جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'فیلم'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالارهای بازی مستر90
    • اعلامیه ها
    • سوال و جواب بازی
    • خرید و فروش بازیکن
  • تالارهای بازی گرز
    • سوال و جواب بازی
  • سایر بحث ها
    • گفت و گو آزاد
    • تاپیک های جامع
    • مسابقات
    • تاپیک های سریالی
    • صندلی داغ

7 نتیجه پیدا شد

  1. به نام ایزد یکتا درود دوستان خب همنطور که از اسم مشخصه قراره ما اینجا ی سری دیالوگ از فیلمها وسریال هایی(چ ایرانی و چ خارجی)و بازی های رایانه ای که میبینیمو به اشتراک بزاریم با بقیه دوستان البته فقط اونایی ک خوشومون میاد ن همش! قوانین : هرفرد در طی 24 ساعت فقط مجاز به ارسال 5 پست میباشد از دیالوگ های تکراری پرهیز شود برای ارسال پست رعایت چند نکته ضروریه : 1 - کاور فیلم 2 - نام قیلم 3 - دیالوگ مربوط به فیلم در مورد دیالوگ بازی ها هم این سه مورد صدق میکنه
  2. طرفداران ژانر وحشت در سال‌های اخیر شاهد وقوع رنسانس فیلم‌های ترسناک بوده اند و این ژانر چه از دیدگاه منتقدان و چه در باکس آفیس موفقیت‌هایی بی سابقه را تجربه کرده است. فهرستی که در ادامه خواهد آمد شاید باعث اختلاف نظر و عصبانیت بخشی از طرفداران ژانر وحشت شود، اما قبل از اینکه در مورد اوریجنال‌ترین فیلم‌های دو دهه اخیر صحبت کنیم باید برخی نکات را یادآور شویم. در این فهرست، فیلم‌هایی «اورجینال» در نظر گرفته می‌شوند که شامل هیچ بازسازی یا راه اندازی مجددی نشوند و البته اقتباسی از یک داستان نیز نباشند بدین ترتیب برخی از بهترین فیلم‌های ترسناک سال‌های اخیر مانند «ساسپیریا»، «زیر پوست» و «شخص درست را راه بده» خودبخود از دایره رقابت خارج می‌شوند. علاوه بر این تهیه فهرستی تنها با ۱۰ عنوان کار بسیار سختی است و برخی از فیلم‌های خوب این ژانر در دو دهه اخیر ناگزیر کنار گذشته می‌شوند. شیون (۲۰۱۶) فیلم «شیون» (The Wailing) یک فیلم ترسناک تولید سینمای کره جنوبی از نا هانگ جین است که یک فیلم با ساختار هوشمندانه و با فضای تاثیرگذار است که می‌توان آن را سفری ترسناک به عمق قلب تاریکی دانست. عدم اطمینان و شکاکیت‌های بیش از حد به هیستری بدل می‌شود وقتی که یک روستایی رشته‌ای از قتل‌های هولناک را با یک غریبه ژاپنی که تازه به دهکده آمده مرتبط می‌سازد. جونگ گو یک کارآگاه پلیس است که به یکباره خود را در مرکز داستان یک فیلم ترسناک هوشمندانه پر از شمن ها، زنان زیبای مرگبار، تسلط شیطان و دیگر کابوس‌های اینچنینی می‌یابد. این تعریف مبهم برای جلوگیری از اسپویل شدن داستان فیلمی است که می‌توان آن را یکی از حیرت انگیزترین، قوی‌ترین و شیطانی‌ترین فیلم‌های ترسناک قرن اخیر دانست. ۲۸ روز بعد (۲۰۰۲) فیلم پساآخرالزمانی و ترسناک دنی بویل با عنوان «۲۸ روز بعد» (۲۸ Days Later) با دادن یک بن مایه سیاسی، تراژدی انسانی و سبکی خاص به داستان خود باعث زنده شدن و تحولی در ژانر فیلم‌های ترسناک زامبی محور شد. داستان از این قرار است که مردی به نام جیم که پیک دوچرخه‌ای است که ۲۸ روز پس از شیوع یک بیماری مرگبار و مسری در لندن، در بیمارستانی در این شهر از کما خارج می‌شود. این ویروس از طریق خون و بزاق دهان منتقل شده و خشمی وحشیانه را در افراد ایجاد می‌کند و به همین دلیل تفاوتی آشکار با دیگر فیلم‌های زامبی محور دارد. بدین ترتیب دنی بویل از همان استعارات و ابزار‌های فیلم‌های زامبی محور به شکلی بسیار تازه و هنرمندانه استفاده می‌کند.. جیم خیلی زود با تعدادی دیگر از بازماندگان این اتفاق آخرالزمانی همراه می‌شود و داستان به تقلا‌ها و غم‌های این گروه کوچک برای زنده ماندن در رویارویی با این واقعیت تلخ می‌پردازد. «۲۸ روز بعد» یک فیلم هیجان انگیز، جذاب و با انرژی بی پایان است که یکی از بهترین فیلم‌های ترسناک ژانر زامبی تاریخ سینما به شمار می‌آید. زمینی در انگلستان (۲۰۱۳) فیلم بسیار منحصربفرد «زمینی در انگلستان» (A Field in England) ساخته بن ویتلی یک فیلم ترسناک است که مرز‌های بین واقعیت و رویا را مبهم می‌سازد. داستان این فیلم در انگلستان اواسط قرن هفدهم رخ می‌دهد و یک کمدی سیاه است که در قالب فیلم ترسناکی هنری روایت می‌شود. فیلم داستان مردی به نام وایت هد را روایت می‌کند که در حال فرار از دست یک کیمیاگر شیطان صفت به نام اونیل در میانه یک نبرد داخلی خونین در انگلستان است. او که نفرین شده و ۳ فراری جنگ را همراهی می‌کند با خوردن قارچ‌هایی روانگردان به دام اونیل می‌افتند و دوستی آن‌ها به بوته آزمایش گذاشته می‌شو. «زمینی در انگلستان» یک کمدی سیاه بالماسکه‌ای است که می‌توان آن را الهام گرفته و شبیه «مرد مرده» (Dead Man) جیم جارموش دانست. لنز‌های دوربین فیلم بردار یک دنیای سیاه و سفید از کلوزآپ‌های ترسناک و دیگر ترفند‌های عجیب و غریب کارگردان باعث خلق صحنه‌های ترسناک زیادی در فیلم می‌شود. ستون فقرات شیطان (۲۰۰۱) فیلم «ستون فقرات شیطان» (The Devil’s Backbone) یکی از اولین شاهکار‌های گیرمو دل تورو، کارگردان نامی مکزیکی است که فضایی ترسناک داشته و به داستان یک کودک تسخیر شده توسط شیطان می‌پردازد. این فیلم یکی از شخصی‌ترین آثار این کارگردان است که از ترسناک‌ترین و پیچیده‌ترین فیلم‌های او از لحاظ عاطفی و احساسی نیز به شمار می‌آید. وقتی بخواهیم یکی از فیلم‌های دل تورو را برای این لیست انتخاب کنیم بدون شک بهترین گزینه‌ها این فیلم یا «هزارتوی پن» (Pan’s Labyrinth) خواهند بود. داستان هر دو فیلم در دوران جنگ داخلی اسپانیا رخ داده و شخصیت اصلی آن‌ها یک نوجوان است که با وحشت فاشیسم دوران ژنرال فرانکو مواجه شده و هر دو تاثیری دیرپا داشته و تا روز‌ها بعد از تماشا مانند یک دندان افتاده باعث اضطراب و نگرانی بیننده خواهند شد. داستان فیلم در سال ۱۹۳۹ و در آستانه جنگ داخلی اسپانیا می‌گذرد و داستان تراژیک یک پسربچه ۱۲ ساله به نام کارلوس را روایت می‌کند که پس از کشته شدن پدر داوطلبش در نبرد با فاشیست‌ها به یک یتیم خانه روستایی پر از غم، وحشت و راز‌های هولناک فرستاده می‌شود. دل تورو به شکلی بسیار ساختارمند و متدیک یک داستان ارواح گوتیک را با ملودرامی تاریخی و یک قتل مرموز ترکیب کرده به نحوی که نتیجه آن یک فیلم ترسناک بسیار با دقت طراحی شده و به شکلی دراماتیک دقیق و پرجزییات است که نشان می‌دهد ترسناک‌ترین و هولناک‌ترین هیولا‌ها همان انسان‌ها هستند. دردسر هر روزه (۲۰۰۱) کمتر کارگردانی توانسته تمایل جنسی شدید و بدن انسان را مانند کلر دنی در فیلم شاهکار خود با عنوان «دردسر هر روزه» (Trouble Every Day) که یکی از بهترین فیلم‌های نوین ژانر وحشت فرانسه است به تصویر بکشد. این فیلم جنجالی به همان اندازه نیز هوشمندانه و با فضایی هنرمندانه ساخته شده است. در فیلم «دردسر هر روزه» دو داستان متفاوت رفته رفته در هم تنیده می‌شود که یکی در مورد یک زوج در حال گذراندن ماه عسل در لا وایل لومیر بوده و دیگری در مورد یک پزشک و همسر زیبا و دلربایش است. این همسر زیبا که کوری نام دارد ظاهراً دارای تمایلات خون آشامی است که تمایلات جنسی او را به حدی فرا انسانی می‌رساند. آیا این تمایلات زوج تازه ازدواج کرده را درگیر خود می‌سازد؟ چگونه مسیر این ۴ روح گمشده به یکدیگر متصل می‌شود؟ جواب این سوالات در فیلمی که مخاطب را حیرت زده می‌سازد نهفته است. ما (۲۰۱۹) اگر شما هم از کسانی هستید که تاکنون فیلم ترسناک، بامزه و به شدت تکان دهنده جدید جوردن پیل با عنوان «ما» (Us) را ندیده اید باید پرسید چرا؟ اول از همه لوپیتا نیونگو یک بازی حیرت انگیز را در نقش آدلاید ویلسون به نمایش می‌گذارد، زنی که همراه با شوهر و فرزندانش در یک خانه ساحلی نزدیک محلی که اتفاقی دردناک در کودکی برایش رخ داده زندگی می‌کنند. با وقوع اتفاقاتی ترسناک که با گذشته تاریک او ارتباط دارند و ورود ۴ غریبه به خانه شان، بدترین کابوس‌های ویلسون محقق می‌شوند و او به فاز فرار یا مبارزه وارد می‌شود. فیلم «ما» یک ساخته بصری هنرمندانه است که به تاریخچه برده داری و استعمار در ایالات متحده پرداخته و به سبک خاص جوردن پیل به موضوعاتی مانند طبقه اجتماعی، امتیازات ویژه و نژاد می‌پردازد. خام (۲۰۱۶) بسیاری بر این باورند که فیلم «خام» (Raw) اولین ساخته جولیا دوکورنو یکی از بهترین فیلم‌های ژانر وحشت در یک دهه گذشته است که من نیز به عنوان نویسنده این مطلب با چنین نظری موافقم. فیلم «خام» یک فیلم بی نقص و بسیار قوی است و یک خاصیت اورجینال تابو شکن در خود دارد که تاکنون کمتر دیده شده است. تاکنون هیچ تکنیک بدن-وحشتی (Body-horror) این چنین تاثیرگذار و البته ترسناک نبوده است و دیدگاه زنانه و فمنیستی دوکورنو به داستان نیز یکی دیگر از ویژگی‌های منحصربفرد این فیلم است. جاستین یک گیاهخوار سرسخت است که اخیراً به خواهر بزرگ ترش، الکسیا، در یک کالج دامپزشکی مشهور پیوسته است. معرفی زیبا و غیرمعمول فضای پردیس دانشگاه با برجسته سازی شخصیت‌های مونث، اتفاقات عجیب و غریب بدون شرح و موسیقی متن تاثیرگذار جیم ویلیامز، نوید بخش یک شاهکار سینمایی متفاوت شبیه «ساسپیریا» (Suspiria)‌ی داریو آرجنتو در سال ۱۹۷۷ است. جاستین که خود را در همراهی با گروه دانشجویان ناکام می‌بیند در تلاش برای خشنود کردن والدینش در یک جشن دانشجویی غیرمعمول شرکت کرده و برخلاف باورهایش به خوردن گوشت خام دست می‌زند و عواقب آن برای او و اطرافیانش پرهزینه می‌شود. فیلم «خام» یک فیلم مهیج و درگیر کننده، بدون ذره‌ای توقف و غیرقابل پیش بینی است که علیرغم خونریزی فراوان، یک فیلم اعتیاد آور در مورد مشکلات دوران بلوغ و افسردگی است. کلبه‌ای در جنگل (۲۰۱۱) فیلم «کلبه‌ای در جنگل» (The Cabin in the Woods) اولین تجربه کارگردانی درو گودارد با همکاری جاس ودون است که یکی از شرورانه‌ترین پیچش‌های داستانی سال‌های اخیر سینما را در خود دارد. گروهی از ۵ دوست دانشجو در تعطیلات آخر هفته خود به یک کلبه قدیمی در محله‌ای روستایی و دورافتاده می‌روند که در دل جنگل قرار دارد. بعد از اتفاقاتی که ما را به یاد «مردگان شرور» سام ریمی و «کشتار با اره برقی در تگزاس» ساخته توبی هوپر می‌اندازد با یک پیچش داستانی عامدانه مواجه می‌شویم. قصد اسپویل کردن داستان را نداریم، اما بگذارید بگوییم که «کلبه‌ای در جنگل» یک بررسی ترسناک و خونی در مورد ایده‌های فداکاری و جشن گرفتن است و همزمان به شکل ضمنی مخاطب را از جذابیت و هیجانی که از تصویر استثمار و خونریزی بدست می‌آید بهره مند می‌سازد. تعقیب می‌کند (۲۰۱۴) دیوید رونی، منتقد سینمایی مجله هالیوود ریپورتر در مورد این فیلم چنین می‌نویسد: «ترسناک، تعلیقی و بی محابا. تعقیب می‌کند با هوشیاری خاص خود با استعاره‌های ژانر بازی کرده و هیچگاه مخاطب را مطلع نمی‌سازد و همین موضوع جدیت و صداقتی هیجان انگیز می‌دهد که بر ترسناک بودن آن می‌افزاید». نام دیوید رابرت میچل را به خاطر بسپارید. فیلم ترسناک «تعقیب می‌کند» (It Follows) ساخته او که در مکتب ژانر وحشت کلاسیک است یک فیلم باکیفیت، با فیلم برداری استادانه و یک شاهکار کم هزینه است که علاوه بر در ترس فرو بردن مخاطبان آن‌ها را به وجد می‌آورد. «تعقیب می‌کند» با بازگشت به ایده‌های ژانر وحشت دهه ۷۰ و ۸۰ فیلم‌های اسلشر که در آن‌ها نوجوانان را به خاطر فعالیت‌های جنسی شان تنبیه می‌کردند، با دیدگاهی فمنیستی به این ماجرا‌ها و استعاره‌ها اشاره می‌کند. فیلم «تعقیب می‌کند» را باید فیلمی دانست که ژانر ترسناک را از فیلم‌های شکنجه‌ای پر از عریانی و صحنه‌های جنسی مفرط نجات داد و ثابت کرد که ژانر وحشت مدرن می‌تواند خلاصه‌ای از فیلم‌های گذشته ژانر بوده و همزمان از آن‌ها فراتر رفته و تفسیر‌های متعددی در پی داشته باشد.
  3. بسیاری از ستاره ها از تماشای خودشان در برنامه های تلویزیون یا سینمایی لذت می برند، اما برخی از ستاره ها هم هستند که هیچ علاقه ای به دیدن هنرنمایی خودشان ندارند. در واقع آنها بدترین منتقد خودشان به شمار می روند. ستاره هایی که نامشان را در ادامه برایتان آورده ایم، از تماشای بازی خودشان بیزارند. مریل استریپ مریل استریپ بازیگر نامدارِ سینما، تئاتر و تلویزیون در آمریکاست که تا به حال موفق به برد سه جایزه اسکار شده است. او همچنین با ۲۱ نامزدی اسکار(۳ بار برنده شده) و ۲۸ نامزدی جایزه گلدن گلوب(۸ بار برنده شده) از نظر تعداد نامزدی این جایزه ‌ها در میان تمام بازیگران دارای رکورد است. اگر چه مریل یکی از بزرگ ترین بازیگران نسل خودش به شمار می آید، اما به تماشای هنرنمایی اش در فیلم ها هیچ علاقه ای ندارد. او در این باره می گوید: «من خودم را در تلویزیون نمی بینم زیرا از ظاهرم راضی نیستم. حتی در دوران جوانی و اوج زیبایی، از این کار خودداری می کردم. من فکر می کنم که بینی بزرگی دارم و چاقم، البته این چیزیی ست که از مردم شنیده ام و روی من هم تاثیر منفی گذاشته است.» زک افران زک افران هنرپیشه و خواننده آمریکایی است که بازیگری را به‌ طور حرفه‌ ای از سال ‌های آغازین قرن ۲۱ شروع کرد. او تا به حال در فیلم ‌هایی نظیر «دوباره 17»، «من و اورسن ولز»، «چارلی سنت کلاود»، «شب سال نو»، «خوش شانس»، «پسر روزنامه فروش» و «گارد ساحلی» درخشیده ‌است. با این که او بازیگر مطرحی ست اما خودش از تماشای فیلم هایی که در آن بازی کرده، سرباز می زند. به گفته او: «من به خصوص در اوایل کارم، از تماشای بازی ام بیزار بودم چون عیب هایم را می دیدم و از این که می توانستم بهتر باشم اما نبودم، عصبی می شدم. نمی دانم چرا اما من به شدت خجالتی بودم و به همین دلیل از تماشای فیلم هایم خودداری می کردم. البته وقتی سالها از یک فیلم هایم می گذشت، راحت تر می توانستم آنها را تماشا کنم.» مگان فاکس مگان فاکس یکی از جذاب ترین زنان هالیوودی به شما می رود، اصلا یکی از دلایل محبوبیت و شهرت او چهره زیبایش است اما او خودش از تماشای فیلم هایی که در آن بازی کرده، خودداری می کند. اما دلیل اش چیست؟ او خودش اعتراف می کند که هنگام تماشای بازی اش دچار حمله عصبی می شود. او مدام از این که در فیلم هایش بد افتاده باشد، نگران است از این رو ترجیح می دهد که آنها را نبیند. «من حتی خودم را در عکس هایم هم نمی بینم، چه رسد به فیلم هایی که در آن بازی کرده ام.» ریس ویترسپون ریس ویترسپون بازیگر و تهیه ‌کننده آمریکایی ست که کار خود را در کودکی و با نقش آفرینی در فیلم «مردی در ماه» در سال ۱۹۹۱ آغاز کرد. او در سال ۲۰۰۰ برای بازی در فیلم «انتخابات» نامزدی جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن فیلم موزیکال یا کمدی را بدست آورد. ریس ویترسپون هم جزو بازیگرانی ست که از تماشای خودش در تلویزیون بیزار است. او در این باره می گوید: «نه، من نمی توانم خودم را ببینم. اصلا کسی هست که از دیدن خودش لذت ببرد؟ نه، هیچکس! واقعیت اش این است که من دوست ندارم تظاهر کنم که آدم دیگری هستم. این برای من عذاب آور است. من هیچوقت فیلم هایم را نمی بینم چون که مطمئنا بعد از آن از خودم بیزار می شوم.» جولیان مور جولیان مور بازیگر آمریکایی- بریتانیایی و برنده اسکار و نویسنده کتاب کودکان است. او بازیگر پرکار سینما از اوایل دهه ۱۹۹۰، هم در فیلم‌ های هنری و هم در فیلم‌ های تجاری بوده ‌است. او برای نمایش ‌های احساسی از زنان معمولی معروف بوده و ۴ نامزدی اسکار دارد اما علارغم تمام این موفقیت ها، او از تماشای بازی خودش بیزار است. «من نمی توانم بنشینم و خودم را تماشا کنم. من از بازی کردن در فیلم بیشتر از تماشای خودم لذت می برم. نه تنها من، بلکه فرزندانم هم فیلم های مرا نمی بینند. آنها دوست دارند که مرا فقط به عنوان مادرشان ببینند، چیزی که من هم می خواهم.» جانی دپ جانی دپ یکی از مشهورترین بازیگران هالیوود است اما او خودش بازی اش را دوست ندارد. او در این باره می گوید: «خیلی وقت پیش من با خودم عهدی بستم، این که هیچوقت فیلم هایم را نبینم. در حقیقت تماشای خودم در تلویزیون برایم آزاردهنده است و ترجیح می دهم که نتیجه کارهایم را نبینم. من اعتقاد دارم که بعد از اتمام بازی دیگر هیچ مسئولیتی در قبال آن فیلم ندارم، از این رو نتیجه کارم را هم نمی بینم.» تام هنکس تام هنکس هنرپیشه، کمدین، کارگردان، دوبلور و نویسنده آمریکایی است که در طول سال ‌های فعالیت خود تا به امروز چندی و چند بار نامزد دریافت و برنده چندین جایزه بزرگ بین ‌المللی شده که از آن جمله می ‌توان به یک گلدن گلوب، اسکار، جایزه انجمن بازیگران فیلم و جایزه انتخاب مردمی بخاطر نقش‌ آفرینی ‌اش در فیلم «فارست گامپ» اشاره کرد. نه تنها بازی فوق العاده، بلکه اخلاق خوب او نیز در محبوبیت و شهرت اش نقش بسزایی داشته است. اما او خودش از تماشای فیلم هایش هیچ لذتی نمی برد. «من هیچ کدام از فیلم های قدیمی ام را نگاه نمی کنم. تنها فیلمی که خودم کارگردانی کردم و خیلی هم در آن حضور ندارم « That Thing You Do» بوده است که هنوز هم با دیدنش لبخند بر لبانم نقش می بندد. اما در مورد بقیه کارهایم، هیچ علاقه ای به دیدن شان ندارم. من سعی می کنم که تنها یک بار فیلم هایم را ببینم، نه بیشتر.» اندرو گارفیلد اندرو گارفیلد بازیگر آمریکایی بریتانیایی سینما، تلویزیون و رادیو است. او با هنرنمایی در فیلم هایی چون «مرد عنکبوتی شگفت‌ انگیز» جای پای اش را در هالیوود محکم تر کرد اما با تمام اینها او از تماشای فیلم هایش بیزار است. «من هیچکدام از فیلم هایم را تماشا نمی کنم چون در این شرایط مدام خودم را نقد منفی می کنم و همین موضوع روی عملکردم در آینده تاثیر منفی خواهد گذاشت. من دوست ندارم از نتیجه کارم چیزی بدانم. به محض این که بازی ام تمام شود، دور آن پروژه را خط می کشم.»
  4. حتما دو کمدین مشهور سینمای جهان یعنی لورل و هادری را می‌شناسید. این فیلم در مورد این دو بازیگر سرشناس سینمای کمدی است و Stan & Ollie نام دارد. فیلمی که می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم در مورد دو ستاره بی چون و چرای سینمای کمدی جهان یعنی استن لورل و الیور هاردی است. این فیلم Stan & Ollie (استن و اولی) نام دارد که توسط Jon S. Baird کارگردانی می‌شود. این فیلم قرار است سال 2019 اکران شود اما به تازگی اولین پوسترش منتشر شده است. نقش این دو کمدین را استیو کوگان و جان سی ریلی بازی می‌کنند. فوکوس فیلم روی توری است که در سال 1953 در بریتانیا توسط این دو کمدین برگزار شد. این تور زمانی برگزار می‌شود که این دو کمدین دوران طلایی خودشان را پشت سر گذاشته‌اند و دیگر به عنوان پادشاهان بی چون و چرای کمدی هالیوود نیستند و با آینده‌ای نامعلوم روبرو هستند. زمانی که تور برگزار می‌شود استقبال از آن‌ها به طور نا امید کننده‌ای کم است؛ اما این‌ها دلیل نمی‌شود که این دو رفیق قدیمی نتوانند یکدیگر را بخندانند و جذابیت و زیبایی اجرای آن‌ها سبب می‌شود که تماشاچیان هم به‌اندازه کافی بخندند. این موفقیت جدید آن‌ها سبب می‌شود که دوباره با سپاهی از طرفداران روبرو شوند. اما همه چیز به همین‌جا ختم نمی‌شود و بخش‌هایی تاریک از گذشته آن‌ها به سراغشان می‌آید تا شکارشان کند و هاردی هم در شرایط سلامتی کامل به سر نمی‌برد و .... نقش همسران این دو کمدین را که لوسیل و آیدا نام داشتند شرلی هندرسون و نینا آریاندا بازی می‌کنند. این فیلم قرار است در یازده ژانویه سال 2019 اکران عمومی ‌شود.
  5. کارگاه تخصصی کارگردانی فیلم‌های اکشن توسط یکی از کارگردان شاخص این ژانر در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر برگزار می‌شود. به گزارش خبرآنلاین، الیویه مگاتون فیلمساز فرانسوی با حضور در ایران مهمان این دوره از جشنواره جهانی فیلم فجر می شود و در این رویداد سینمایی کارگاه تخصصی ساخت فیلم اکشن برگزار خواهد کرد. اولیویه مگاتون که با نام اولیویه فونتانا در ششم اوت ۱۹۶۵ متولد شد، نویسنده، کارگردان و تدوینگر فرانسوی است که بیشتر برای کارگردانی فیلم‌های «آژیر قرمز» (۲۰۰۲)، «مأمور انتقال ۳» (۲۰۰۸)، «کلمبیانا» (۲۰۱۱) و قسمت‌های دوم و سوم اکشن/ تریلر «ربوده شده» Taken (2012 و ۲۰۱۴) شناخته می‌شود. او ۲۰ سال بعد از روزی به دنیا آمد که بمب‌های اتمی بر شهر هیروشیما فرود آمدند و برای همین نام هنری «مگاتون» را برای خود برگزید که از هم‌زمانی تولدش با سالروز این فاجعه جهانی خبر می‌دهد. او در حومه شهر پاریس بزرگ شد و پس از کسب دیپلم روان‌شناسی، فعالیت‌های هنری‌اش را آغاز کرد و برای مدتی یک هنرمند دیوارنگار بود. در واقع آشنایی مگاتون با موزیک‌ویدیوسازی به نام ژان‌بابتیست موندینو بود که راه ورودش به سینما را هموار کرد. اولیویه مگاتون فیلمسازی را با ساخت فیلم کوتاهی به نام «No Way ou le coeur du phoenix» در سال ۱۹۹۱ آغاز کرد اما پنج سال زمان برد تا فیلم کوتاه بعدی خود را بسازد. او سپس مجموعه‌ای تلویزیونی با عنوان «یک رقص، یک ترانه» (۱۹۹۷) را ساخت و دست‌آخر در سال ۲۰۰۰ موفق شد اولین فیلم بلند سینمایی‌اش تریلرِ جنایی-علمی‌خیالی «خروج» را جلوی دوربین ببرد. مگاتون در ایران با فیلم‌هایی مثل «ربوده شده ۲ / Taken 2»، «ربوده شده ۳ / Taken 3» و «مامور انتقال ۳ ‏/ Transporter 3‎» شناخته می شود به ویژه که لیام نیسن بازیگر فیلم های «ربوده شده» نیز در بین علاقمندان به سینمای اکشن در ایران پرطرفدار است.
  6. در برخی از موارد بهترین نسخه برای موفقیت یک فیلم در باکس آفیس این است که بازیگر فیلم از انعطاف پذیری بالایی برخوردار بوده و بتواند قدرت ستارگی خود را در یک نقش جنجالی پیاده کند. بدون شک برای چهره های مشهور بازی کردن نقش هایی چالش برانگیز و متفاوت از آن چه که تاکنون داشته اند امر دشواری خواهد بود. علاوه بر این که ممکن است بازیگری برای یک نقش خاص مناسب نباشد دلایل دیگری نیز وجود دارد که بازیگران را در انتخاب نقش هایشان با شک روبرو می کند. بدین ترتیب برخی تمایلی به ایفای نقش های متفاوت و چالش برانگیز ندارند. برخی دیگر نیز علی رغم ناآشنایی با نقشی که به آن ها پیشنهاد شده این چالش را پذیرفته و نقش را بر عهده می گیرند. در نهایت بازیگر بیش از هر فرد دیگری در میان عوامل تولید فیلم سختی و چالش نقش را با جسم و روح خود لمس خواهد کرد. نکته ی مهم این است که مهم نیست بازیگر چقدر معروف باشد و در صورت یک انتخاب اشتباه آینده ی بازیگری او تباه خواهد شد. با این وجود بر عهده گرفتن نقش های سخت و چالش برانگیز از دیرباز نشان دهنده ی مهارت و هنرمندی برخی بازیگران بوده و برخی از ستارگان هالیوود نام خود را با انتخاب نقش های جنجالی در تاریخ این هنر جاودانه ساخته اند. چه منبع جنجال در فیلمی گذاشته شود که زندگی واقعی یک شخصیت جنجالی را به تصویر می کشد و چه این جنجالی بودن از حضور نداشتن بازیگرانی از نژادهای مختلف در فیلم نشأت بگیرد، هالیوود تمامی تلاش خود را انجام خواهد داد که این جنجالی بودن به بالا رفتن فروش بلیط های فیلم منجر شود. این موضوع می تواند بسیار مهم باشد و نقش بازیگر در این میان بسیار حیاتی خواهد بود. در بسیاری از موارد دلیل این که بازیگر خود را در دردسری مرتبط با نقشی می بیند که پذیرفته است بیشتر نتیجه ی سهل انگاری استودیو فیلم سازی در نادیده گرفتن عکس العمل های منفی جامعه است. از این رو وقتی که شمایل غیرمعمول و یا نقش جنجالی بازیگر در یک فیلم در روزهای اول اکران در رسانه ها جنجال آفرین می شود می تواند آینده ی کاری بازیگر مذکور را با خطر جدی مواجه کند. در ادامه ی این مطلب به 14 نقش جنجالی اشاره خواهیم کرد که بازیگران نقش را به دردسر انداخته اند. 14- ماریا کری- درخشش نه تنها بازی ماریا کری در فیلم «درخشش» (Glitter ) در نقش اصلی بیلی فرانک با استقبال مثبت منتقدان روبرو نشد بلکه این خواننده ی معروف به دنبال بستری شدن ناگهانی اش چندن روز قبل از اکران فیلم به شدت به سوژه ی رسانه های زرد و جنجالی تبدیل شد که می خواستند از ماجرا مطلع شوند. وی که قصد داشت با ایفای نقش اصلی یک فیلم درام موزیکال در اولین تجربه ی بازیگری اش خود را برای فیلم های بعدی آماده کند با یک شکست تجاری بزرگ مواجه شده و بازی در این فیلم برای وی فاجعه بار شد. علیر غم بودجه ی 23 میلیون دلاری و حضور یک خواننده ی زن طراز اول و جهانی در نقش اول فیلم، از همان ابتدا مشکلات و دردسرهای متوالی گریبانگیر فیلم «درخشش» شد. در روزهای آخر منتهی به اکران فیلم، کری به علت خستگی و فشارهای وارده به او در هنگام بازاریابی فیلم در بیمارستان بستری شد. از این رو کمپانی های فاکس قرن بیستم و کلمبیا پیکچرز مجبور شدند اکران فیلم را 3 هفته به تعویق بیاندازند و بدین ترتیب تاریخ جدید اکران فیلم و آهنگ اورجینال آن برای روز 11 سپتامبر برنامه ریزی شد. همانطور که می دانید روز 11 سپتامبر 2001 حملات تروریستی به آمریکا صورت گرفت که فیلم را به طور کلی از دید تماشاگران محو کرد. بعد از این تجربه ی ناموفق 8 سال طول کشید تا ماریا کری توانست اعتبار از دست رفته اش را به دست آورده و در فیلم برنده جایزه اسکار «گرانبها» (Precious) که برنده جایزه اسکار شد بازی کند. 13-مت دیمون- آقای ریپلی با استعداد در فیلم «آقای ریپلی بااستعداد» (The Talented Mr. Ripley) که بر اساس رمانی با همین نام نوشته ی پاتریشیا های اسمیت ساخته شده بود، مت دیمون و جود لا نقش های اصلی را بر عهده داشتند. این واقعیت که نقش اصلی فیلم که تام ریپلی نام داشت (مت دیمون) یک قاتل سریالی بود نیز نتوانست مانع موفقیت فیلم یا بازیگران آن شود و تماشاگران استقبال خوبی از این فیلم داشتند. دیمون با پذیرفتن چنین نقش جنجالی و تاریکی در واقع هم آینده ی بازیگری خود را به قمار گذاشت و هم به عنوان یکی از سرمایه گذاران اصلی فیلم ممکن بود با شکستی ناامید کننده در گیشه مواجه شود. دیمون که از قبل اسم خود را به عنوان یک بازیگر طراز اول هالیوود تثبیت کرده بود بدون شک می دانست که با پذیرفتن نقش یک قاتل سریالی سادیسمی بسیاری از منتقدان سرسخت را به خشم خواهد آورد. 12- سیگورنی ویور- آواتار 2 طرفداران پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما شوکه شدند وقتی دریافتند که تمام اشک هایی که برای مرگ شخصیت دکتر گریس آگوستین با بازی سیگورنی ویور در فیلم «آواتار» (Avatar) ریخته اند کاملاً بیفایده بوده است. مطمئناً هیچ چیزی به اندازه بازگشت سیگورنی ویور به فرانچایز «آواتار» نمی توانست دوستداران این فیلم را شگفت زده کند. وقتی که جیمز کامرون، کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده ی افسانه ای سینمای هالیوود، فاش کرد که ویور در قسمت های بعدی «آواتار» نیز حضور خواهد داشت بسیاری به فکر فرو رفتند که چنین چیزی چگونه ممکن است و چه توضیحی برای آن وجود دارد. بعد از این خبر شوکه کننده در فضای مجازی بحث در مورد چگونگی بازگشت شخصیت دکتر گریس آگوستین به فیلم شدت گرفت. این موضوع جنجالی باعث شدکه ویور خود بارها و بارها در مورد این مسئله با رسانه ها صحبت کند. 11- شارلیز ترون- هیولا (2003) برای یک بازیگر سرشناس بر عهده گرفتن نقش زندگی یک شخصیت واقعی که قرار بود تنها چند ماه قبل از اکران فیلم اعدام شود بسیار جنجالی و دردسر ساز است. بنابر این وقتی که اعلام شد شارلیز ترون، که خود را به عنوان یکی از زیباترین، باهوش ترین و بهترین بازیگران زن هالیوود مطرح کرده بود، نقش یک قاتل سریالی مونث بیرحم به نام آیلین وورنوس را بازی خواهد کرد، طرفداران او و رسانه ها به طور واضحی شوکه شدند. فیلم «هیولا» (Monster ) از همان ابتدا با طوفانی سهمگین درنوردیده شد. این فیلم مستقل با بودجه ای کم ساخته شده بود به همین دلیل سوال این بود که آیا استودیو سازنده می تواند از عکس العمل منفی جامعه ی سینماروها جان سالم به در ببرد. جدای از جنجالی بودن نقش اصلی داستان رابطه ی نامشروع دو زن در فیلم نیز بر جنجال فیلم افزود. اگر چه تمامی این موضوعات جنجالی تنها برای نشان دادن واقعیت زندگی آیلین وورنوس بود اما می توانست به از بین رفتن آینده ی ثرون و کریستینا ریچی منجر شود. اما در نهایت این انتخاب ریسک گونه نتیجه ای معکوس داشت و با موفقیت برای سازندگان و بازیگران فیلم مواجه شد. 10- تام کروز- مومیایی (2017) فیلم «مومیایی» (Mummy ) فیلمی است که به اندازه کافی مورد توجه قرار گرفت اما اگر شما دارید به فیلمی که با این نام در سال 1999 با بازی برندان فریزر ساخته شد باید بگوییم که منظورمان فیلم اخیر «مومیایی» با بازی یک بازیگر سوپر استار و بسیار معروف تر است که بدون شک برای بازی در این فیلم یک ریسک بسیار خطرناک را متقبل شده بود. معمولاً بسیار کم پیش می آید که یک فیلم با نامی مشابه در کمتر از 20 سال بازسازی شود. منتقدان از قبل نیز به تام کروز مهربانانه رفتار نکرده بودند و در این مورد نیز آن ها تلاش بی وقفه و فداکارانه وی را برای زنده کردن فرانچایز قدیمی کمپانی یونیورسال پیکچرز با تم مصر باستان را با استقبال سرد خود پاسخ دادند. وقتی که مشخص شد فروش فیلم جدید در داخل ایالات متحده به فروش بین المللی آن نزدیک هم نخواهد شد تفاوت های فاحش بین «مومیایی» سال 2017 و «مومیایی» سال 1999 عیان شد. یکی از مشکلات اصلی این فیلم بود که بازیگر نقش اصلی فیلم را بازی می کرد که سن او از 50 سال فراتر رفته بود و شاید تام کروز برای این نقش دیگر پیر شده بود. از این رو فروش ناامید کننده فیلم نیز علاوه بر انتقادات و ضعف های فیلم باعث شد که فیلم «مومیایی» یک شکست کامل برای تام کروز باشد. 9-دواین «راک» جانسون- نگهبان ساحلی (2017) وقتی که دواین جانسون نقش اصلی بازسازی فیلم «نگهبان ساحلی» (Baywatch ) را بر عهده گرفت به نظر می رسید که فیلم با استقبال قابل توجهی روبرو شود. بعد از این که اولین اخبار در مورد حضور این ستاره ی دنیایWWE در میان بازیگران اقتباسی جدید از یک مجموعه ی تلویزیونی موفق در دهه ی 1990 با همین نام مخابره شد طرفداران او در رسانه های مجازی به پیشگویی در مورد موفقیت فیلم پرداختند. وقتی که فیلم در ماه می سال 2017 اکران شده و با استقبالی ناامید کننده و فروشی غیرقابل منتظره در گیشه روبرو شد دواین جانسون سعی کرد از کمپانی سازنده و انتخاب خود برای پذیرفتن نقش اول این فیلم دفاع کند. اما بدون شک مسئولان کمپانی پارامونت پیکچرز دریافته بودند که در انتخاب بازیگرانی غیر از بازیگران فیلم اصلی اشتباه کرده اند. اگر چه دفاعیات جانسون در فضای مجازی از فیلم باعث شد که اوضاع برای کادر سازنده فیلم «نگهبان ساحلی» کمی آرام تر شود اما بدون شک به این زودی ها کسی به فکر ساختن ادامه ی این فیلم نخواهد افتاد. 8- ادی مورفی- مرد مقدس (1998) وقتی که ادی مورفی بازی فوق العاده ی خود در «پروفسور دیوانه» (The Nutty Professor) را با ایفای نقش دکتر دولیتل در بازسازی فیلم کلاسیک «دکتر دولیتل» (Doctor Dolittle) ساخته ی سال 1967 ادامه داد نتیجه تنها یک فیلم پرفروش دیگر بود. اما بسیاری از طرفداران ادی مورفی و منتقدان سینما انتخاب بعدی وی را کمی غیرمعمول دانستند. هیچ کسی فکر نمی کرد که وی از ایفای نقش دکترها ناگهان به سراغ ایفای نقش یک مرد مقدس در فیلمی با همین نام در سال 1998 برود. بعضی اوقات تصمیمات غیرمعمول بازیگران مطرح هالیوود باعث می شود طرفداران آن ها به خود بگویند که این بازیگران چطور فکر می کنند؟ ایفای نقش ادی مورفی در فیلم «مرد مقدس» (Holy Man) دیدگاه طرفدارنش را در مورد بامزه بودن او به شدت تغییر داد. اگر چه بازی او در این فیلم در نقش شخصیت اصلی با نام «جی» با تحلیل های مثبت و ستایش منتقدان روبرو شد اما فیلم «مرد مقدس» در گیشه شکست سختی خورد. 7- جک بلک- سفرهای گالیور (2010) وقتی که پای یک حماسه ی کلاسیک در میان باشد داستان های کمی می توانند با «سفرهای گالیور» (Gulliver’s Travels) رقابت کنند. در چند دهه ی اخیر این داستان دو بار در سینما بازسازی شده است. بهترین بازی در نقش گالیور متعلق به تد دانسون در سال 1996 در سریال تلویزیونی با نام «سفرهای گالیور» است. اما خبر ساخت نسخه ی سینمایی این فیلم در سال 2010 بسیاری را شوکه کرد اما بسیاری از دوستداران این داستان افسانه ای نیز بدون توجه به کسی که نقش گالیور را بازی می کرد بلیط های آن را ررزو کردند. اما حضور یک کمدین باسابقه و ستایش شده مانند جک بلک در نقش گالیور برای اکثر تماشاگران غیرمنتظره بود. این نقش را باید بحث برانگیزترین انتخاب جک بلک در دوران بازیگری اش دانست. در کمال ناباوری فیلم در گیشه شکست خورد. 6- الیزابت تیلور- کلئوپاترا (1963) الیزابت تیلور بدون دلیل الهه ی بی بدیل زیبایی و کلاس بازیگری در تمام دوران شناخنه نمی شود. با توجه به اینکه تیلور بعد از ایفای نقش جنجالی یکی از شخصیت های برجسته تاریخی در تاریخ بشریت به شهرتی فراتر از قبل دست یافت، میراثی ماندگار را پس از مرگش برای بازیگران دیگر به جای گذاشت. اما رسیدن او به شهرتی بی پایان بدون هزینه نیز نبود. از آن جا که شخصیت کلئوپاترا ذاتاً بحث برانگیز بود می توان به راحتی تنش ها و درگیری هایی که برای انتخاب مناسب ترین بازیگر برای ایفای نقش او در جریان بود را نیز متصور شد. انتخاب هر بازیگری برای بازی در فیلم «کلئوپاترا» (Cleopatra ) که پرهزینه ترین فیلم دوران خود محسوب می شد بدون شک هزینه ای را با خود به همراه داشت که هر بازیگری آن را تقبل نمی کرد. انتخاب یک بازیگر سفید پوست برای ایفای نقش یک ملکه ی رنگین پوست مصری دردسرهایی را از باب نژادپرستی و یا جنسیتی و سیاسی به همراه داشت. علاوه بر این چنین فیلم پرهزینه و پر سر و صدایی حسادت کمپانی های فیلمسازی رقیب را نیز برانگیخته بود. با این وجود کسی نمی تواند با اطمینان بگوید کم انتخاب بهتری به جای الیزابت تیلور برای نقش کلئوپاترا وجود داشت. در نهایت اگر چه فیلم «کلئوپاترا» با استقبال نسبی تماشاگران و منتقدان روبرو شد و جوایز متعددی در مراسم اسکار گرفت اما قرار گرفتن در صدر فیلم های پرفروش سال نیز با توجه به هزینه ی بالای تولید فیلم نتوانست موفقیت تجاری فیلم را تضمین کند و فیلم «کلئوپاترا» در گیشه شکست خورد. 5- جان تراولتا- ببین کی داره حرف می زنه (1989) جان تراولتا که برای بازی در فیلم «گریس» (Grease ) و فیلم های بعد از آن به شهرت رسیده بود، با پذیرفتن نقش در مجموعه فیلم های پست مدرنی که هیچ شباهتی به فیلم های قبلی تراولتا نداشتند طرفداران او را به یک سفر غیرمنتظره برد. ایفای نقش یک پدر آرام و سرخورده در فرانچایز «ببین کی داره حرف می زنه» (Look Who’s Talking) جنجالی و بحث برانگیز بود زیرا طرفداران پر و پا قرص تراولتا به بازی های او در نقش شخصیت های سرسخت و وحشی و یک مرد شاد، خوش تیپ و پر جنب و جوش عادت کرده بودند. اگر چه تراولتا با انتخاب نقش وینسنت وگا در فیلم خشن و پرحادثه «پالپ فیکشن» (Pulp Fiction) در سال 1994 تا حدود زیادی چهره ی سابق خود را بازیافت اما دیگر هیچ گاه به اندازه ی دوران قبل از فرانچایز «ببین کی داره حرف می زنه» محبوب نشد. 4- اپرا وینفری- رنگ ارغوانی (1985) اپرا وینفری قبل از این که به بزرگ ترین و شناخته شده ترین سلبریتی زن جهان تبدیل شود یک مجری برنامه ی تلویزیونی در بالتیمور مریلند بود. وی بر طبق عادت بخش نقد کتاب های روزنامه نیویورک تایمز را می خواند و در سال 1983 در مورد کتابی به نام «رنگ ارغوانی» (The Color Purple) نوشته ی آلیس واکر آشنا شد و چنان شیفته ی آن شد که خیلی سریع برای خریدن و خواندن آن اقدام کرد. پس از خواندن مقداری از این کتاب تنها در یک روز وی بیش از پیش عاشق داستان کتاب شده و با خود گفت که ای کاش می توانست نقشی در فیلمی که با اقتباس از این داستان ساخته می شود داشته باشد. در کمال ناباوری وی برای ایفای نقش سوفیای کتاب واکر انتخاب شد. فیلم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ جوایز متعددی را در مراسم اسکار از آنِ خود کرد اما اکران فیلم بحث های بسیاری را در مورد دیدگاه های نژادی و جنسیتی فیلم در جامعه ی آمریکا برانگیخت. اپرا وینفری برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکلم زن شد. 3- مل گیبسون- تئوری توطئه (1997) مل گیبسون که خود را به عنوان یکی از پر جنب و جوش ترین بازیگران هالیوود خود را اثبات کرده بود تا این که نقشی بحث برانگیز را در فیلمی با عنوان «تئوری توطئه» (Conspiracy Theory) پذیرفت. فیلم به دلیل بحث های چالشی و حساسی که در سناریو آن وجود داشت نوعی طنز نیش دار و تلخ را به تصویر می کشید. در فیلم موضوعاتی ترسناک مربوط به دنیای معاصر به تصویر کشیده می شد: از قتل جان اف کندی تا وجود فلوراید در آب آشامیدنی و از تئوری «نظم نوین جهانی» جرج دبلیو بوش پدر تا هلی کوپترهای سیاهی که بدون صدا سفر می کردند. وی قبل از این فیلم در نقش کوتاهی در فیلم کمدی «روز پدر» بازی کرده بود و تغییر جهت 180 درجه ای او برای بازی در نقش یک تئوریسین توطئه و یک راننده تاکسی روانی غیرمنتظره بود. اما این تغییر رویه صدمه ی چندانی به وجهه ی مل گیبسون نزد و بازی او در این فیلم با نظرات مثبت منتقدان روبرو شد. 2- مکالی کالکین- هیولای مهمانی (2003) برای یکی از دوست داشتنی ترین سلبریتی های آن زمان پذیرفتن نقش یک قاتل واقعی که در آن زمان در زندان به سر می برد نمی توانست نظر عموم را جلب نکند. بدین ترتیب بحث های بسیاری در مورد بازی مکالی کالکین در فیلم «هیولای مهمانی» (Party Monster) در گرفت که همه او را به خاطر نقش به یاد ماندنی اش در فیلم های «تنها در خانه» (Home Alone) می شناختند نه تنها یک تغییر چهره ی شدید بود و تصورات طرفدارنش را در مورد شخصیت او تغییر داد بلکه ممکن بود عکس العمل منفی کسانی که به روابط جنسی نامتعارف حساس بودند را نیز در پی داشته باشد. وی در این فیلم نقش مایکل الیگ که یک برگزار کننده ی مهمانی های زیرزمینی شد و در نهایت یک قاتل بدنام شد را به عهده گرفت و فیلم با استقبال خوبی از جانب منتقدان روبرو گشت. 1-مایکل جکسون- ویز (1978) وقتی که یک سلبریتی بسیار مشهور که تمام شهرت و اعتبار خود را در دنیای موسیقی بدست آورده است بخواهد برای اولین بار در یک فیلم بزرگ بازی کند بدون شک با شایعات و بحث های فراوان، نظرات متفاوت منتقدان و عواقب نامشخصی روبرو خواهد شد. این موضوع در مورد مایکل جکسون که در فیلم پرستاره «ویز» (The Wiz) حضور یافت نیز صدق می کرد. در نهایت فیلم سیدنی لومت علی رغم حضور مایکل جکسون و دیانا راس با شکست در گیشه به کار خود پایان داد. بازی جکسون در فیلم نیز با بی مهری و عدم رضایت منتقدان روبرو شد. این فیلم باعث شد که مایکل جکسون دیگر نتواند در عرصه ی بازیگری موفقیت چندانی کسب کند.
  7. توصیه میکنم 44 روز از عمرتون مونده باشه این فیلمارو ببینین/44تا کلا فیلمه/البته فیلم زیاده/من به نظر خودم خوبارو انتخاب کردم