𝒴𝒶𝓁𝒶𝓃çı 𝒢𝓊̈𝓁𝓊̈ş

عضو
  • تعداد ارسال ها

    253
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

تمامی ارسال های 𝒴𝒶𝓁𝒶𝓃çı 𝒢𝓊̈𝓁𝓊̈ş

  1. عکس

    50cent Eminem
  2. قراره بازی بسته بشه؟اگه کسی از بچه چیزی تو این مورد میدونه پی ام بده لطفا...

  3. :D

    حالم خوب نبود
    هیچی جز فیل گلامون تو جوب نبود
    هی دادم تو نگه داشتم سوخت گلوم
    چند ماه گذشت تو تنم گوشت نموند

                                                                               شایع←اهل نا اهلی

  4. لطفا 5 دیقه وقت بزارین و حتما بخونین ممنون. داستان واقعی (پریا و فرهاد) من پریا23ساله وعشقم فرهاد27 سال. سال 88 دانشگاهی که دوست داشتم تورشته موردعلاقم قبول شدم .دانشگاه طباطبایی روانشناسی بالینی. تا اون روزسرم تودرس وکتاب بود والبته تو دوران دبیرستانم یه تصادف کردم که باعث شد چند تا جراحی داشته باشم وهمین باعث شده بودکه به هیچ جنس مخالفی فکرنکنم،وارد دانشگاه شدم ترم اول خیلی خوب گذشت وکم کم داشت ترم دومم شروع میشد با اینکه دور و برم پر از پسر بود حتی نمیدیدمشون چه برسه به فکرکردن بهشون خلاصه هرروزداشت میگذشت ومن کسی توزندگیم نبود ودوستام که با عشقشون قرارمیزاشتن خندم میگرفت ومیگفتم عشق ؟؟؟؟؟همش کشکه ،هوس،بچگی و.............. .خلاصه ترم اول سال 90 داشت شروع میشد اما بخاطر کار بابا مجبور بود بره همدان خوب منم که دختر یکی یه دونه مامان بابا که تااون روزهمه نازم را میکشیدن نمیتونستم باهاشون نرم.خلاصه کارای انتقالیموگرفتم و رفتم همدان کم کم دیگه ترم داشت تموم میشدوقتی واردترم جدید شدم با یه گروهی آشنا شدم که انجمن روانشناسی دانشگاه بودن عضوگروهشون شدم یکی ازروزا که رفتیم سرجلسه دلم یه طوری شده بود چی شده بود؟آره دلم پروازکرده بود پیش فرهادعشق اولم خیلی وابستش شدم ولی نمیتونستم بهش بگم چقد دوسش دارم چون من دربرابر پسرا کمی مغرورم.هرروزکه میگذشت بیشترعاشقش میشدم وبیشتردوستش داشتم ولی افسوس که نمیتونستم بگم اون سال گذشت و روزایی که نمیدیدمش برام هزار روزمیگذشت وبعضی وقتا که بچه ها قرارمیزاشتن بریم اردویی جایی تاصبح ازذوق دیدنش خوابم نمیبرد.وسطای سال یه کارگاه داشتیم که مدرکاش دست من بود سال جدید که شروع شد فهمیدم فرهاد درسش تموم شده ودیگه نمیتونم ببینمش .یه روزکه جلسه داشتیم بابچه های انجمن وقتی وارد اتاق شدم خشکم زد فرهاد اومده بود به بچه ها سربزنه اون روزیکی ازبهترین روزام بود.وقتی که جلسه تموم شد اومد پیشم گفت نمیخوای مدرک منو بدی گفتم چرا ولی الان همراهم نیست ازم شمارموخواست ومنم بهش دادم. چند روزبعد اس داده بود که فردا اگه میتونم بیاد دنبالم ومدرکشوبدم.فرداش اومد دنبالم وامانتیشودادم وگفت اگه مشکلی نباشه برسوندم دانشگاه منم قبول کردم وباهاش رفتم.عصرکه کلاسم تموم شد اومده بود جلودرواستاده بود سلام کردوگفت کارم داره وبرسوندم وتوراه بهم بگه.وقتی داشتیم برمیگشتیم گفت پریاببخش ولی میخوام یه چیزی بگم امیدوارم ناراحت نشی.گفت:ازروزاولی که دیدمت عاشقت شدم وهرروزبدترازدیروزدیوانه وار دوستت دارم اگه ناراحت نمیشی باهم باشیم ؟من نتونستم چیزی بگم واقعا چی شده بود؟خواب بودم یابیدار؟ یعنی به عشقم رسیدم/؟نتونستم دیگه چیزی بگم فقط جلودرازش خداحافظی کردم ووقتی واردخونه شدم مستقیما رفتم تواتاقم تا صبح بهش فکرکردم صبح اس داده بودامیدوارم ازم ناراحت نشده باشی ولی چیکارکنم که عاشقتم؟چندروزبعدبهش جواب دادم وقبول کردیم که باهم باشیم براهمیشه نه یکی دوروزبلکه همه روزای عمرمون.هرروزباهم بودنمون قشنگترازدیروزش میشد یه سال گذشت و ما با هم نامزدکردیم همه بهمون میگفتن لیلی ومجنون واقعی حتی استادا عشقمونوتحسین میکردن چه روزایی باهم داشتیم الان که دارم مینویسم صورتم داره بااشکام شسته مییشه.هرروزبیشترازدیروزعاشق هم میشدیم من ترم آخرم بود وقراربود25بهمن روزعشق روزدلهای عاشق روزولنتاین باهم عروسیممونوجشن بگیریم.همه چی خیلی خوب داشت پیش میرفت.20روزمونده بودتابهم رسیدن وخیلی خوشحال بودیم.5بهمن 91بودکه اومدخونمون گفت دوستام گفتن آخرین مسافرت مجردیموباهاشون برم آجازه میدی برم ؟مگه میتونستم بگم نه وقتی جونم براش درمیرفت؟ رفتن شیرازوتوحین مسافرتش روزی 10دوازده بارتلفنی میحرفیدیم .رفت که ای کاش 10سال باهام حرف نمیزدولی اجازه نمیدادم.روزدهم بهمن بودگفت فردابرمیگردم ومنم ازدلتنگی وخوشحالی دوباره دیدنش روجام بندنبودم دربرابرش یه بچه 2ساله بودم که نمیتونستم نه بگم بهش.صبح ازخواب بیدارشدم وکاراموانجام دادم وخودموحاضرکردم تابیاد.تلفنوبرداشتم وبهش زنگ زدم ولی جواب ندادساعت نزدیکه 5عصربود وهرچی زنگیدم جواب نداددیگه داشتم ازنگرانی میمردم که خواهرش زنگ زدداشت گریه میکردگفتم فقط بگوکه فرهادخوبه.گفت ببخش زن داداش ولی فرهاددیگه نمیتونه باتوباشه پسربدقولی نبوده ولی این دفه روحرفش نمونم دوتومسافرتش عاشق شده ونمیتونه دیگه باهات باشه گفتم ابجی چی میگی ؟گفت اگه باورت نمیشه بیا فلان بیمارستان هردوتاشونوببین توراه فقط گریه کردم رسیدم بیمارستان دیدم همه هستن نمیدونستم چی شده بدورفتم پیش خواهرش گفتم چی شده ؟گفت فرهادوحلال کن که نمیتونه دیگه باهات باشه اخه عاشق یکی دیگه شده اسمش فرشتس البته بهش میگن عزراییل .اینوکه شنیدم ازحال رفتم وقتی بهوش اومدم همه سیاه پوش بالاسرم بودن وقتی به خودم اومدم بالاسرفرهادبودم سفیدپوش آروم خوابیده بودولبخندقشنگش روهنوزداشت.آره فرهادپریاکه روزی قرارگذاشت براهمیشه پیشم بمونه زیرحرفش زدتوراه برگشت نزدیکای همدان تصادف کردندوهر4نفرشون باهم رفتن پیش خدا رفتن خونه ابدیشون.الان قرارملاقات منوفرهادهرروزپنجشنبه توی بهشت محمدیه بایه دسته گل سفیدوکلی اشکهای من.ولی من نزدم زیرقولم فرهادم تاروزی که بلیط سفرم جوربشه تابیام پیشت فقط جای توتوقلبمه وحلقه عشق توتودستم.خیلی دوست دارم عشقم.سالگردجداییمون داره میرسه ولی یه لحظم ازتوفکرم بیرون نیستی. حرف آخر نویسنده ::: امیدوارم هیچ عشقی عاقبتش مثل من وفرهادنشه.
  5. موضوع: مرده و قولش،عاشقانه پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلبتو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود ..آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...
  6. موضوع: از ماست که بر ماست... پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟» زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.» پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.» زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.» پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.»
  7. کاش میشد زندگی رو موقت بدی دست یکی دیگه، بگی بازی کن تا برگردم...
  8. گذشته که حالم را گرفته است ! آینده که حالی برای رسیدنش ندارم ! و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی…
  9. مهراد هیدن ، کنیس و سامان ویلسون ← آشپز...
  10. یه هفتس که اومده تقریبا... ح.ص---شاه کش بدون شک یکی از بهترین آهنگاشه... بگو هیشکی پشت عشقم بد نگه هرچند هرچی خاطره داریم از قبل پر پره توی مردادیم اما امشب از همه ی شبای زندگیم سردتره اگه تنت یخ زده اینبار به جا بالا کف پایین شهرو برف زده بابا منه تنها خوشگلم شب یلدائه برو .. چرا شبه صبح نمیشه چرا هرچی بهت میگم تو دلت قرص نمیشه تهش اینه اینکه تو رفتی من رسیدم به تهش ته ته تلخی پس سلامتی خود تلخی سلامتی بغض بعد بد مستی اگه اگه تنت یخ زده بگو اگه دلت واسش مث من لک زده بگو بگو با سوز بخون ننه سرما با سوز بخون بخون که هنوز تنهام بخون حکممه بی امون فردا بخون که خفه شدم لای همه حرفا بخون سلامتی همه مردا همه اونایی که جون دادن که فقط یه نفر نگه تنها نخند تو تهش به منو همه جنگام سره من میبوسم اون طنابی که سر تو ببره منو ته دنیا پاشو پاشو حقیقتو بگو حقیقتو بگو پاشو حقیقتو بگو پاشو پاشو آ.. راستی میگن دیگه شبا تخت میخوابی تو ترک کردی من رفتم هر شب سراغ قرصای زهر ماریت حالا اما بدون سخته دایی شاید هرچند وقت یباری مارو بیاد یادش بخنده بگه اون که فقط بود حرف خالی اما قرصاتو من میخورم که اگه بشه خوابتو ببینم گهگداری ببین حالا که تو با ما قهری حالا که پیشت میزنن پشتم همه حرفی ببین حال حال منو بدبینو سر تو منو خودم بد توی جنگیم ببین تف توی تقویم تف بی تو به روزای بعدیم با کارد کردی توی دلم همچین با حرفات که نتونیم هم نگاه هم شیم چرا چرا بام خوب نمیشی چرا هرچی میگم بهت آروم نمیشی چرا میبرنت تورو هرجا نرو حرف میزارن پشتت این نامردا نرو نرو بیرون پره گرگه نرو بری چیزی بشه دیگه حمید مرده نرو نرو مهربون دست خوش نرو بری به مولا میزنم با یه شاه کش خودمو حقیقتو بگو ...
  11. Tom Hardy فیلم سینمایی Legend
  12. بعد یه ماه دوباره برگشتیم ولی فک کنم مستر تغییری نکرده هنوز...

    1. Ƈαρтαιη Lєσ
    2. _AmIraLi_

      _AmIraLi_

      به خوشی برگشتت

      ولی مگه توقع داشتی تغییر کنی

      اشتب زدم :|

      اصلاحیه:

      به خوشی برگشتت

      ولی مگه توقع داشتی تغییر کنه

      ببخشید

  13. آلبوم یه ونتونی 1) آهنگ چشم به هم بزنی --- آرتا و کوروش 2) آهنگ چرا میگذره --- آرتا و سپهر خلسه 3) آهنگ اراده کن --- آرتا و کوروش و خشایار اس آر 4) آهنگ پارک وی --- آرتا و کوروش 5) آهنگ اوین --- آرتا و رضا پیشرو و کوروش 6) آهنگ شده عادی --- آرتا سهراب ام جی و بهزاد لیتو 7) آهنگ هنوز یادمه --- آرتا و کوروش 8) آهنگ به تو نمیگم ---- آرتا و کنیس
  14. آلبوم یه ونتونی آهنگ اراده کن از آرتا *قسمتی از متن* تو این اتاق تاریک که نداره هیچ شمعی باشی پروانه میشم نباشی ترانه میگم
  15. طعنه ی  دشمن طعنه ی دوست

    جا خالی میدم من همه ی روز

                                            یاس

    1. ᗩ Ꮮ Ꮖ ᖇ ᗴ Ꮓ ᗩ

      ᗩ Ꮮ Ꮖ ᖇ ᗴ Ꮓ ᗩ

      ببری ببازی بلدن بگن میدونستم

  16. پای منه ندار برو جوونیتو نزار
    راه من آخرش میرسه به سر مزار
    همه ثانیه هامو کشتم لا به لای داد و هوار
    ولی خریدار نداره این شعرا نه نون میشه نه آب
    من آینده ندارم تو هم با من خوش بخت نمیشی
    دل من خودشو باخته، تو دلتو خوش کردی به چی؟
    رو این دل پا گزاشتم تا تو با خیال تخت بپیچی
    حیف توعه که بمونی کنار من زیر تیغ زخمی بشی

                                              

                                                ممد عارض---آخرین رفیق

    •  
  17. من از دست خودم پُرم نه از تن دست خورده ی تو
    جیب من کفاف نداد به اون چیزی که دلتو می خواست
    حق داری قصاب محلم به کسی مفتی دل نمیداد

                                                ممد عارض---آخرین رفیق

    1. ᗩ Ꮮ Ꮖ ᖇ ᗴ Ꮓ ᗩ

      ᗩ Ꮮ Ꮖ ᖇ ᗴ Ꮓ ᗩ

      دمت گرم بابا بیا یه ترک بدیم بیرون

  18. یکم قدیمیه ولی خیلی دوستش دارم....!! آهنگ آخرین رفیق از ممد عارض فقط بزار برو، نمیخواد هیچی بگی... چشمات داد میزد خیلی وقته که برا من دیگه نی به ما هرکی رسید نمک خورد و زد به رفیق تو بزار برو من همه عمرمو موندم زیر تیغ هنوز همون یلاقبام، هیچی ندارم اِلا مرام دوباره تو چاه میوفتم اگه از این چاله درآم منم و سرم و سقف خراب... استرسامو ضعف عصاب یه مرد خسته از راه همه نقشه هاش نقش برآب کندن کندن هرچی بود ملا کردن هی پول رو پولشون اومد و من هنوز لنگتر از قبلم خلاف مسیر گلم من خواب پریده از کلم مجرم زیر ترکم، کبودم، بدتر از گردن تو نمیدونی چی کشیدم که دستمالی نبینم تنتو من از دست خودم پُرم نه از تن دست خورده ی تو جیب من کفاف نداد به اون چیزی که دلتو می خواست حق داری قصاب محلم به کسی مفتی دل نمیداد پای منه ندار برو جوونیتو نزار راه من آخرش میرسه به سر مزار همه ثانیه هامو کشتم لا به لای داد و هوار ولی خریدار نداره این شعرا نه نون میشه نه آب من آینده ندارم تو هم با من خوش بخت نمیشی دل من خودشو باخته، تو دلتو خوش کردی به چی؟ رو این دل پا گزاشتم تا تو با خیال تخت بپیچی حیف توعه که بمونی کنار من زیر تیغ زخمی بشی نمیخوام تا آخر عمر حسرت رو دلتو ببینم دنیای قشتگتو با دست خودت کفن نکن نمیخوام دردهای من اشکهای تورو دونه دونه بریزن مقصر منم نه تو، تو دروغاتو دیگه قسم نخور نمیخوام بشی مثل من که به ته خط تو جوونی رسیدم بزار برو تلف نشو تو روزای خوبتو حدر نکن خداحافظ خاطرات خداحافظ آخرین رفیق من زندگی که دوست داری از نگاه من فقط غریزست اونی که تو میخوای نبودم و نیستم من همینم دنیای تو قشنگه تو سالمی من مریضم برو با اونا که بهت میان، نگاهاتون هم شبیه ان یکی که جاش امنه پشتش به باباش گرمه اگه یه روز قحطی اومد تو نفهمی نون و آب چنده یکی که تنها غمش، غم دوری یار باشه به تیپ و قیافش برسه اهل موزیک شاد باشه یکی که بهت گیر نمیده تعصب نداره رو تو کسی نگاه کرد تار موتو دعوا نشه نبره آبروتو به همه پز بدی مرد منه، تورو جاهای خفن ببره حرفای قشنگ بزنه، کادو های هفت رنگ بخره عشق واسه مرفهاست به بی دردا که خوشن رواست سفره ی خالی خونه که پر نمیشه با محبتات من رامو عوضی رفتم منه تو هچل و چه به عشق لعنت به این مرد زخمی که شده مچل دلش خستم از ریه های سیامو رنگ و روی سفیدم خستم از این روزگار بی رحم که منم عقده ای کرد ازین شهر که میخوری زمین و جای دست عکستو میگیرن هرشب از خدا میخوام خواب به خواب برم و نمیرم شاید یه روزی بیاد که آدما همو فرصت ندیدن کنار هم بودن از همدیگه سبقت نگیرن شاید اونجا دوباره تورو مثل روز اول ببینم شاید منم یه روزی طعم زندگی کردن و چشیدم نمیخوام تا آخر عمر حسرت رو دلتو ببینم دنیای قشتگتو با دست خودت کفن نکن نمیخوام دردهای من اشکهای تورو دونه دونه بریزن مقصر منم نه تو، تو دروغاتو دیگه قسم نخور نمیخوام بشی مثل من که به ته خط تو جوونی رسیدم بزار برو تلف نشو تو روزای خوبتو حدر نکن خداحافظ خاطرات خداحافظ آخرین رفیق من
  19. عمیق ترین کلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه "تنفر" است ... از بین ببرش. سرکش ترین کلمه "هوس" است ... بآ آن بازی نکن. خود خواهانه ترین کلمه "من" است ... از ان حذر کن. ناپایدارترین کلمه "خشم" است ... ان را فرو ببر. بازدارترین کلمه "ترس" است ... با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه "کار" است ... به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه "طمع" است ... آن را بکش. سازنده ترین کلمه "صبر" است ... برای داشتنش دعا کن. روشن ترین کلمه "امید" است ... به آن امیدوار باش. ضعیف ترین کلمه "حسرت" است ... آن را نخور. تواناترین کلمه "دانش" است ... آن را فراگیر. محکم ترین کلمه "پشتکار" است ... آن را داشته باش. سمی ترین کلمه "غرور" است ... بشکنش. سست ترین کلمه "شانس" است ... به امید آن نباش. شایع ترین کلمه "شهرت" است ... دنبالش نرو. لطیف ترین کلمه "لبخند" است ... آن را حفظ کن. حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است ... از آن فاصله بگیر. ضروری ترین کلمه "تفاهم" است ... آن را ایجاد کن. سالم ترین کلمه "سلامتی" است ... به آن اهمیت بده. اصلی ترین کلمه "اطمینان" است ... به آن اعتماد کن. بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است ... مراقب آن باش. دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است ... از آن سوءاستفاده نکن. زیباترین کلمه "راستی" است ... با ان روراست باش. زشت ترین کلمه "دورویی" است ... یک رنگ باش. ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است ... دوست داری با تو چنین کنند؟ موقرترین کلمه "احترام" است ... برایش ارزش قایل شو. آرام ترین کلمه "آرامش" است ... به آن برس. عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است ... حواست را جمع کن. دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است ... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود. سخت ترین کلمه "غیرممکن" است ... وجود ندارد. مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است ... مواظب پلهای پشت سرت باش. تاریک ترین کلمه "نادانی" است ... آن را با نور علم روشن کن. کشنده ترین کلمه "اضطراب" است ... آن را نادیده بگیر. صبورترین کلمه "انتظار" است ... منتظرش باش. بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است ... بگذاروبگذر. ارزشمندترین کلمه "بخشش" است ... سعی خود را بکن. قشنگ ترین کلمه "خوشروئی" است ... راز زیبائی در آن نهفته است. تمیزترین کلمه "پاکیزگی" است ... اصلا سخت نیست. رساترین کلمه "وفاداری" است ... سر عهدت بمان. تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است ... بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده. محرک ترین کلمه "هدفمندی" است ... زندگی بدون هدف روی آب است. و هدفمندترین کلمه "موفقیت" است ... پس پیش به سوی آن ...