_.SOBX._

عضو
  • تعداد ارسال ها

    16
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در تالار

127 عملکرد معمولی

6 دنبال کننده

درباره _.SOBX._

  • درجه
    تازه وارد
  • تاریخ تولد

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    nakoja abad
  • علایق
    siahi

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    _.sobx._

آخرین بازدید کنندگان نمایه

163 بازدید کننده نمایه
  1. اموزش مال شماست... تحصیل مال اوست... جنگ مال ماست... فقر مال ماست ... رنج مال ماست ... درد مال ماست... تف ب هر چی حرف راست... بهترین طبقه بهشت حق ماست... مغزم تا حالا واسم 2 رکعت نماز قضا نزاشته... میگه عاشق خداست ولی شب عزای اهلش خیانت میکنه... میگه عاشق خداست ولی باز میکشه... میگه عاشق خداست...
  2. تو اونور پنجره نور روشن تری دیدی پرده رو زدی کنار تا روشن تر ببینی آخه آقا من که پرده ی اطاقت نبودم من که اون کور کتری داغ رو اجاقت نبودم حله آقا بخشیدمت حلال چشام فقط اشک میریخت و هوار من یه دایره ام که قطرش شعاع لکه بعدا خودت فکر کن جدا به حرفات هدیه ای برات گذاشتم خدا بهمرات یه کتاب قرآن روش نوشته که خوش باشی باش با اشک آمین این کتابی که روش دست گذاشتی تا تهش باهامی
  3. یه کتاب قرآن ، با خنده آمین دست روش گذاشتی که تا تهش باهامی ببین من خدا نیستم ببخشمتا ظاهرمو نگاه نکن از تو یه بچه ام انگار
  4. قانون خوبیه بنظرم ولی خیلی زیاد کم میشه از قدرت
  5. جلاد آمد تا نخ ب لبم بدوزد... تک درختم سوخت... بزار جنگل بسوزد... (آرومم)
  6. تتوی اسمت هنوز رو بازوی منه... حسادت نکن... بعد تو تنها کسی ک بغل میکنم شک نداشته باش زانوی غمه...
  7. عالی
  8. ترس من از اون روزه یکی زنگ بزنه بگه عشقت پر زدو ندیدیش موهای تنم سیخ میشن با فکر اینکه یه روزی نمونی پیشم
  9. زیر چترم نه چتر تو روی تختم بالشم نمیده بو عطر تو نقطه رو میذارم سر خط زندگیمو مینویسم از سطر نه من که کمبودی نداشتم من کردم همه ی تلاشم تو خودت خواستی که نباشم من جونمو میدادم براشم من فقط خواستم فدات شم تو کاری کردی که فنا شم حله هیس نگو من یواشم قانونا بی قاعده ان حرفا بی فایده ان هیچی نمیتونه مارو برگردونه دردا بی ظاهرن زیر زندگی زن که سهله حتی مردا میزاییدن میدونم از این روند حوصله سر بر بیزاری نه ؟
  10. خورشید طلوع کرد من به غروب رسیدم... غرورمو شکستن من به بلوغ رسیدم... همیشه راست میگفتم ولی زمینم زدن... اینگونه شدش که من به دروغ رسیدم ...
  11. زیاد موافق حجاب نیستم ولی ارومم میکنه وقتی چادرتو جا پتو میکشم رو سرم...
  12. مـردنَــم را آرزوستــــ اگـــر آرامگــاه ِ ابـَـدی آغــوش ِ تــو بـاشــد . . .
  13. ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺳـــــﻂ ﭘﯿﺸــــﺎﻧـــﯽ ﺍﺕ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﻗﺒﻠـــــﻪ ﮔــﺎﻩ ﻟﺒـﻬــﺎﯼ ﻣــــــﻦ ﺑـــــــﻮﺳﻪ ﻫــﺎﯾـــــﻢ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﺟــﺎ ﺣﻮﺍﻟـــــﻪ ﻣﯽ ﮐﻨـــــﻢ
  14. نه آرامشت را به چشمـﮯ وابسته کن، نه دستت را به گرماے دستـﮯ دلـــــــــخوش… چشمها بسته میشوند و دستــها مشت میشوند… و تو مـﮯمانـﮯ و یک دنــــــــیا تــــــــــنهائی…