به چیز‌هایی رسیده‌اند که ما هنوز نرسیده‌ایم. حالا تصور کنید کسی که مدام احساس می‌کند چیزی کم دارد چگونه می‌تواند از زندگی‌اش لذت ببرد و به حس رضایت برسد؟ در ادامه با ما همراه باشید تا به شما بگوییم چرا نباید زندگی و رابطه‌ی خود را با زندگی و رابطه‌ی دیگران مقایسه کنید و بهتر است هر چه زودتر این عادت سمی را کنار بگذارید. به گفته‌ی کارشناسان، شما با مقایسه‌ی زندگی زناشویی، رابطه و همسر خود با دیگران: خشمگین و ناراضی خواهید بود دیر یا زود از دست همسرتان ناراحت و عصبانی خواهید شد، زیرا چیز‌هایی که در تصاویر به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های مجازی می‌بینید به نظرتان خیلی از قشنگ‌تر و ایده آل‌تر از آنچه در زندگی شما جریان دارد هستند، حتی پست‌هایی که ربطی به رابطه‌ی شما ندارند. مشکلات خاصی که ممکن است بر رابطه‌ی شما و همسرتان اثر بگذارند شامل این موارد می‌شوند: از دست همسرتان شاکی و عصبانی می‌شوید که چرا شبیه آنچه در تصاویر می‌بینید نیست یا رفتار نمی‌کند. شما با توجه کردن به آنچه دیگران از زندگی خود به نمایش می‌گذارند، نه تنها بی‌دلیل نسبت به همسرتان حس بدی پیدا می‌کنید بلکه به جای اینکه در لحظه در کنار همسرتان باشید و از بودن در کنارش لذت ببرید، به مقایسه‌ی او با دیگران مشغول می‌شوید و نتیجه‌ی این مقایسه خوشایند نیست. قدر چیز‌هایی که دارید را نخواهید دانست در شبکه‌های مجازی و رسانه‌های اجتماعی معمولا فقط «خوبی»‌ها و «زیبایی»‌های زندگی دیگران به اشتراک گذاشته می‌شود و به ندرت از چالش‌های و سختی‌هایی گفته می‌شود که همه‌ی افراد به طور طبیعی در زندگی خود با آن‌ها روبرو هستند. در نتیجه، مقایسه کردن رابطه‌ی زناشویی‌تان با تصاویری دستکاری شده و تحریف شده از روابط دیگران (واز همه مهمتر، تصاویر کاملا انتخاب شده!) می‌تواند نگاه‌تان را به رابطه‌ی خودتان تغییر بدهد. شما نسبت به هر آنچه که دارید بی‌تفاوت خواهید شد و نمی‌توانید درک کنید کوچک‌ترین نعمت‌هایی که در زندگی‌تان دارید چقدر باارزش‌اند، چون سرگرم شمردن نداشته‌های‌تان (که دیگران دارند!) هستید. این نارضایتی فقط از درون آزارتان نمی‌دهد، بلکه بر شیوه‌ی تعامل با همسرتان نیز اثر می‌گذارد. بدون تردید همسر شما نیز احساس ناامنی و بی‌اعتمادی و تهدید می‌کند و شاید تعجب کند چرا تغییر رفتار داده‌اید. توقعات غیرواقعی در شما ایجاد خواهد شد هیچکس کامل نیست و چیزی به عنوان «همسر کامل و ایده آل» هم وجود ندارد. اما از آنجایی که رسانه‌های اجتماعی فقط امتیازات و خوبی‌های زندگی یک نفر را به نمایش می‌گذارند، شما ناخودآگاه در ذهن خود، رویای یک همسر کامل و بی‌عیب را پرورش می‌دهید که در دنیای واقعی وجود ندارد و متاسفانه خیلی از افراد در این خیالات غرق می‌شوند و نمی‌توانند به دنیای واقعی با تمام کم و کاستی‌هایش برگردند. رسانه‌های اجتماعی، توقعات غیرواقعی و دور از دسترس در شما ایجاد می‌کنند و شما هم طبق همان معیار‌ها به دنبال یک شریک زندگی رویایی، فرصت‌های واقعی و زیبای زندگی‌تان را از دست خواهید داد. بی‌دلیل احساس حسادت و نارضایتی خواهید کرد گفتیم که طبق آنچه در تصاویر می‌بینید، معیارهای‌تان را شکل می‌دهید و ناخوداگاه از همسر خود انتظاراتی دارید که اگر برآورده نشوند (و معمولا هم برآورده شدنی نیستند!)، از دست همسرتان عصبانی و ناراضی خواهید بود، در حالی که واقعا دلیلی برای این حس بد وجود ندارد و او کاری نکرده است که سبب خشم شما شود. فرض کنید همسر شما، در شب تولدتان شما را غافلگیر می‌کند و لحظات و خاطرات به یاد ماندنی و شیرین برای‌تان می‌سازد. آخر شب، گوشی‌تان را دست‌تان می‌گیرید و در اینستاگرام تصاویری از یک جشن تولد دیگر را می‌بینید که همسر یک نفر دیگر برای او هدیه‌های گرانقیمت‌تر از هدیه‌هایی که شما دریافت کرده‌اید خریده است یا او را به رستورانی برده است که لاکچری‌تر و معروف‌تر است. بقیه‌ی ماجرا با خودتان! بدین ترتیب اجازه می‌دهید لذتی که در رابطه‌ی شما و همسرتان وجود دارد به راحتی تحت تاثیر معیار‌ها و نُرم‌های دیگران قرار بگیرد و آنچه واقعی و ملموس است (زندگی و رابطه‌ی خودتان) با آنچه ممکن است غیرواقعی و تحریف شده باشد (زندگی و رابطه‌ی دیگران) مقایسه و قضاوت شود. فراموش نکنید که چیزی تحت عنوان «استاندارد»، «ایده آل» و یا «نرمال» در رابطه‌ها وجود ندارد و همه چیزی بستگی به شما و همسرتان و شرایط خاص زندگی‌تان دارد. ممکن است دوستان‌تان را از خود دور و دلسرد کنید اگر مدام گوشی به دست مشغول سرک کشیدن در زندگی فلان زوج باشید و هر لحظه از چند و، چون رابطه و تفریحات آن‌ها خبر کسب کنید یا حتی بدتر؛ مکررا پیش دوستان و خانواده در مورد این افراد حرف بزنید و کنجکاوی و حسادت خود را بروز دهید، همین آدم‌هایی که دوست‌تان دارند و در کنارتان زندگی می‌کنند از شما دور و دورتر خواهند شد. به هر حال هیچکس دوست ندارد پیش کسی باشد که مدام از زندگی دیگران حرف می‌زند و در حال مقایسه و حسادت کردن است. حتی اگر شما با کسی رابطه رمانتیک هم داشته باشید، نمی‌توانید مدام از مشکلات ناله کنید و در مورد کاستی‌های‌تان حرف بزنید، چون با این کارتان او را از خودتان دور و دلسرد و دلزده می‌کنید. کم کم طرز فکرتان غیرمنطقی می‌شود از آنجایی که در رسانه‌های اجتماعی، جنبه‌های منفی زندگی افراد معمولا فیلتر و سانسور می‌شود و فقط خوبی‌ها و قشنگی‌ها به نمایش گذاشته می‌شود، شاید شما کم کم تصور کنید دنیا کلا همینطور است و همه چیز خوب و آرام و زیبا پیش می‌رود و این طرز فکر می‌تواند بینهایت ناسالم و صدمه زننده باشد. مغز ما عاشق قطعیت است و تمایل دارد در فاز «یا همه چیز یا هیچ چیز» عمل کند. شما عکس‌های عاشقانه و شاد زوجی را در اینستاگرام می‌بینید و مغزتان تصور می‌کند این زوج، هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز همین اندازه خوشبخت و شاد و آرام و بی‌دغدغه‌اند. سپس رابطه‌ی خود را منفی ارزیابی می‌کنید، زیرا مثلا همین دو ساعت پیش با همسرتان بگومگو کرده‌اید. ارتباط شما با همسرتان افت می‌کند رسانه‌های اجتماعی می‌توانند شما را افسرده و ناامید کنند، زیرا توقعات غیرواقعی، حسادت‌های بی‌دلیل و قضاوت‌های غیرمنصفانه همه و همه باعث می‌شوند شما از همسرتان فاصله بگیرید و دور شوید و حتی بیشتر با هم مشاجره کنید. به عبارتی دیگر، شما با نگاه تحقیرآمیز نسبت به همسرتان، تمایل کمتری به ارتباط با او پیدا می‌کنید و کمرنگ‌تر شدن ارتباط صمیمی و سالم، همیشه مشکلات و پیامد‌هایی با خود دارد. حتما بار‌ها شنیده‌اید که ارتباط موثر، کلید یک رابطه‌ی شاد و سالم است که رضایت هر دو طرف را در این رابطه تامین می‌کند. اغلب اوقات، مشکلات در رابطه در واقع ناشی از عدم ارتباط هستند! در یک رابطه دو نفر باید بتوانند به راحتی و در فرصت‌های مناسب به دور از استرس و عجله، با هم در مورد احساسات، انتظارات و دلخوری‌های‌شان حرف بزنند، بدون اینکه به هم بی‌احترامی یا توهین کنند و همدیگر را سرزنش نمایند. اجازه ندهید باور‌ها و ارزش‌های فردی‌تان دستخوش پیام‌هایی بشود که از رسانه‌های اجتماعی و زندگی دیگران دریافت می‌کنید. بد نیست گاهی از این فضای مجازی فاصله بگیرید و واقعیت‌ها را با چشمان خودتان و از زاویه دید خودتان ببینید. با این کار هم باور‌های شخصی‌تان را پرورش می‌دهید و هم فرصت بیشتری برای بودن در کنار عزیزان‌تان دارید که شما را با تمام عیب‌ها و کمبودهای‌تان دوست دارند. ضمنا مدام به خودتان یادآوری کنید که آنچه در رسانه‌های اجتماعی می‌بینید، لزوما واقعیت ندارد و چیزی است که یک نفر دیگر انتخاب کرده و تصمیم گرفته به شما نشان بدهد. قدر داشته‌ها و عزیزان خود را بدانید و با قیاس و قضاوت، کام‌تان را تلخ نکنید.
  11. هیچ کسی در این روز‌ها حوصله‌ی شنیدن پند و نصیحت را ندارد. این روند بی حوصلگی تا جایی ادامه دارد که به چاله‌ی مشکلات نیفتاده باشیم و همه چیز عادی پیش رود اما؛ به محض اینکه مشکلات سرِ راهمان قرار می‌گیرد، دنبال کسی می‌گردیم که به ما استراتژی درستی برای حل آن بدهد. حالا بیایید از زاویه‌ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم، چگونه به کسی که در چاله است و دارد به سمت چاه کشیده می‌شود کمک کنیم؟ لی تاست، دانش یار مدیریت سازمانی دانشگاه کسب و کار در جنوب کالیفرنیا، می‌گوید: «مشاوره گرفتن از کسی به این معناست که قبول کنیم تحت تاثیر و کنترل آن شخص هستیم و نپذیروفتن توصیه‌ها در واقع نپذیروفتن این کنترل است. بر اساس مطالعات سال گذشته در زمینه شخصیت و روانشناسی جامعه، مشاوره دادن باعث افزایش قدرت شخصیت می‌شود». ما معمولا از چه کسانی حرف شنوی داریم؟ محققان دلایلی را شناسایی کردند که باعث پذیرش توصیه‌ها و مشاوره می‌شود: ۱. اگر برای شنیدنش پول پرداخت کرده باشند و مسولیت سنگینی بر دوششان بگذارد (فکر کنید به کاری که وکیل‌ها انجام می‌دهند: تفسیرهاو صحبت‌هایشان درباره یک قرارداد) ۲. کارشناس یا کسی که تجربه زیادی در زمینه مد نظر داشته باشد و از کیفیت خوبی در موقعیت کنونی خودش برخوردار باشد (به طور مثال دکتری که طرح درمان و نسخه‌ای را تجویز می‌کند) در واقع بر سر دو راهی‌های زندگی احساسات ما نقش تصمیم گیرنده را بازی می‌کنند، اگر فردی از توصیه کننده عصبانی باشد به توصیه‌هایش هم گوش نمی‌دهد. در مقابل اگر همان حرف را از دوست یا افرادی که با او صمیمی هستند بشنود، احتمال قبول کردنش بیشتر است. در نظر داشته باشیم چیز‌هایی که ما به دیگران به عنوان نصیحت و توصیه می‌گوییم نه تنها بر آن‌ها بلکه در زندگی خودمان هم اثر گذار است، زیرا آن‌ها در ضمیر نا خودآگاه ذخیره شده و در موقعیت مشابه به صورت کاملا غیر ارادی به عنوان راه حل به سراغمان می‌آید. آیا زمان درستی برای مشاوره دادن است؟ زمانی مشاوره دهیم که مطمئن شویم از ما خواسته شده است. افراد شاید در برخی موقعیت‌ها فقط بخواهند که شنیده شوند. پس به این موضوع توجه کنید که آیا فقط می‌خواهد درد و دل کند یا به دنبال راهی برای حل مشکلاتش می‌گردد و می‌خواهد شما کمکش کنید. پس قبل از این که شروع به مشاوره دادن بکنیم باید اول مطمئن شویم که از ما خواسته شده و بر روی موضوع متمرکز هستیم. هیثر هاوریلسکی مشاور مقاله نویسی و نویسنده کتاب (اگر کافی بود، چی؟) می‌گوید: «پیش می‌آید که مردم از ما درخواست می‌کنند که یک استراتژی به آن‌ها معرفی کنیم. ولی این جمله به این معناست که من کسی را می‌خواهم که درک کند». ملودی لی، مشاور خانواده می‌گوید: «بهتر است اول بپرسید، مایل هستی چندتا توصیه از من گوش کنی؟» این بستر گفتگو را تراز و متعادل می‌کند. در موضوع هدف، تمرکز داشته باشید و از پراکنده گویی پرهیز کنید آستین کلون در کتاب (مثل یک هنرمند دزدی کن) به وضوح می‌پرسد که مشکل اصلی کدام است. «چه چیزی می‌خواهی بدانی و من در این زمینه چه کمکی می‌توانم بکنم؟» او با این صریح و ساده گویی از غرق شدن در اطلاعات گمراه کننده و غیر مرتبط با موضوع جلوگیری می‌کند. خانم لی، همچنان توصیه می‌کند که بهتر است شما به اندازه کافی گوش دهید و بفهمید که موضوع اصلی کدام است. از او بپرسید که هدف اصلی او چیست و می‌خواهد چه اتفاقی در نهایت بیوفتد. تئوری‌هایی را به او بگویید که با خواسته‌ی باطنی او مطابقت دارد. پس شما از زیاده گویی جلوگیری می‌کنید. کیفیت خود را حفظ کنید ما برای اعضای خانواده و دوستانمان اهمیت ویژه‌ای قائل هستیم و دوست داریم که در مشکلات به آن‌ها کمک کنیم اما؛ این موضوع نباید باعث شود که ما در زمینه‌ای صحبت کنیم که در آن نه تجربه‌ای داریم نه اطلاعاتی. اگر این کار را بکنیم نه تنها او را به مشکل می‌اندازیم بلکه اعتبار و کیفیت خود را هم از بین می‌بریم. بهترین کار برای کمک به آن فرد معرفی او به شخصی است که می‌دانیم در این زمینه اطلاعات دارد و می‌تواند کمکش کند. همکاری در حل یک مسئله کلمات، قدرت باور نکردنی‌ای دارند و می‌توانند زخم‌ها را درمان کنند، مخصوصا اگر صمیمانه استفاده شوند. مطالعات اخیر نشان می‌دهد دکتر‌هایی که از ادبیات صمیمانه‌ی همدردی و درک متقابل استفاده می‌کنند، تاثیر مثبت بیشتری بر روند بهبود بیماران دارند. به خاطر داشته باشیم که علاوه بر ادبیات، بهتر است با تن صدای اطمینان بخش گفتگو و مشاوره دادن انجام شود. از بلند تهاجمی صحبت کردن بپرهیزید. به اشتراک گذاشتن تجربیات مشابه خانم مارشال می‌گوید: «مردم معمولا در مقابل موعظه و پند گیری مقاومت می‌کنند. اگر من تجربه همسانی با موقعیت آن‌ها داشته باشم می‌گویم: «من در این موقعیعت بودم و این کاری است که انجام دادم. این باعث می‌شود بیشتر پذیرا باشند». همچنین خانم مارشال منابع حقیقی از جمله کتاب و اصول پایه‌ای درست را معرفی می‌کند و معتقد است اینکار بیشتر جواب می‌دهند تا به آن‌ها بگوید باید چه کاری کنند. بهتر است بگوییم انجام دادن این کار در موقعیت مشابه به من کمک کرد، ممکن است برای توهم مناسب باشد. پیشنهادی را بدهیم که درخواست شده این موضوع که افراد از همه توصیه‌های شما استفاده کنند واقعیت گرایانه و امکان پذیر نیست. ما باید سعی کنیم مشاوره و توصیه‌هایمان را بگوییم و بگذریم. دیگر پیگیر ماجرا نشویم که آیا فرد به گفته ما عمل کرد یا نه. اول از او بپرسید مشاوره‌هایی که به او داده‌اند چیست و اگر مناسب نبود بگویید و مطرح کنید که این‌ها کامل و مناسب نیستند. این کار باعث می‌شود که فشار از فرد مخاطب برداشته شود و با تمرکز و خاطر راحت تری به گفتگو با شما ادامه دهد.
  12. من نمی دونم کی فعالیت داشه و کی نداشته به همین دلیل رای نمی دم که نا عدالتی پیش نیاد