Євяαнιм.кн

✠ طناز ترین گروه تالار ✠

10 ارسال در این موضوع قرار دارد

با سلام

در این موضوع تمامی مراحل مسابقه برگزار میشه.

 

قوانین :

1) تبلیغ ممنوع (در صورت مشاهده، تیم خاطی از مسابقه حذف میشه ، بدون تذکر!!)

2) ارسال پست در این موضوع ممنوع

 

نکته یک : نظرسنجی فقط تا دو روز فعاله و نتیجه نظرسنجی در موضوع ( اخبار و حواشی مسابقه طناز ترین گروه )

نکته دو : سه گروه به دلیل عدم ارسال و یا عدم تایید مطلب ارسالی از مسابقه حذف شدند.

8 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله اول 1/4

248.jpg

اثر گروه :  آبانی ها

مخفی کننده

یه روز با پسر عموم رفت بودیم گله چرانی !

پسر عموم یه سه چهارتا بسته بیسکوییت خریده بود و بازش کرده بود و گذاشته بود توی یه بشقابی  !

اون روز غروبش اینقدر گرسنمون شد که من رفتم سراغ بیسکوییت ها !

ناگهان دیدم خرمون یا مودبانش الاغمون خراب کاری کرده و یکمی هم با بسکوویت ها تماس داشته !

پسر عموی من هزار ماشالله هیکل داره این هوا و نمیتونه گرسنه بمونه !

من با خودم گفتم چیکار کنیم چیکار نکنیم!بیسکوییت ها خشک شده بود که ناگهان پسرل عمویم حمله ور شد به سویشان و میخورد و میگفت به به!

میگفت :حسین عجب بیسکوییتی خریدیم هم ترشه هم شوره هم شرینه!

من که داشتم از خنده غش میکردم میگفتم نوش جان!

تصویر

اثر گروه : گودال هنر

مخفی کننده

آدمایی که میان تالار کلا دو دسته هستند ، یا  خیلی بیکارن یا مسئولیتی دارن حالا کاری به مسئولین محترم ندارم ،  ولی اون دسته دیگه باز به دوسته تقسیم میشن که یا میان تالار گرز البته تعدادشون به نسبت کمتر از اوناییه که میان تالار مستر . اونایی که میان تالار گرز یک دسته بیشتر نیستن اونم این که خیلی الافن و بیکار آخه کسی نیست بهشون بگه حاجی ، میای مثلا بری توی اتحاد ها چیکار کنی ؟!!  مثلا که چی فرض کن دو تا پست هم دادی آخه برات میشه نون و آب یا برات میشه همسر و پدر ومادر اگه بیکاری بشین دو کلمه اختلاط کن دو کلمه حرف بزن حالا کار به این چیزا ندارم  البته میشه باز یک فاکتور گرفت و تعدادی اندک هستن که میرن توی تاپیک های پرسش و پاسخ گرز که اون ها هم به نوبه خود بیکارن . حالا بیایم سراغ آدمایی که میان تلار مستر اینا به چند دسته تقسیم میشن که البته همشون یا بیکارن که میان یا الاف ولی باز میشه به چند دسته تقسیمشون کرد - دسته اول : این دسته از کاربرا رو میشه کلهم الافون خطاب کرد و میان فقط پست های اتحاد هارو چک میکنن گه گاهی اگه حوصلشون بکشه پستی میدن اونم یا خخخخخ یا ههههه - دسته دوم : بعضی از کاربرا  هستن که شدتش از بالاییه یک ذره کمتره ولی باز اینارو هم جزو مقام بالایی بدونید این کاربرا با اهداف خاصی میان تالار بعضی هاشون در روز صدها تاپیک کپی پیست ایجاد میکنن و یا در اتحادهایی که جایزه هایی سرمربی ها گذاشتن فعالیت میکنن حالا کسی باید به اینا بگه دوست خوبم بابا ول کن گیریم دو تا بازیکن مثبت 700 سن 32+ هم زدی که چی برادر به قول فیلم رسوایی قیامت نزدیکه برو فکر قیامتت باش - دسته سوم :  بعضی از کاربرا هستن که فعالیتشون کمه و فقط برای خرید و فروش بازیکن یا مسابقاتی که توی تالار برگزار میشه  یا سوالات مستری شون میان به تالار سر میزنن این دسته رو میشه بگی بیکار هستن ولی شدتش زیاد نیست البته اینو بگم اگه این فعالیت اندک هم ادامه پیدا کنه و خدای ناکرده چششون اتفاقی به اتحاد ها بیافته واویلا میشه و این ها هم به جمع بقیه کلهم الافون اضافه میشن - دسته چهارم : اوه اوه این دسته خیلی اوضاعشون بده من اینو یادم رفت بگم بعضی ها هم هستن که بیکار هستن علاوه بر اون نمی دونن از بیکاری چیکار کنن میرن میشن سرمربی بعد جایزه بازیکن و الماس میذارن من قضاوت رو به عهده خودتون میذارم برای این گروه هر چقدر گشتم صفتی پیدا نکردم - فشرده نوشتم چون واقعا نمیشد از این جمع و جورتر بنویسم ونتونستم شکلک هم بذارم :tw_bawling: به کسی بر نخوره اینا همش جنبه طنز داشت

 

11 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله دوم 1/4

248.jpg

اثر گروه : برادران خوش نمکیانِ گرزی

مخفی کننده

به نام خدا ، نمیدونم چه مقدمه ای بچینم برا همین یهویی میریم سر اصل مطلب :دی خب ما اول از بازی گرز شروع میکنیم ((: بازی گرز همونطور که همتون میدونید کاملا رایگاه ((= این بازی وقتی اومد همه کاربرای مای اف سی ریختن سرش ، بگذریم گذشت تا یکم سایت جا اتفاد اما مشکلات گرز همچنان تا به این لحظه پابرجاست ، ماشالا ثبات :دی ، یه سری مشکلات اون زمان بود مثل مقاومتا ، اینطوری بود که وقتی مقاومتو میزدی ، مقاومت گیر میکرد و تو شاهد انجیر شدن سربازات بودی :دی وقتی از مدیرا پرسیدیم دلیل چیه؟  گفتن :ما مقاومتارو خودمون اینطوری کردیم!اصن گیر کردن تو گرز معنی نداره |: ، کاربرا همه پوکرفیس طور گفتن چرا؟ گفتن : مقاومت که گیر می کنه کار خودمونه ما دیدیم بازی خیلی یکنواخت شده گفتیم یه کم هیجان بهش اضافه کنیم پس بعضی وقتا به صورت راندوم مقاومت گیر می کنه تا کاربرا هیجان زده بشن مثلا اونی که از این موضوع سو استفاده می کنه قلبش تاپ تاپ میزنه چون داره به پیروزی نزدیک میشه و اونی که از این موضوع ضربه خورده مشت میزنه تو دیوار دروری میگه میبینید ما به فکر بالا بردن هیجان بازی هستیم تا بازی از حالت یکنواختی در بیاد!کاربرا: راست میگید واقعا مرسی :ایکس: یه مشکل دیگه هم این بود بعد هر حمله بازی هنگ میکرد و استپ میشد |: و باید بعد هر حمله رفرش میکردیم :دی مدیران در حکمت این قضیه نیز گفتند:خواستیم با این کار سرعت نت ملاک نباشه و سرعت انگشتا ملاک باشه تا عدالت به بازی برگرده!همه کاربرا : |خلاصه هم 15 خط کمه برای کلی حرف هم وقت تنگه ،و اینکه با توجه به تابلو بودنم واقعا متن نوشتن بدون لو نرفتن سخته :دی ممنون :ایکس

تصویر

اثر گروه : تام و جری

مخفی کننده

نمونه ی تالار

 

فرآیند نمونه توی تالار، فرآیند جالب و شیرینیه

چند روز اول ماه ، شاخای تالار شروع میکنن ب نمایش چنگ و دندون ب هم و سعی میکنن کاری کنن ک رقبا جا بزنن. حالا چجوری؟ هر کدوم حداقل ی تاپیک دستی میزنن و با اون تاپیک اعلام میکنن ک آهای نفس کش!!! برید کنار ک من این ماه نمونه ام، این بین  چندتا هم کپی پیست و ی سر  کوچیک هم ب بعضی بخش ها. این فرایند تا تقریبا یک هفته یا ده روز اول ماه ادامه داره

  ده روز اول ماه ک میگذره، یهو ی سکوت دلنشینی تالار رو میگیره، ک  بیا و ببین. ی جورایی همه می رن توی کما انگار

بعد از گذر از مرحله ی کما،   اواسط ماه  ی سکته ناقص 90درصدی داریم.اصن ی وضی ک بیا و ببین

 از 20 ام  شوک 300ولت میزنن انگار به اهالی تالار. یهو همه مث مورچه های کارگر ب تکاپو میافتن. از این سایت ب اون سایت دنبال مطلب می رن و  مث ماشین تایپ و تکثیر عمل میکنن. این عده دقیق تر از ساعت گرینویچ عمل میکنن، درست راس ساعت دوتا تاپیک از تنور درمیارن، ک گاهی ی طرفش خمیره و ی طرفش سوخته، چون اصلا وقت نزاشتن براش. از ی جا آوردن، پرت کردن ایواک. اونم چه سوژه هایییی

چگونه کودک خود را در 60ثانیه پوشک کنیم؟ آخه عوض کردن پوشک توی60ثانیه‌؟؟؟ چجوریییییی؟؟؟نمیشوری اون طفلکو؟

خداقوت میگم بهشون با این سوژه های علمی و نابشون. انصافا سایتهای تخصصی در زمینه یتربیت کودک این حجم مقاله نداره ک اینا توی ایواک زدن. آقا اینا رو نمونه کنین، بلکه کمتر بزنن از اینااا. خسته شدیم خو

بعد از این، وارد ده روز  آخر ماه و درواقع آخرین مرحله ی نبرد میشیم.

 باز سر و کله ی شاخا پیدا میشه شاخا و  مورچه های کارگر  همه با هم وارد عرصه میشن و باز  نمایش قدرت شروع میشه
تا می رسیم ب روز آخر و ارسال  تاپیک نمونه
حالا دیگه بالماسکه تمومه و نقاب ها کنار میره. بحث های فنی نمونه شناسی و جنگ و  جدل. بعضیا همونی رو ب نمایش میزارن  ک هستن

در نهایت، پیر تالار میاد و قفل میزنه ب هرچی بحث و دعواست و پرونده بسته میشه و این داستان ماه بعد باز تکرار میشه

 

3 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله سوم 1/4

248.jpg

 

اثر گروه : طــهـ ـرآن

مخفی کننده

 یادتون میاد  بچه بودیم بزرگترا سوء استفاده میکردن و ازمون حرف میکشیدن؟
وای که چه مسائل محرمانه ای و فاش میکردیم o.O


یادش بخیر که سر کلاس درس نیم ساعت تمام استرس داشتیم که مبادا معلم صدامون بزنه و بخواد سوال بپرسه :tw_flushed: و زمانی که صدامون میکرد و بلند میشدیم یهو زنگ کلاس
به صدا در میومد و میرفتیم عجب لحظه ی آرامش بخش و با شکوهی بود:D

پیش اومده تا حالا عروس و دوماد بعد عروسی فیلم عروسیشون و بیارن ببینید؟
وای که وقتی رقصتو میبینی میفهمی چقدر ضایع بودی و خجالت میکشی:$


اگه گفتید مهندس به کی میگن ؟ کسی که تو یه کاری تخصص داره. حالا همون کلمه ی مهندس
تقریبا همه جا حفظ سمت میکنه وبه بقیه آدما نسبت داده میشه طرف تو یه کاری خراب کنه هم بهش میگن مهندس ;)جالبترش اینه که اگه با لحن خوبی این کلمه رو ادا کنی میتونی بجای فحش ازش استفاده کنی :D

دیدید وقتی دیر میرید سر کار رئیستون زود اومده و وقتی زود میرید
رئیستون یا هنوز نیومده یا مرخصیه و کلا اون روز نمیاد؟:|


دقت کردید اکثر پدر و مادرا بلد نیستن ساعت بخونن !
وقتی میری بیرون بعد یه مدت هی زنگ میزنن و میپرسن میدونی ساعت چنده؟:o

شاد و خرم باشید .:tw_blush:

تصویر

اثر گروه : پفک نمکی

مخفی کننده

گزارش فوتبال تیم زنان vs تیم مردان

خب تیم زنان با 10 دیقه تأخیر وارد زمین میشن ، وقتی دلیلشو ازشون میپرسن متوجه میشن که حاضر نبودن 10 تا لباس مث هم بپوشن:|

این وسط فقط دروازه بانشون خوشحاله(دارم برات.:D) :tw_sweat_smile:

بازی شروع میشه ؛ شماره9 تیم مردان 7 نفرو دریبل میکنه(آدم برفی میذاشتی به این راحتی دریبل نمیخوردxD.) و از فاصله 60 متری شوت میزنه

دروازه بان تیم زنان هیچ واکنشی نشون نمیده :tw_expressionless:  و توپ گل میشه !

میپرسن چرا هیچ واکنشی نشون ندادی  ؟!

میگه تازه لاک زدم هنوز خشک نشده خو :tw_blush:

بازی در وسط زمین در جریانه

کاپیتان  تیم مردان یه شوت محکم میزنه ،  توپ میخوره به صورت یکی از زنان

بازیکنی که توپ خورده تو صورتش لبخندی میزنه که بگه هیچی نیس :tw_wink: ولی انگار دندوناش ریختن تو حلقش

( تام و جری رو که یادتونه؛ تامو بی دندون تصور کنید، دقیقا همون شده:tw_joy:)

دقیقه 86 بازی رو شاهد هستیم

شماره 10 تیم مردان توپو میگیرهه نفر اولو دریبل میکنه  نفر دوم رو هم جا میذاره نفر سوم، چهارم 

شوووووووت و گللللل

بعله متأسفانه گل به خودی میزنه مردک مغز فندقی.:tw_expressionless:  (iq در حد طوطی های گواتمالا :tw_expressionless:)

و بازی با نتیجه 1_1  تموم میشه

 

3 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

مرحله چهارم 1/4

248.jpg

 

اثر گروه : سکوت طنین انداز

مخفی کننده

یه روز با دوستم سر کلاس فنی بودیم،بچه ها خیلی سر و صدا میکردند و به وسایل ور میرفتند،تا اینکه معلم عصبانی شد  گفت:کلی وسایل خطرناک این اطرافه اینقدر بهشون دست نزنید خدایی نکرده یه بلایی سرتون میادا

بعد یاد یکی از خاطراتش افتاد و گفت خودِ من یه بار دیدم چند تا دانش اموز توی راهرو دارن میدوند هرچی صداشون می کردم و می گفتم که میخورین زمین گوش ندادن،منم عصبانی شدم و یه پیچ گوشتی پرت کردم طرفشون که خورد به زمین و در برگشت رفت تو چش پسره و از گوشش زد بیرون 

در همین حین که ما نمیتونستیم خنده خودمونو  کنترل کنیم،دوستم رو به استاد کرد و گفت: مرسی استاد خسته نباشی.

با این جمله کلاس رفت هوا و وافعا کلی خندیدیم،فقط الان یکم پیچ گوشتی هایی که توی چش و چالمونه اذیت میکنه

تصویر

اثر گروه : طنزیم کنندگان

مخفی کننده

تکنولوژی یکی از پدیده هاییست که تونسته در چند دهه اخیر پا به پای تورم و سرطان رشد کنه. تصور کنید ماها تا سی سال پیش آدم هایی بودیم که برای عوض کردن کانال از جامون بلند میشدیم ( مگه میشه؟ ). در اون زمان معمولا یکی از اعضای خانواده وظیفه داشت کنار تلویزیون بشینه تا هر وقت بقیه گفتن بزنه یک xD. با اضافه شدن کنترل از راه دور دیگه به این افراد بهایی داده نشد و اکثرشون توی افق محو شدن :D. بعد یه چیز دیگه اومد به اسم نوار برگردون ( یادتونه؟). تقریبا همه فکر میکردن که این دیگه ته تکنولوژیه. کل اعضای خانواده دورش جمع میشدیم ، نوارو میذاشتیم توش ، دستارو میذاشتیم زیر چونه ، دکمه رو فشار میدادیم. نه تنها در کمتر از دو دقیقه کل نوارو جلوی چشمای از حدقه در اومده ما از یه طرف میبرد یه طرف دیگه که هم زمان آهنگم میزد. به مرور اوضاع پیچیده تر شد. یه سری کوله های مدرسه به بازار اومد که پشتشون ساعت دیواری داشت ( یادتونه؟xD). بچه رو که از روبه رو نگاه میکردی بچه بود ، از پشت که نگاه میکردی هشتو بیست دقیقه بود:tw_grin:. اون موقع هرگز کسی تصورشو نمیکرد که در آینده ای نزدیک گوشی های تلفن همراهی تولید بشن که توی دعواها جای قفل فرمون و آجر رو میگیره ( یادتونه گوشیارو؟:D). در طول این مدت پدر بزرگ معتقد بود که هیچ کدوم از این تکنولوژی های جدید به پای چرتکه های خودمون نمی رسید. وی سال های زیادی از عمرش رو در این راه صرف کرد که ثابت کند میتواند با چرنکه سریع تر از ماشین حساب ، حساب کرد. یعنی با چنان سرعتی حساب میکرد که دستشو نمیتونستیم ببینیمO.o. در نهایت یه روز که داشت با تکنولوژی رقابت میکرد یکی از مهره های چرتکه در رفت خورد تو پیشونیش. خدابیامرز بعد از این دیگه نتونست با چرتکه کار کنهxD. حتی در آخرین لحظات عمرش هم از کنترل استفاده نکرد و سعی داشت با دراز کردن عصا کانال عوض کنه xD که متأسفانه اجل مهلتش نداد. روحش شاد و یادش گرامی:tw_grin:. این متن قسمت کوچکی از طنز ما بود که متأسفانه به دلیل محدودیت نمیشه بیشتر براتون توضیح بدیم. خلاصه مطلب این که به تکلنولوژی های امروز محدود نباشیم؛ چرا که بشر روز به روز داره پیشرفت میکنه و تکنولوژی ها به روز تر میشن.

 

ویرایش شده در توسط Євяαнιм.кн
2 کاربر پسند شده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله اول 1/2

248.jpg

 

اثر گروه : تام و جری

مخفی کننده

نمونه ی تالار

 

فرآیند نمونه توی تالار، فرآیند جالب و شیرینیه

چند روز اول ماه ، شاخای تالار شروع میکنن ب نمایش چنگ و دندون ب هم و سعی میکنن کاری کنن ک رقبا جا بزنن. حالا چجوری؟ هر کدوم حداقل ی تاپیک دستی میزنن و با اون تاپیک اعلام میکنن ک آهای نفس کش!!! برید کنار ک من این ماه نمونه ام، این بین  چندتا هم کپی پیست و ی سر  کوچیک هم ب بعضی بخش ها. این فرایند تا تقریبا یک هفته یا ده روز اول ماه ادامه داره

  ده روز اول ماه ک میگذره، یهو ی سکوت دلنشینی تالار رو میگیره، ک  بیا و ببین. ی جورایی همه می رن توی کما انگار

بعد از گذر از مرحله ی کما،   اواسط ماه  ی سکته ناقص 90درصدی داریم.اصن ی وضی ک بیا و ببین

 از 20 ام  شوک 300ولت میزنن انگار به اهالی تالار. یهو همه مث مورچه های کارگر ب تکاپو میافتن. از این سایت ب اون سایت دنبال مطلب می رن و  مث ماشین تایپ و تکثیر عمل میکنن. این عده دقیق تر از ساعت گرینویچ عمل میکنن، درست راس ساعت دوتا تاپیک از تنور درمیارن، ک گاهی ی طرفش خمیره و ی طرفش سوخته، چون اصلا وقت نزاشتن براش. از ی جا آوردن، پرت کردن ایواک. اونم چه سوژه هایییی

چگونه کودک خود را در 60ثانیه پوشک کنیم؟ آخه عوض کردن پوشک توی60ثانیه‌؟؟؟ چجوریییییی؟؟؟نمیشوری اون طفلکو؟

خداقوت میگم بهشون با این سوژه های علمی و نابشون. انصافا سایتهای تخصصی در زمینه یتربیت کودک این حجم مقاله نداره ک اینا توی ایواک زدن. آقا اینا رو نمونه کنین، بلکه کمتر بزنن از اینااا. خسته شدیم خو

بعد از این، وارد ده روز  آخر ماه و درواقع آخرین مرحله ی نبرد میشیم.

 باز سر و کله ی شاخا پیدا میشه شاخا و  مورچه های کارگر  همه با هم وارد عرصه میشن و باز  نمایش قدرت شروع میشه
تا می رسیم ب روز آخر و ارسال  تاپیک نمونه
حالا دیگه بالماسکه تمومه و نقاب ها کنار میره. بحث های فنی نمونه شناسی و جنگ و  جدل. بعضیا همونی رو ب نمایش میزارن  ک هستن

در نهایت، پیر تالار میاد و قفل میزنه ب هرچی بحث و دعواست و پرونده بسته میشه و این داستان ماه بعد باز تکرار میشه

تصویر

اثر گروه : پفک نمکی

مخفی کننده

گزارش فوتبال تیم زنان vs تیم مردان

خب تیم زنان با 10 دیقه تأخیر وارد زمین میشن ، وقتی دلیلشو ازشون میپرسن متوجه میشن که حاضر نبودن 10 تا لباس مث هم بپوشن:|

این وسط فقط دروازه بانشون خوشحاله(دارم برات.:D) :tw_sweat_smile:

بازی شروع میشه ؛ شماره9 تیم مردان 7 نفرو دریبل میکنه(آدم برفی میذاشتی به این راحتی دریبل نمیخوردxD.) و از فاصله 60 متری شوت میزنه

دروازه بان تیم زنان هیچ واکنشی نشون نمیده :tw_expressionless:  و توپ گل میشه !

میپرسن چرا هیچ واکنشی نشون ندادی  ؟!

میگه تازه لاک زدم هنوز خشک نشده خو :tw_blush:

بازی در وسط زمین در جریانه

کاپیتان  تیم مردان یه شوت محکم میزنه ،  توپ میخوره به صورت یکی از زنان

بازیکنی که توپ خورده تو صورتش لبخندی میزنه که بگه هیچی نیس :tw_wink: ولی انگار دندوناش ریختن تو حلقش

( تام و جری رو که یادتونه؛ تامو بی دندون تصور کنید، دقیقا همون شده:tw_joy:)

دقیقه 86 بازی رو شاهد هستیم

شماره 10 تیم مردان توپو میگیرهه نفر اولو دریبل میکنه  نفر دوم رو هم جا میذاره نفر سوم، چهارم 

شوووووووت و گللللل

بعله متأسفانه گل به خودی میزنه مردک مغز فندقی.:tw_expressionless:  (iq در حد طوطی های گواتمالا :tw_expressionless:)

و بازی با نتیجه 1_1  تموم میشه

 

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله دوم 1/2

248.jpg

 

اثر گروه : آبانی ها

مخفی کننده

یه روز با پسر عموم رفت بودیم گله چرانی !

پسر عموم یه سه چهارتا بسته بیسکوییت خریده بود و بازش کرده بود و گذاشته بود توی یه بشقابی  !

اون روز غروبش اینقدر گرسنمون شد که من رفتم سراغ بیسکوییت ها !

ناگهان دیدم خرمون یا مودبانش الاغمون خراب کاری کرده و یکمی هم با بسکوویت ها تماس داشته !

پسر عموی من هزار ماشالله هیکل داره این هوا و نمیتونه گرسنه بمونه !

من با خودم گفتم چیکار کنیم چیکار نکنیم!بیسکوییت ها خشک شده بود که ناگهان پسرل عمویم حمله ور شد به سویشان و میخورد و میگفت به به!

میگفت :حسین عجب بیسکوییتی خریدیم هم ترشه هم شوره هم شرینه!

من که داشتم از خنده غش میکردم میگفتم نوش جان!

تصویر

اثر گروه : سکوت طنین انداز

مخفی کننده

بچه که بودم همینطور که همه هم میدونن دختر پیش پدرش یه ارزش بیشتری داره

بابا ها همه دختر ها رو بیشتر دوست دارن :tw_blush:

خب منم در دوران خودم بودم و 3 سالم بیشتر نبود :x

از خواب بیدار شدم و به بدختی خودم رو از تخت کشوندم پایین رفتم تو سالن

خونه دیدم مامان و بابام دارن فیلم میبینن خب همونطور هم که شما میدونین همه مردا 

محلشون تو خونه 2 تا بالش و رو زمین دراز شدن و فیلم دیدنه ..

آروم به سمت آشپزخونه رفتم و وردنه " وسیله ای برای درست کردن کیک " 

رو برداشتم و به سمت سالن رفتم مامانم پشتش بهم بود و داشت فیلم میدید 

به سمت مامانم رفتم و از پشت با وردنه زدم تو سر مامانم xD 

چشمتون روز بد نبینه یهو مامانم پا شد و میخواست بیاد سمتم و منو بزنه که بابام دستش رو گرفت 

و همونطور که قهقهه میزد گفت اشکال نداره بچس دیگه :D

منم با خودم گفتم خب حتما کار خوبیه دیگه بچه بودم 

چه میدونستم :P

خب چشمتون روز بد نبینه فردای همون شب بابام تو سالن بود و مامانم 

منم رفتم تو آسپزخونه و با ملاقه رفتم سراغ بابام و محکم ملاقه رو روی سر بابام زدم 

زدن تو سر بابام همانا و خندیدن مامانم همانا ...

بابام نمیدونست چیکار کنه بیاد منو ادب کنه یا بشینه و خونسرد خودشو نشون بده

شب قبلش گفت بود ولش کنین بچس دیگه ....

منم دیگه شانس آوردم ...

اما مطمئنم الان از این شوخیا بکنم دیگه تو خونه جایی ندارم ;)

 

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرحله دوم 1/2

248.jpg

 

اثر گروه : آبانی ها

مخفی کننده

یه روز با پسر عموم رفت بودیم گله چرانی !

پسر عموم یه سه چهارتا بسته بیسکوییت خریده بود و بازش کرده بود و گذاشته بود توی یه بشقابی  !

اون روز غروبش اینقدر گرسنمون شد که من رفتم سراغ بیسکوییت ها !

ناگهان دیدم خرمون یا مودبانش الاغمون خراب کاری کرده و یکمی هم با بسکوویت ها تماس داشته !

پسر عموی من هزار ماشالله هیکل داره این هوا و نمیتونه گرسنه بمونه !

من با خودم گفتم چیکار کنیم چیکار نکنیم!بیسکوییت ها خشک شده بود که ناگهان پسرل عمویم حمله ور شد به سویشان و میخورد و میگفت به به!

میگفت :حسین عجب بیسکوییتی خریدیم هم ترشه هم شوره هم شرینه!

من که داشتم از خنده غش میکردم میگفتم نوش جان!

تصویر

اثر گروه : سکوت طنین انداز

مخفی کننده

بچه که بودم همینطور که همه هم میدونن دختر پیش پدرش یه ارزش بیشتری داره

بابا ها همه دختر ها رو بیشتر دوست دارن :tw_blush:

خب منم در دوران خودم بودم و 3 سالم بیشتر نبود :x

از خواب بیدار شدم و به بدختی خودم رو از تخت کشوندم پایین رفتم تو سالن

خونه دیدم مامان و بابام دارن فیلم میبینن خب همونطور هم که شما میدونین همه مردا 

محلشون تو خونه 2 تا بالش و رو زمین دراز شدن و فیلم دیدنه ..

آروم به سمت آشپزخونه رفتم و وردنه " وسیله ای برای درست کردن کیک " 

رو برداشتم و به سمت سالن رفتم مامانم پشتش بهم بود و داشت فیلم میدید 

به سمت مامانم رفتم و از پشت با وردنه زدم تو سر مامانم xD 

چشمتون روز بد نبینه یهو مامانم پا شد و میخواست بیاد سمتم و منو بزنه که بابام دستش رو گرفت 

و همونطور که قهقهه میزد گفت اشکال نداره بچس دیگه :D

منم با خودم گفتم خب حتما کار خوبیه دیگه بچه بودم 

چه میدونستم :P

خب چشمتون روز بد نبینه فردای همون شب بابام تو سالن بود و مامانم 

منم رفتم تو آسپزخونه و با ملاقه رفتم سراغ بابام و محکم ملاقه رو روی سر بابام زدم 

زدن تو سر بابام همانا و خندیدن مامانم همانا ...

بابام نمیدونست چیکار کنه بیاد منو ادب کنه یا بشینه و خونسرد خودشو نشون بده

شب قبلش گفت بود ولش کنین بچس دیگه ....

منم دیگه شانس آوردم ...

اما مطمئنم الان از این شوخیا بکنم دیگه تو خونه جایی ندارم ;)

 

2 کاربر پسند شده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فینال

248.jpg

 

اثر گروه : پفک نمکی

مخفی کننده

گزارش فوتبال تیم زنان vs تیم مردان

خب تیم زنان با 10 دیقه تأخیر وارد زمین میشن ، وقتی دلیلشو ازشون میپرسن متوجه میشن که حاضر نبودن 10 تا لباس مث هم بپوشن:|

این وسط فقط دروازه بانشون خوشحاله(دارم برات.:D) :tw_sweat_smile:

بازی شروع میشه ؛ شماره9 تیم مردان 7 نفرو دریبل میکنه(آدم برفی میذاشتی به این راحتی دریبل نمیخوردxD.) و از فاصله 60 متری شوت میزنه

دروازه بان تیم زنان هیچ واکنشی نشون نمیده :tw_expressionless:  و توپ گل میشه !

میپرسن چرا هیچ واکنشی نشون ندادی  ؟!

میگه تازه لاک زدم هنوز خشک نشده خو :tw_blush:

بازی در وسط زمین در جریانه

کاپیتان  تیم مردان یه شوت محکم میزنه ،  توپ میخوره به صورت یکی از زنان

بازیکنی که توپ خورده تو صورتش لبخندی میزنه که بگه هیچی نیس :tw_wink: ولی انگار دندوناش ریختن تو حلقش

( تام و جری رو که یادتونه؛ تامو بی دندون تصور کنید، دقیقا همون شده:tw_joy:)

دقیقه 86 بازی رو شاهد هستیم

شماره 10 تیم مردان توپو میگیرهه نفر اولو دریبل میکنه  نفر دوم رو هم جا میذاره نفر سوم، چهارم 

شوووووووت و گللللل

بعله متأسفانه گل به خودی میزنه مردک مغز فندقی.:tw_expressionless:  (iq در حد طوطی های گواتمالا :tw_expressionless:)

و بازی با نتیجه 1_1  تموم میشه

تصویر

اثر گروه : آبانی ها

مخفی کننده

یه روز با پسر عموم رفت بودیم گله چرانی !

پسر عموم یه سه چهارتا بسته بیسکوییت خریده بود و بازش کرده بود و گذاشته بود توی یه بشقابی  !

اون روز غروبش اینقدر گرسنمون شد که من رفتم سراغ بیسکوییت ها !

ناگهان دیدم خرمون یا مودبانش الاغمون خراب کاری کرده و یکمی هم با بسکوویت ها تماس داشته !

پسر عموی من هزار ماشالله هیکل داره این هوا و نمیتونه گرسنه بمونه !

من با خودم گفتم چیکار کنیم چیکار نکنیم!بیسکوییت ها خشک شده بود که ناگهان پسرل عمویم حمله ور شد به سویشان و میخورد و میگفت به به!

میگفت :حسین عجب بیسکوییتی خریدیم هم ترشه هم شوره هم شرینه!

من که داشتم از خنده غش میکردم میگفتم نوش جان!

 

3 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تیم پفک نمکی برنده این مسابقه شد، جهت دریافت جوایز به پیام خصوصی بنده مراجعه کنید

اعضا تیم پفک نمکی :
τίζ δдηόόη
⊱ T O R B A T ⊰

 

w9axzna04dy3859h9fz8.png

تبریک.

 


همچنین یه تشکر ویژه هم از رفیق خوبم آقا ابراهیم بابت مشاوره و کمک هایی که در حق بنده کرد

3 کاربر پسندیده اند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.