mahdi_110

عضو
  • تعداد ارسال ها

    4
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در تالار

4 خنثی

7 دنبال کننده

درباره mahdi_110

  • درجه
    تازه وارد
  • تاریخ تولد

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    ايران

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    مهدي Fc

آخرین بازدید کنندگان نمایه

102 بازدید کننده نمایه
  1. 29 مورد از مهم ترین فواید کتاب خواندن کتاب خواندن فوایدی بیش از آنچه ما در اینجا بدان اشاره می کنیم دارد ولی موارد نام برده شده مهمترین فواید آن می باشند. اگر شما هم می خواهید که با فواید بیشتر کتاب خواندن آشنا شوید، با ما همراه باشید. 1- کسب علم و دانش: یکی از بزرگترین دلایل کتاب خواندن، کسب دانش است. کتاب ها یک منبع غنی از اطلاعات هستند. خواندن کتاب با موضوعات متنوع اطلاعات و عمق دانش را افزایش میدهد. 2- کتاب خواندن مغز شما را بهبود می بخشد: مطالعات نشان داده اند که خواندن اثرات مثبت قوی بر مغز دارد. با تحرک ذهنی، شما می توانید از بیماری زوال عقل و بيماري الزايمر جلوگیری کنید. این به این دلیل است که فعالیت مغز شما مانع از از دست دادن قدرت می شود. مغز یک عضله و مانند دیگر عضلات بدن است، ورزش آن را قوی و سالم نگه می دارد. حل پازل، خواندن کتاب ها یک راه عالی برای تمرین مغز شما است و آن را سالم نگه میدارد. 3- کاهش استرس: خواندن، اثر مثبت بر بدن نیز دارد. خواندن یک کتاب ،می تواند استرس را بهتر از پياده روي یا گوش دادن به موسیقی از بین ببرد. 4- کتاب خواندن حافظه را بهبود می بخشد: هر بار که یک کتاب را میخوانید، باید تنظیمات کتاب، شخصیت ها، زمینه ها، تاریخ، زیرمجموعه ها و خیلی چیزهای دیگر را به خاطر داشته باشید. همانطور که مغز شما یاد می گیرد تمام اینها را به خاطر بسپارد، حافظه شما بهتر می شود. 5- بهبود تخیل: هرچه بیشتر بخوانید، تخیل بیشتری خواهید داشت. هر زمان که یک کتاب تخیلی بخوانید، دنیای دیگری به شما می دهد. در دنیای جدید، تخیل شما به بهترین نحو کار می کند، زیرا شما سعی می کنید همه چیز را در ذهن خود ببینید. 6- مهارت های تفکر انتقادی را توسعه می دهد: یکی از مزایای اصلی خواندن کتاب توانایی آن در ایجاد مهارت تفکر انتقادی است. به عنوان مثال، خواندن یک رمان رمز و راز ذهن شما را باز می کند. مهارت های تفکر انتقادی هنگامی که به تصمیم گیری های روزمره می رسد، بسیار مهم است. خواندن نیاز فردی به پردازش اطلاعات را بهبود می بخشد. هرچه بیشتر بخوانید، درک شما عمیق تر خواهد شد. 7- واژگانی را می سازد: خواندن، واژگان و دستور زبان شما را بهبود می بخشد. همانطور که مطالعه میکنید، با کلمات جدید، اصطلاحات، عبارات و سبک نوشتن جدید آشنا می شوید. 8- مهارت های نوشتن را بهبود می بخشد: خواندن یک کتاب خوب می تواند بر مهارت نویسندگی تاثیر گذار باشد. بسیاری از نویسندگان موفق، با خواندن آثار دیگران، تخصص خود را به دست آوردند. بنابراین، اگر می خواهید یک نویسنده بهتر شوید، با یادگیری از استادان قبلی شروع کنید. 9- مهارت های ارتباطی را بهبود می بخشد: بهبود واژگان و مهارت های نوشتاری و مهارت های ارتباطی را بهبود میبخشد. هرچه بیشتر بخوانید و بنویسید، بهتر ارتباط برقرار می کنید. 10- کتاب خواندن تمرکز را بهبود می بخشد: در شیوه زندگی پر مشغله، ذهن درگیر چندین مسئله است. یک سرگرمی پربار مانند کتاب خواندن، ما را مشغول می کند. همچنین منجر به استفاده پر بار از زمان می شود. این نه تنها به ما کمک می کند از نگرانی خلاص شویم، بلکه ذهن ما را از یکنواختی دور می کند. کتاب ها ،منابع عالی تفریحی هستند. کسی که علاقه مند مطالعه است هرگز خسته نمیشود، زیرا این یک راه عالی برای خلاص شدن از خستگی است. 11- سرگرمی ارزان: در مقایسه با سایر انواع سرگرمی، کتاب ها بسیار ارزان هستند. با مقدار کمی پول، شما می توانید کتاب خود را بخرید و برای چند ساعت سرگرم شوید. 12-انگیزه: زندگی پر از چالش هاست.مطالعه می تواند الهام بخش زندگی شما باشد و آن را تغییر بدهد. خواندن یک کتاب خوب، از جمله بیوگرافی افراد شما را تشویق می کند و همچنین راهنمایی هایی را برای کمک به دستیابی به اهداف شخصی خود خواهید آموخت. اساسا، الهام بخش شما خواهد بود تا به یک شوهر، زن، دختر، پسر، مادر، پدر یا حتی کارمند بهتر تبدیل شوید. 13- کتاب خواندن سلامت را بهبود می بخشد: هزاران، و میلیون ها، از کتاب های خودآموز عالی وجود دارد. بسیاری از این کتاب ها واقعا می توانند به بهبود سلامت شما کمک کنند. خواندن چنین کتاب هایی موجب کاهش افسردگی می شود. افراد مبتلا به افسردگي شدید می توانند از خواندن کتاب های خودآموز بهره مند شوند. به غیر از این، این کتاب ها راهنمایی های مهم در مورد تمرینات، رژیم غذایی و سایر نکات زندگی سالم را ارائه می دهند. این همه منجر به بهبود سلامت روحی و جسمی می شود. 14- باعث می شود که مودب تر باشید: بر طبق مطالعات، محو شدن در داستان ، به ویژه داستان تخیلی، ممکن است همدلی شما را افزایش دهد. 15- فواید کتاب خواندن بر بهبود مهارتها: خواندن، یک سازنده اساسی است.کتاب ها اطلاعات مهمی در مورد موضوعات مختلف ارائه می دهند.با مطالعه شما می توانید انواع مهارت های آموزشی را تقویت کنید. مثل:آشپزی، رقص یا هر چیز دیگر. 16- ساختن اعتماد به نفس: با خواندن کتابهای بسیار، شما بهتر ارتباط برقرار می کنید و زمینه های مختلف زندگی را می آموزید ؛ همه اینها به ایجاد یک اعتماد به نفس بالا کمک میکند. 17- سرگرمی قابل حمل: کتاب ها قابل حمل و سبک وزن هستند. آنها مانند رایانه های بزرگ و بازی هایی هستند که فضای زیادی دارند. با یک کتاب، می توانید آن را در کیف دستی خود قرار دهید و به راحتی آن را در همه جا حمل کنید. شما می توانید هر جا، در یک هواپیما در هنگام مسافرت، در رختخواب خود بخوانید، قبل از اینکه بخوابید، زیر سایه ای که در آن استراحت می کنید و یا حتی در طول تعطیلات خود. 18- کمک می کند تا بهتر خواب ببینی: خواب بد منجر به بهره وری کم می شود. به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان توصیه می کنند که قبل از اینکه بخوابید برای کمک به آرامش ذهن خود کتاب بخوانید. 19- درباره دنیای دیگر یاد بگیرید: دنیای داستان به شما اجازه می دهد به جهان دیگری سفر کنید، جایی که همه چیز متفاوت است. با خواندن کتاب ها، نگاهی اجمالی به فرهنگ ها و مکان های دیگر خواهید داشت. کتاب ها افق های دید را گسترش می دهد، به شما اجازه می دهد کشورهای دیگر، افراد دیگر و بسیاری از چیزهای دیگر که هرگز دیده یا تصور نکردید را ببینید. این راه عالی برای بازدید از یک کشور عجیب و غریب در ذهن شماست. 20- خلاقیت را بهبود می بخشد: بزرگترین تفاوت بین خواندن و تماشای تلویزیون این است که خواندن به شما امکان می دهد خلاقیت خود را آزاد کنید. هرچه بیشتر بخوانید، بیشتر چیزهای جدید یاد خواهید گرفت. افکار جدید همیشه ذهن ما را به کشف زندگی در راه های جدید و بهتر هدایت میکند. ما شروع به دیدن جهان به شیوه ای متفاوت می کنیم و به این ترتیب راه حل خلاق جدیدی پیدا می کنیم. 21- با سرعت خود یاد بگیرید: یکی دیگر از مزایای خواندن کتاب این است که شما با سرعت خود یاد می گیرید. از آنجا که کتاب را همیشه در دست دارید، می توانید به بخش هایی که متوجه نشدید برگردید و دوباره مطالعه کنید. شما می توانید یک فصل را هر چند بار که بخواهید بخوانید بدون اینکه نگران باشید که بخش دیگر را از دست خواهید داد. 22- گزینه های انتخاب بسیاری ایجاد میکند: کتابهای بسیار زیادی برای خواندن وجود دارد، که شما هرگز آنها را در طول عمر به پایان نخواهید رساند. کتاب ها برای قرن ها نوشته شده است، در حال حاضر کسی کتابی را می نویسد و در آینده کتاب ها هنوز نوشته می شوند. آیا شما به دنبال چیزی برای الهام بخشیدن هستید، برای هر موضوعی هزاران کتاب وجود دارد. 23- اخلاق را بهبود می بخشد: کتاب ها به ما کمک می کنند تا ایده های خوب را از ایده های بد، بهتر تشخیص دهیم. خواندن یک کتاب به ما اجازه می دهد که با رویکردهای مختلف زندگی و مشکلات آشنا شویم. اساسا، شما یاد می گیرید تصمیمات بهتر در زندگی بگیرید. 24- صرفه جویی در هزینه: به غیر از ارزان بودن، شما نیز با خواندن کتاب ها، پول زیادی را صرفه جویی خواهید کرد. کتاب ها نیازی به برق ندارند و نیازی به هیچ نوع نگهداری ندارند. هنگامی که شما یک کتاب را در مورد یک مهارت مشخص مانند پخت و پز، چوب، و یا وظایف ساده می خوانید، پول خود را ذخیره میکنید. شما نه تنها مهارت های جدید را یاد می گیرید، بلکه هزینه های زیادی را نیز صرفه جویی می کنید. 25- درباره تاریخ خود اطلاعات کسب کنید: تاریخ، نقش مهمی در هستی ما بازی می کند. با خواندن کتاب، ما درک درستی از گذشته و نحوه ادامه آن بر زندگی خواهیم داشت. 26- عوارض جانبی دنیای دیجیتال: صرف وقت زیاد برای تماشای تلویزیون و یا بازی کردن بازی های ویدئویی می تواند سلامت چشم شما را در بلند مدت تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، کتاب ها امن و آسان هستند. هیچ کس تاکنون با خواندن کتابهای بیشمار کور نشده است. هیچ اثر جانبی یا خطری ندارد. 27- شما را باهوش تر می کند: افرادی که به طور منظم مطالعه می کنند، دقیق تر از کسانی هستند که مطالعه نمیکنند. آنها ذهن باز دارند و بیشتر تمایل دارند از محیط اطراف خود آگاه باشند. 28- کتاب ها بهتر از فیلم ها هستند: فیلم های بسیاری از کتاب ها اقتباس شده اند. اما اگر یک کتاب بخوانید و سپس فیلم آن را تماشا کنید، موافقت خواهید کرد که این کتاب 100 بار بهتر از فیلم است. همیشه این بخش منحصر به فرد وجود دارد. 29- فواید و تاثیر کتاب خواندن بر اجتماعی شدن: ما همیشه می توانیم آنچه را که با خانواده، دوستان و همکارانمان خوانده ایم به اشتراک بگذاریم این ،توانایی ما را برای اجتماعی شدن افزایش می دهد.
  2. روبرتو کارلوس با نام کامل روبرتو کارلوس دا سیلوا روشا (به پرتغالی: Roberto carlos da silva rocha) (زادهٔ ۱۰ آوریل ۱۹۷۳ در سائوپائولو) مربی فوتبال کنونی و بازیکن فوتبال پیشین برزیلی است که برای رئال مادرید و تیم ملی برزیل در پست مدافع کناری فوتبال می‌کرد. کارلوس بهترین و تأثیرگذارترین دفاع چپ در تاریخ فوتبال به‌شمار می‌رود که با سرعت و استقامت زیاد، و شوت‌های از راه دور و قوی به شهرت رسید. کارلوس فوتبال حرفه‌ای را از باشگاه پالمیراس برزیل شروع کرد و با تیم این باشگاه دو فصل پیاپی قهرمان لیگ برتر و جام حذفی برزیل شد. او پس از یک فصل بازی در اینترمیلان، در سال ۱۹۹۶ به باشگاه رئال مادرید پیوست و تا سال ۲۰۰۷، سه بار کاپ لیگ قهرمانان اروپا، چهار بار لالیگا و سه بار هم سوپر جام اسپانیا را با رئال کسب کرد. او در سال ۱۹۹۷ به عنوان اولین دفاع در دهه‌های اخیر فوتبال دومین بازیکن سال فوتبال جهان، و در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ دو بار متوالی برترین مدافع باشگاهی سال اروپا شد. در آوریل ۲۰۱۳، نام روبرتو کارلوس توسط مجله مارکا در ترکیب یازده بازیکن خارجی برتر تاریخ رئال مادرید منتشر شد. کارلوس فوتبال را در تیم ملی برزیل از سال ۱۹۹۲ شروع کرد. او در دوران فوتبال خود چهار جام جهانی فوتبال را با برزیل تجربه کرد که در جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن قهرمان شد و نیز در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه تا رسیدن به فینال این جام، برزیل را کمک کرد. کارلوس در جام جهانی ۲۰۰۲ از جمله بازیکنان تأثیرگذار در قهرمانی برزیل بود که به‌عنوان یکی از بازیکنان منتخب این تورنمنت انتخاب شد. او همچنین در دو کوپا آمریکا ۱۹۹۷ و ۱۹۹۹، و جام کنفدراسیون‌ها ۱۹۹۷ با تیم ملی کشورش به قهرمانی رسید. او به‌علت ضربه آزادهای قوی و کات دارش که تا ۱۶۹ کیلومتر بر ساعت اندازه‌گیری شده‌است، به آقای گلوله معروف شد و در کارهای دفاعی و سانتر کردن نیز مهارت داشت. نام وی در فیفا ۱۰۰ (لیست بهترین بازیکنان فوتبال به انتخاب پله) حضور دارد. کارلوس در سال ۲۰۱۲ (۳۹ سالگی) بازنشسته شد و به حرفهٔ مربیگری پرداخت. سابقه حرفه‌ای باشگاهی کارلوس فوتبال خود را از یک باشگاه در آراراس سائوپائولو برزیل شروع کرد. او سپس به صورت قرضی به تیم اتلتیکو مینیرو رفت و در آنجا با تیم ب در مسابقات کوپا کانمبول که میان باشگاه‌های آمریکای جنوبی برگزار می‌شد، حضور یافت. کارلوس در دو بازی اول به میدان نرفت اما در مسابقات بعدی به‌طور کامل در ترکیب اصلی تیم قرار گرفت و بازی قابل قبولی را به نمایش گذاشت که سرآغاز موفقیت‌های فوتبالی او بود. او درحالیکه ۱۹ سال سن داشت به تیم ملی برزیل نیز دعوت شد. در سال ۱۹۹۳ او رسماً به باشگاه پالمیراس انتقال یافت و دو فصل متوالی ۹۴–۱۹۹۳ و ۹۵–۱۹۹۴ با این تیم به قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی برزیل رسید. کارلوس سپس به تیم اینترمیلان در لیگ سری آ ایتالیا پیوست و در اولین فصل حضورش با اینتر موفق نبود و به عنوان هفتم رسید. او بعدها در مصاحبه‌ای عنوان کرد که روی هاجسون سرمربی اینتر، از وی خواسته که در پست وینگر بازی کند اما او خواستار بازی در دفاع چپ بود و همین اختلاف باعث شد تا تنها راه او ترک این باشگاه شود. رئال مادرید کارلوس در سال ۱۹۹۶ به رئال مادرید پیوست و با پیراهن شمارهٔ ۳ در ترکیب اصلی تیم قرار گرفت. او طی ۱۱ فصل حضور خود در رئال تا فصل ۰۷–۲۰۰۶، در ۵۲۷ بازی به میدان رفت، ۶۹ گل به ثمر رساند و یکی از گلزن‌ترین دفاع‌های تاریخ این باشگاه شد. او با ۳۷۰ بازی در لالیگا رکورد بیشترین حضور بازیکنان خارجی (غیر اسپانیایی) در این لیگ را که پیش از آن متعلق به آلفردو دی استفانو بود، به دست آورد و در این مدت به عنوان یکی از تأثیرگذارترین بازیکنان رئال و نیز برترین دفاع چپ جهان در نظر گرفته می‌شد. او به همراه رئال چهار بار قهرمان لالیگا و سه بار در سال‌های ۱۹۹۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ فاتح لیگ قهرمانان اروپا شد. او در فینال لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۰۲، پاس گلی را برای زین‌الدین زیدان ارسال کرد که این گل به‌عنوان یکی از بهترین گل‌های تاریخ این رقابت‌ها ثبت شده‌است. او دو بار متوالی به سبب درخشش‌هایش در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ دو بار متوالی به‌عنوان بهترین دفاع باشگاهی سال اروپا برگزیده شد و مدتی بعد وی در کنار رائول و گوتی یکی از کاپیتان‌های رئال مادرید شد. کارلوس به‌خاطر حرکت سریع و حمله کردن از سمت چپ و زدن گل‌های مخصوص خود مورد توجه قرار گرفت. او در رقابتی از کوپا دل ری در اوت ۱۹۹۸ در مقابل تنریف با استفاده از کات بیرون پای چپ در خط کناری دروازه حریف، گلی به یادماندنی را به‌ثمر رساند. نه تنها یکی از بهترین‌ها در زدن ضربه آزاد بود، بلکه او (روبرتو کارلوس) همیشه یکی از برترین دفاع چپ‌های جهان بود. برای همه رئالی‌ها بردن جام قهرمانان مهم بود [اشاره به تأثیر کارلوس در بردن لیگ قهرمانان]. — رونالدینیو در فصل ۰۳–۲۰۰۲ درحالیکه رئال مادرید برای غلبه بر رئال سوسیداد در بازی بعدی و قهرمانی در لالیگا، به بردن از اتلتیک بیلبائو نیاز داشت؛ او در دقایق پایانی نیمهٔ اول با ضربه آزاد دروازه حریف را باز کرد، رئال ۲–۱ پیش‌افتاد و در پایان نیز بازی را ۳–۱ برنده شد. همچنین در دسامبر ۲۰۰۳، او در الکلاسیکو ورزشگاه نیوکمپ گل اول را به بارسلونا زد، تا رئال مادرید پس از ۲۰ سال بتواند برای اولین بار این تیم رقیب را در ورزشگاه نیوکمپ شکست دهد. کارلوس در بازی یک‌هشتم لیگ قهرمانان اروپا فصل ۰۷–۲۰۰۶ مقابل بایرن‌مونیخ دچار اشتباه در کنترل توپ شد تا ثانیه دهم این دیدار، دروازه رئال با سریع‌ترین گل تاریخ لیگ قهرمانان اروپا باز شود. او به دلیل این اشتباه که موجب حذف رئال در لیگ قهرمانان شد، زیر بار انتقادات قرار گرفت و سپس اعلام کرد که پس از انتهای این فصل قراردادش را منقضی و رئال مادرید را ترک می‌کند. او در این فصل اُفت زیادی را تجربه کرده بود. فنرباغچه کارلوس در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۷ با عقد قراردادی ۲ ساله به تیم فنرباغچه در سوپر لیگ ترکیه پیوست و اولین بازی رسمی خود در این تیم را مقابل بشیکتاش انجام داد که با نتیجهٔ ۲–۱ به پیروزی رسیدند. همچنین اولین گل رسمی خود را در بازی با سیواس‌اسپور با ضربه سر به ثمر رساند. او در انتهای همین فصل مصدوم شد و رقابت میان فنرباغچه و گالاتاسرای را در لیگ قهرمانان اروپا از دست داد و فنرباغچه به حریف خود باخت. کارلوس در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ دو بار با فنرباغچه برنده سوپرکاپ ترکیه شد. او از ترک فنرباغچه در اکتبر ۲۰۰۹ خبر داد و پیشنهاد کرد که به صورت رایگان به رئال مادرید یا به تیم‌های لیگ برزیل بازگردد. کورینتیانس بعد از ۱۵ سال، کارلوس برای فوتبال دوباره به کشورش بازگشت و در باشگاه کورینتیانس در کنار رونالدو هموطن و هم‌تیمی پیشین خود قرار گرفت. او اولین گل خود را برای کورنتیانس در ژوئن ۲۰۱۰ به تیم اینترناسیونال زد و به صدرنشینی این تیم در لیگ برزیل کمک کرد. کارلوس در بازی با باشگاه فوتبال پرتوگوئسا مستقیماً از روی ضربه کرنر گل تحسین‌برانگیزی را زد. آنژی ماخاچ قلعه کارلوس با قراردادی یک سال و نیمه به ارزش ۱۰ میلیون یورو در سال ۲۰۱۱ به آنژی مخاچ‌قلعه در لیگ برتر روسیهپیوست. او به عنوان کاپیتان این تیم در پست هافبک دفاعی به رقابت می‌پرداخت. او اولین گل برای ماخاچ قلعه را در بازی با دینامو مسکو از روی پنالتی و دومین گل خود را نیز با پنالتی در بازی با روستوف زد. اوت ۲۰۱۲ سرمربی باشگاه آنژی ماخاچ قلعه در یک کنفرانس مطبوعاتی با درخواست کناره‌گیری کارلوس موافقت کرد. او به این ترتیب بعد از جدایی از این باشگاه، بازنشسته‌شد. ردهٔ ملی روبرتو کارلوس در ۱۲۵ بازی برای تیم ملی برزیل به میدان رفت و ۱۱ بار گلزنی کرد. او چهار جام جهانی، چهار کوپا آمریکا و جام کنفدراسیون‌ها ۱۹۹۷ و بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۶ را تجربه کرد. او در بازی مقدماتی مقابل فرانسه در جام تورنادو دِ فرانسه سال ۱۹۹۷، گلی را از روی ضربه آزاد به ثمر رساند که از این گل به عنوان بهترین کاشتهٔ تاریخ فوتبال یاد می‌شود. کارلوس پس از دورخیز با بیرون پای چپ توپ را شوت کرد. توپ در ابتدا مسیری به طول ۱۰ یارد (۹ متر) را با سرعت زیادی به سمت راست طی کرد و سپس توپ در میانه راه با کات بسیار زیادی به سمت دروازه (خلاف جهت حرکت توپ) متمایل شد و دروازه‌بان فرانسه، فابین بارتز، که انتظار داشت توپ در خارج از چارچوب دروازه باشد، بدون آن که واکنشی نشان دهد، با تعجب بسیار شاهد ورود آن به داخل دروازه بود. در سال ۲۰۱۰، گروهی از دانشمندان فرانسوی مسیر حرکت توپ را تشریح کردند. تحلیل ضربه ایستگاهی معروف روبرتو کارلوس در بازی مقابل فرانسه سال ۱۹۹۷ جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه او در هفت بازی شرکت داشت و به فینالیست شدن برزیل کمک کرد که در نهایت آن‌ها با نتیجه ۰–۳ مغلوب فرانسه و نائب قهرمان شدند. او از بازیکنان تیم منتخب جام جهانی ۱۹۹۸ شد. کارلوس در جام جهانی۲۰۰۲ کره و ژاپن نیز در شش بازی برای برزیل به میدان رفت. در اولین بازی او در جام ۲۰۰۲، چیلاورت، دروازه‌بان تیم ملی پاراگوئه خطایی را بر رویش مرتکب شد که منجر به محرومیت چیلاورت از سه بازی جام شد. کارلوس یکی از گل‌های برزیل را از روی کاشته وارد دروازه چین کرد. او پس از قهرمانی برزیل در جام ۲۰۰۲، به دلیل درخشش در این جام بار دیگر به عنوان یکی از بازیکنان تیم منتخب جام جهانی برگزیده و نیز به سبب درخشش‌ها و موفقیت‌هایش در عرصه باشگاهی و ملی دومین بازیکن سال جهان در سال ۲۰۰۲ شد. کارلوس موفق شد کوپا آمریکاهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۹، و جام کنفدراسیون‌های ۱۹۹۷ را نیز با برزیل ببرد. او در جام جهانی ۲۰۰۶ نیز یکی از اعضای ترکیب اصلی برزیل بود. برزیل در مرحله حذفی جام به تیم ملی فرانسه با نتیجه ۱–۰ باخت و کارلوس به دلیل ناتوانی در مانع شدن از گلزنی تیری آنری که از روی سانتر زیدان دروازه برزیل را باز کرد (در سمت چپ دفاع که پست کارلوس بود)، مورد انتقاد قرار گرفت. او بعد از پایان جام ۲۰۰۶ کناره‌گیری خود را از تیم ملی برزیل اعلام کرد. سبک بازی کارلوس علاوه بر تبحر در شوت‌زنی، سرعت، چابکی و سانتر کردن، در توپ‌گیری و مهار بازیکنان نیز مهارت بالایی داشت. کارلوس یکی از بهترین شوت زنان و کاشته زنان جهان بود که با شوت‌های قوی و کات‌دار خود در فاصله‌های دور و بیشتر در پشت محوطه جریمه گلزنی می‌کرد. او از روی نقطهٔ کرنر و زاویه‌های کناری دروازه حریف گرفته تا فواصل نزدیک به میانهٔ میدان، توانایی گلزنی با شوت را داشت. شوت‌های او اغلب قدرتی بودند و برخلاف بسیاری از بازیکنان شوت زن دیگر در فوتبال، به هنگام شوت زدن بیشتر از بیرون پای خود برای کات دادن به توپ استفاده می‌کرد که این امر به همراه قدرت بالای شوت او باعث انحراف بسیار زیاد توپ در فاصلهٔ دور می‌شد. ضربهٔ آزاد او در سال ۱۹۹۷ در بازی برزیل و فرانسه از بهترین نمونه‌های شوت‌زنی کارلوس بود که بهترین ضربهٔ ایستگاهی تاریخ فوتبال نیز برشمرده می‌شود. بیشترین گل‌های کارلوس با ضربات ایستگاهی یا شوت‌های از راه دور زده شدند. ویژگی دیگر کارلوس که او را در جهان فوتبال به موفقیت رساند سرعت، چابکی، و استقامت کم‌نظیرش بود. او از سرعت بالای خود در هنگام حملات و ضد حملات بهره می‌گرفت و مسافت‌های طولانی را در سمت چپ زمین حرکت می‌کرد. او همچنین در سانتر کردن از گوشه چپ زمین مهارت بالایی داشت و سانترهای وی برای رونالدو، زیدان، رائول و دیگر مهاجمان رئال و برزیل بعضی از دیدنی‌ترین گل‌های فوتبال را به دنبال داشت؛ مانند گلی که در فینال جام باشگاه‌های اروپا ۲۰۰۲ با سانتر او و گلزنی زیدان به ثمر رسید. کارلوس را می‌توان از تهاجمی‌ترین دفاع‌های جهان فوتبال دانست که این توانایی‌های تهاجمی او موجب تأثیرات عمده‌ای بر روی مدافعان کناری جهان و تغییر وظایف آنان شد. او در ابتدا با سرمربی باشگاه اینتر بر سر همین مسئله مشکل پیدا کرد، زیرا مربی خواستار استفاده از کارلوس در پست مهاجم یا وینگر بود. او البته توانایی بازی در پست هافبک دفاعی را نیز داشت. کارلوس همچنین دارای قدرت و تعادل بدنی، لجاجت، و نیز دارای مهارت در توپ‌گیری و تکل‌زدن بود که باعث می‌شد در کارهای دفاعی و مهار مهاجمان حریف از گوشه‌ها مٶثر واقع شود. افتخارات باشگاهی پالمیراس قهرمانی لیگ برتر برزیل (۲): ۹۴–۱۹۹۳، ۹۵–۱۹۹۴ قهرمانی جام حذفی برزیل (۲): ۱۹۹۳، ۱۹۹۴ رئال مادرید قهرمانی لالیگا (۴): ۹۷–۱۹۹۶، ۰۱–۲۰۰۰، ۰۳–۲۰۰۲، ۰۷–۲۰۰۶ قهرمانی سوپرکاپ اسپانیا (۳): ۱۹۹۷، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳ قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا (۳): ۹۸–۱۹۹۷، ۲۰۰۰–۱۹۹۹، ۰۲–۲۰۰۱ قهرمانی سوپرکاپ اروپا: ۲۰۰۲ فنرباغچه قهرمانی سوپرکاپ ترکیه (۲): ۲۰۰۷، ۲۰۰۹ ملی برزیل قهرمانی جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲ قهرمانی کوپا آمریکا (۲): ۱۹۹۹، ۱۹۹۷ قهرمانی جام کنفدراسیون‌ها: ۱۹۹۷ قهرمانی جام جهانی دوستانه ملی: ۱۹۹۵ مدال برنز بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۶ فردی دومین بازیکن سال فوتبال جهان: ۱۹۹۷ توپ طلای فیفا سال ۲۰۰۲ (نفر دوم) عضو تیم منتخب جام جهانی (۲): ۲۰۰۲، ۱۹۹۸ بهترین مدافع باشگاهی سال اروپا (۲): ۲۰۰۳، ۲۰۰۲ عضو تیم سال یوفا (۲): ۲۰۰۳، ۲۰۰۲ عضو تیم منتخب سال اروپا به انتخاب اروپا اسپورت مدیا: ۷ فصل متوالی از ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۴ برنده جایزه کفش نقره‌ای فوتبال برزیل (۳): ۱۹۹۳، ۱۹۹۴، ۲۰۱۰ جایزه بهترین بازیکن آمریکای لاتین در لالیگا (۱): ۹۸–۱۹۹۷ عضو فیفا ۱۰۰: ۲۰۰۴ برنده جایزه پای طلایی: ۲۰۰۸ عضو تیم منتخب سال لیگ برتر برزیل: ۲۰۱۰
  3. تئاتر شاخه‌ای از هنرهای نمايشي است که به بازنمودن داستان‌ها برابر تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار دراماتیک، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد؛ مانند اپرا، باله، کابوکی، تعزیه، خیمه شب بازی و پانتومیم. «تئاتر» واژه‌ای است یونانی که در لغت به معنای چیزی است که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» یا «تماشا» می‌گویند. تاریخچه تئاتر مربوط به یونان باستان و رم درقبل از میلاد مسیح می‌باشد. بازیگران تئاتر در لباس مردم تامیل، درحال آماده‌سازی خود برای اجرای تئاتر در چنای، هند. زيرشاخه ها تئاتر خیابانی پانتومیم (بی کلام) نمایش روحوضی نقالی نمایش عروسکی نمایش :این کار توسط یک یا چند بازیگر در یک محیط باز به نام «سن» انجام می‌گیرد و توسط کارگردان هدایت می‌شود. پانتومیم (بی کلام): نمایشی است که معمولاً توسط یک بازیگر انجام می‌گیرد و در آن از هیچ کلامی استفاده نمی‌شود. نمایش روحوضی: به نمایشی گفته می‌شود که بازیگران روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده‌اند داستان نمایش را اجرامی‌کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد. پرده خوانی:به نمایشی گفته می‌شود که در آن تصاویری بر روی پرده نقاشی شده‌است و یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. این نوع نمایش بیشتر در زمان‌های قدیم استفاده می‌شد و به نمایش قهوه‌خانه‌ای معروف است. نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می‌شود که در آن از عروسک استفاده می‌شود و بازیگران صحنه، عروسک‌ها می‌باشند و به افرادی که این عروسک‌ها را به حرکت درمی‌آورند، «عروسک گردان» گفته می‌شود، این نمایش هم دارای کارگردان است. پيشينه . تئاتر یکی از هنرهای هفتگانه است. کسانی که دربارهٔ به وجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته‌است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژگی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه (thea) تماشاگران یا محله تماشا است. در زمان‌های قدیم، تماشاگران در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب و تشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشاگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد. بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته‌ترین نظریه دربارهٔ به وجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آن‌ها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است. برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده‌است. اما نه خصوصیت داستان‌سرایی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچ‌کدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستان‌ها هم در اطراف آیین‌ها به وجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته‌است. خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این‌گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آن‌ها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند. علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسئله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم‌شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده‌است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی دربارهٔ تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند. مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم‌شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند. امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده‌است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم‌شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آن‌ها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته‌ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود. هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آن‌ها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده‌ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آن‌ها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می‌کرده‌است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده‌است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه‌کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری رو می‌آورند. پايان بخش اول
  4. سید شهاب حسینی (زادهٔ ۱۴ بهمن ۱۳۵۲) هنرپیشه سینما، تئاتر و تلویزیون، مجری، کارگردان، تهیه کننده و گوینده ایرانی است. شهاب حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت نمود. وی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ با ایفای نقش در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی، توانست جایزهٔ بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. همچنین او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. سید شهاب‌الدین حسینی تنکابنی در سال ۱۳۵۲ در تهران زاده شد. او نخستین فرزند خانواده است و یک برادر و دو خواهر دارد. اصلیت او به تنکابن مازندران برمی‌گردد. او چند سالی را نیز در دوران کودکی همراه با خانواده در خرم‌آباد زندگی کرد. تحصیلات دانشگاهی‌اش در رشتهٔ روان‌شناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. حسینی در سال ۱۳۷۴ ازدواج کرد، فرزند نخست او با نام محمدامین در زمستان ۱۳۸۲ و فرزند دوم او به نام امیرعلی در تابستان ۱۳۹۰ به دنیا آمدند. او کار خود در بخش هنر را با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو آغاز کرد. فعالیت‌ها و کارنامه اجرا فعالیت شهاب حسینی با گویندگی در رادیو آغاز شد و در سال ۱۳۷۷ با اجرا در تلویزیون کارش را ادامه داد. حسینی در برنامه‌ای به نام اکسیژن در تلویزیون ظاهر شد. وی در چند برنامهٔ دیگر مانند برپا برپا، رنگ صبح، و سایه روشن به عنوان مجری نمایان شد. وی همچنین در برنامهٔ رادیویی دو نیمه سیب، صدای ما و گلبانگ شادی به گویندگی پرداخت و در سال ۱۳۹۴ در برنامهٔ سحرگاهی به عنوان راوی حضور داشت. شهاب حسینی در سال ۱۳۹۹ به اجرای یک برنامه در رسانه خانگی به نام هم‌رفیق پرداخت که نخستین قسمت این مجموعه در ۲۰ آذر ۱۳۹۹ از نماوا پخش شد. تلویزیون حسینی در سال ۱۳۷۹ با سریال پس از باران پا به عرصهٔ بازیگری گذاشت. در سال ۱۳۸۰ در سریال پلیس جوان و در سال ۱۳۸۲ در سریال تب سرد به ایفای نقش پرداخت. وی در سال ۱۳۸۵ در سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا به ایفای نقش پرداخت و این سریال دورهٔ اوج وی در تلویزیون بود. مدار صفر درجه به کارگردانی حسن فتحی و ساختهٔ مشترک کشورهای ایران، مجارستان، فرانسه و لبنان است. حسینی در سال ۱۳۸۸ در نقش عباس بابایی در سریال شوق پرواز ظاهر شد و این سریال نیز به موفقیت در نزد مخاطبین دست یافت. شهرزاد در سال ۱۳۹۳ نخستین کار او در رسانهٔ خانگی و دومین همکاری او با حسن فتحی می‌باشد. شهاب حسینی در شهرزاد در نقش قباد بازی کرد. با وجود فعالیت متعدد در سینما، همکاری شهاب حسینی با تلویزیون ادامه داشته است. او در چند فصل از سریال انیمیشن شکرستان، پس از درگذشت مرتضی احمدی، نقش راوی را برعهده گرفت. سینما شهاب حسینی در سال ۱۳۸۰ با بازی در فیلم رخساره ساختهٔ امیر قویدل وارد سینما شد. حسینی در سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ در فیلم‌های واکنش پنجم به کارگردانی تهمینه میلانی و این زن حرف نمی‌زند به کارگردانی علیرضا امینی و زهر عسل به کارگردانی ابراهیم شیبانی و رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی سیروس الوند ایفای نقش کرد و به عنوان یک بازیگر، بیش از پیش مطرح شد و توانست برای بازی در شمعی در باد در شخصیت بابک و رستگاری در هشت و بیست دقیقه در شخصیت فؤاد، دو سال پیاپی نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنوارهٔ فجر شود. وی در سال ۱۳۸۳ در فیلم قتل آنلاین و سپس در سال ۱۳۸۴ در فیلم پیشنهاد ۵۰ میلیونی به ایفای نقش پرداخت. او برای بازی در فیلم‌های بچه‌های ابدی، شمعی در باد، محیا و دل شکسته در سال ۱۳۸۶ مورد توجه قرار گرفت. حسینی در سال ۱۳۸۶ برای فیلم محیا موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ فیلم فجر شد. سال ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ دو سال درخشان برای وی بود. او در دل شکسته ساختهٔ علی روئین‌تن، دربارهٔ الی ساختهٔ اصغر فرهادی، سوپراستار، اثر تهمینه میلانی، حوالی اتوبان ساختهٔ شهرام اسدی و پرسه در مه از بهرام توکلی، بازی‌های متفاوت و قابل توجهی را به نمایش گذاشت و با هنرمندی با نقش کوروش زند در فیلم سوپر استار به اوج محبوبیت و شهرت رسید. حسینی برای فیلم سوپر استار، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ فجر را دریافت کرد و به خاطر فیلم‌های پرسه در مه و دربارهٔ الی، جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشن خانهٔ سینما را به تالار دستاوردهای خود افزود. وی در فیلم دربارهٔ الی یکی از مهم‌ترین بازی‌های خود را با شخصیت احمد ایفا نمود و در پرسه در مه با نقش امین، بازی دگرگون شده‌ای از خود به نمایش گذاشت. نیلوفر ساختهٔ سابین ژمایل در سال ۲۰۰۸ یکمین کار او با کارگردانان غیر ایرانی بود. حسینی در سال ۱۳۸۹ بار دیگر با اصغر فرهادی همکاری کرد و در فیلم جدایی نادر از سیمین به ایفای نقش در نقش حجت پرداخت. این فیلم برای او نخستین دست‌آورد بین‌المللی‌اش را به ارمغان آورد و حسینی توانست خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به همراه دیگر بازیگران مرد این فیلم به دست آورد و تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشن خانهٔ سینما و دیپلم افتخار جشنوارهٔ فجر را دریافت نماید. بازی او مورد توجه انجمن بین‌المللی سینه فیلی قرار گرفت و نامزد دریافت جایزهٔ آی.سی. اس به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. از دید کارشناسان، بازی حسینی در جدایی نادر از سیمین یکی از ماندگارترین نقش‌های او به عنوان بازیگر بوده‌است. شهاب حسینی در نظرسنجی برنامهٔ هفت در سال ۱۳۹۲ به عنوان بهترین بازیگر دههٔ هشتاد ایران انتخاب شد. یکی می‌خواد باهات حرف بزنه در سال ۱۳۹۰، هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند، حوض نقاشی و تعبیر خواب در سال ۱۳۹۱ از دیگر آثار قابل توجه او به‌شمار می‌روند. بازی وی در حوض نقاشی با سبک متد اکتینگ در نقش رضا، یکی از بازی‌های قابل توجه او محسوب می‌شود و وی به خاطر ایفای نقش در این فیلم جایزهٔ ویژهٔ بهترین بازیگر مرد جشنوارهٔ فیلم لیسبون را دریافت نمود. حسینی در سال ۱۳۹۳ به پروژهٔ فیلم دوران عاشقی پیوست و با بازی خود برای دومین بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهٔ فیلم فجر شد. وی در همین سال یکمین فعالیت کارگردانی خود را با فیلم ساکن طبقه وسط آغاز نمود و خود، ۳۸ نقش ناهمتا را در این اثر ارائه داد. حسینی در سال ۱۳۹۴ به پروژهٔ فروشنده، هفتمین فیلم بلند اصغر فرهادی پیوست و نقش عماد را بازی کرد. این سومین همکاری وی با اصغر فرهادی به‌شمار می‌آمد. حسینی در سال ۲۰۱۶ به موفقیت بزرگی دست یافت و توانست با ایفای نقش در فیلم فروشنده، تندیس بهترین بازیگر مرد جشنوارهٔ فیلم کن را به‌دست‌آورد. دریافت این جایزه که برای بار نخست در تاریخ بازیگری سینما و هنر ایران اتفاق افتاد با واکنش‌های مثبت ایرانیان روبرو شد. حسینی در همین سال جایزهٔ بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم اکشن ان فیلم آمریکا را برای بازی در فیلم هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند به‌دست‌آورد. موسیقی شهاب حسینی با انتشار مصاحبه‌ای اعلام کرد که تک آهنگ شه‌زادهٔ رؤیا مال ایشان نیست. کارگردانی شهاب حسینی در سال ۱۳۹۲ کارگردانی را با فیلم ساکن طبقه وسط آغاز کرد، فیلم داستان مردی را روایت می‌کند که با ورودش به یک ساختمان جدید، رویدادهای تازه‌ای در زندگی او رخ می‌دهد. وی در سال ۱۳۹۴، فیلم کوتاه بیا با من را به همراه علیرضا نسایی و سینا آذین کارگردانی نمود. آخرین ساختهٔ دست او به عنوان کارگردان، فیلم مقیمان ناکجا است. تهیه‌کنندگی خورشید نیمه شب، نخستین فعالیت شهاب حسینی در زمینهٔ تهیه‌کنندگی می‌باشد. این اثر به کارگردانی شبیر شیرازی در مهر ۱۳۹۴ آفریده شد. داوری جشنواره‌‌ داوری جشنواره فیلم مهاجرین گازیانتپ یکی از دیگر فعالیت‌های وی در عرصه هنری است
  5. به به خيلي مباركه