S҉ M҉ O҉ K҉ E҉

تاپیَکـــ جامِعـــ فیلمــــ و سِِِریالـــ( نظر سنجی آپدیت شد)

چه نوع فیلمی دوست دارید؟؟   9 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. ایرانی یا خارجی؟؟

    • ایرانیـــ
    • خارجیـــ

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام نمایید تا بتوانید رای خود را در نظر سنجی ارسال نمایید.

239 ارسال در این موضوع قرار دارد

17-10-14-16126photo_2017-07-29_23-19-40.jpg

 تهیه‌کننده سینما که امروز نامش را با پروژه‌های بزرگی چون «شهرزاد» می‌بینیم، حضور در این عرصه را با مجموعه «شاهگوش» به کارگردانی داود میرباقری شروع کرده است، او درباره شروع کارش در این حوزه گفت: «به واسطه رشته تحصیلی و کسب و کاری که داشتم، وارد کارخانه تولید سی‌دی و دی‌وی‌دی شدم و همان‌جا بود که با شبکه نمایش خانگی آشنا شدم. در آن زمان «قهوه تلخ» در همان کارخانه تولید می‌شد. آن موقع احساس کردم که می‌توانم به جای اینکه واسطی برای پخش باشم، خودم هم وارد عرصه تولید محتوا شوم.»

امامی همچنین ادامه داد: «بر اساس همین ایده بود که با سریال «شاهگوش» و آقای داود میرباقری َآشنا شدم. به نظر خودم آن زمان شروع کار خوبی داشتیم و سریال سنگینی را کار کردیم؛ آن هم با کارگردانی که در کارنامه‌اش «مختار» و «امام علی ع» را داشت.آن زمان برای آقای میرباقری هم فضای نمایش خانگی جدید بود، البته خوشبختانه ایشان به واسطه شناختی که از مخاطب دارند، در هر مدیومی با موفقیت حضور داشته‌اند.»

این تهیه کننده ماجرای آشنایی خودش با داود میرباقری و آغاز کار را این‌طور تعریف کرد: «آشنایی من با ایشان توسط آقای مهدی پاکدل اتفاق افتاد که بانی خیری در این زمینه شدند. البته باید بگویم که قبل از جلسه با آقای میرباقری، اولین جلسه برای تولید محتوا را با آقای فتحی داشتم و روی چند طرح از جمله «شهرزاد» صحبت کرده بودیم که چون کار با‌ آقای میرباقری سریع وارد تولید شد، طرح‌های آقای فتحی باقی ماند که بعد از آن، کار کنیم.»

او اضافه کرد: «آقای فتحی طرح‌هایی را به تلویزیون داده بودند اما درخواست من این بود که اثری برای شبکه نمایش خانگی شروع کنند. به هر حال این فضا برای همه کارگردان‌هایی که در تلویزیون کار می‌کردند، جدید بود و با توجه به محدودیت‌‌هایی که تلویزیون چه در ممیزی و بودجه‌ها داشت، خیلی از کارگردان‌ها علاقه داشتند فضای جدیدی را امتحان کنند و برای‌شان این مدیوم جذاب بود.»

حضور در یک مدیوم پرریسک

ورود به یک فضای تازه که برای همه تازگی داشت، ترسناک به نظر می‌رسید، اما امامی ریسک آن را قبول کرده بود، او درباره حضور در مدیوم نمایش خانگی گفت: «هم «شاهگوش» و هم «شهرزاد» در آغاز با مقاومت‌های مشاوران و اطرافیان مواجه شد که ممکن است بازار کشش این بودجه و پروداکشن را نداشته باشد و معتقد بودند که احتمال دارد که اثر و خودمان آسیب ببینیم. اما ما معتقد بودیم با اینکه این حوزه خیلی پرریسک است، اگر همکاران را درست انتخاب کنیم، ضریب ریسک خیلی پایین می‌آید.»

این تهیه‌کننده ادامه داد: «مخاطب به خوبی جنس باکیفیت را از بی‌کیفیت تشخیص می‌دهد. ضمن آنکه این حوزه به شدت رقابتی و بر اساس عرضه و تقاضاست. دقیقا برخلاف تلویزیون که هرچیزی تولید کند، دیده شدن و نشدن آن فرقی نمی‌کند!در شبکه نمایش خانگی مانند هر کالای تجاری، بحث عرضه و تقاضا مطرح است و اگر مشتری کالا را دوست نداشته باشد، شکست می‌خورد! این شرایط در همه دنیا وجود دارد و فقط تلویزیون ماست که محصولی را تولید می‌کند و برایش اهمیتی ندارد که آن اثر دیده می‌شود یا خیر.»

متن یک اثر همان نقشه راه است

امامی در بخشی از مصاحبه و در پاسخ به این سوال که «به عنوان تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار چقدر روی اثر اعمال نظر می‌کند، توضیح داد: «این موضوع بستگی زیادی به کارگردان دارد. به نظرم باید همه وقت و انرژی را برای درست شدن متن گذاشت، وقتی متن درست باشد یعنی نقشه راه آماده است. وقتی شما با آقایان فتحی و میرباقری کار می‌کنید، خیلی نگران کارگردانی نیستید، باید دغدغه را روی متن بگذارید و وقتی چفت و بست آن درست شد، دیگر از کارگردانی آن خیالتان راحت است و می‌دانید کار را به کاردان سپرده‌اید. مگر اینکه اثر اول کارگردان باشد یا با کارگردانی طرف باشید که کارهای قبلی او بحث‌برانگیز نبوده باشد.در این شرایط گروه تولید بیشتر سعی دارد حمایت کند نه دخالت. شاید بعضی بازیگرها نخواهند با کارگردان اول کار کنند، ما ورود پیدا می‌کنیم و این امنیت را به آن‌ها می‌دهیم تا خیال آسوده‌تری داشته باشند.»

او ادامه داد: «به شخصه معتقدم در کار باید مالکیت را از مدیریت جدا کرد. تهیه‌کننده‌ می‌تواند با دخالت بی‌جا در کار، باعث لطمه خوردن اثر و در نهایت لطمه به خودش ‌شود. به نظرم وقتی در چیدمان اولیه که به گفته هیچکاک فیلمنامه، فیلمنامه و فیلمنامه است، دقت کنیم، در ادامه مشکلی نخواهیم داشت، مانند فیلمنامه شهرزاد که تکمیل کردن آن سه سال زمان برد. همه اجزایی که امروز در «شهرزاد» کار می‌کنند، در پروژه‌های مختلف زیادی حضور داشته‌اند، خروجی‌ها را می‌توان دید اما چیزی که در این مجموعه خودش را به خوبی نشان می‌دهد و باعث شده «شهرزاد» از تک‌تک عوامل خودش هم بزرگتر شود، متن درستی است که توانست با مردم ارتباط برقرار کند.»

خوشحالیم که رقیب خودمان شده‌ایم

این تهیه‌کننده درباره نقدهایی که نسبت به فصل دوم شهرزاد در مقایسه با فصل اول مجموعه داشت نیز عنوان کرد: «در ابتدا باید بگویم که خوشحالیم رقیب خودمان شده‌ایم و با فصل اول مقایسه می‌شویم.به هر حال فصل اول «شهرزاد» یک پدیده در نمایش خانگی بود. مردم به این مدیوم بی‌اعتماد شده بودند. مجموعه‌های تولید شده یا به انتها نمی‌رسیدند و یا به مرور افت کیفیت جدی پیدا می‌کردند. ما با سریالی که سر و شکل درست و خوبی دارد، آمدیم و اعتماد از دست رفته‌ را برگرداندیم.»

او ادامه داد: «درباره فصل دوم هم باید بگویم که نظراتی که ما از منتقدان گرفتیم، با نظرات مردم کمی تفاوت دارد. در واقع اگر به قصه به شکل مستقل نگاه کنیم، نقد زیادی ندارد چون به قول معروف به داستان آب نبستیم. فصل دوم شهرزاد از لحاظ ریتم، بازی‌ها و مابقی شاخصه‌ها امتیاز بالایی می‌گیرد، باور کنید که سری دوم ساختن خیلی کار سختی است و حفظ موفقیت از رسیدن به خود موفقیت کار سخت‌تری است.»

امامی همچنین یادآور شد: «نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که مردم آگاه هستند کاری که در سری دوم شده، اصلا کم‌فروشی نیست. زمانی وجود دارد که مثلا می‌گویند سری اول اعتماد مردم را جلب کرده‌اند، اما در سری دوم از آن اعتماد سواستفاده شده است، درباره «شهرزاد» ماجرا این‌طور نیست و بحث سلیقه مطرح است.»

این تهیه‌کننده با اشاره به اینکه نتیجه تمام اتفاق‌های فصل دوم را در فصل بعدی می‌توان دید، اظهار کرد: «کارهایی را در فصل دوم شهرزاد توسط آقای فتحی انجام شده است، نتیجه آن در فصل سوم برداشت می‌شود. مطمئن باشید وقتی فصل سوم تمام شود، متوجه علت همه اتفاق‌هایی که برای شخصیت‌های مختلف در فصل دوم افتاد، می‌شوید. کوچکترین مسائل مثل آموزش رانندگی شهرزاد که امروز مورد نقد قرار می‌گیرد، در فصل سوم کاربرد دارد. با وجود کامنت‌های ناراضی، من از یک چیز مطمئن هستم و آن هم این است که در پایان فصل سوم، مردم به خاطر فصل دوم از ما تشکر می‌کنند!»

امامی در پاسخ به این پرسش که قصه سریال در فصل سوم تمام می‌شود یا ممکن است فصل چهارمی هم در کار باشد، بیان کرد: «قصه در فصل شوم تمام می‌شود. البته قصه «شهرزاد» پتانسیل ادامه دادن را دارد و می‌توان از دل آن، دیگر کاراکترها را بیرون کشید و سرگذشت آن‌ها را تعریف کرد اما با چیزی که مخاطب از ما می‌خواهد، در فصل سوم مشخص می‌شود و همان‌جا پایان داستان سریال «شهرزاد» خواهد بود.»

امامی در بخشی از صحبت‌هایش درباره تاثیر نظر مخاطبان بر روند داستان نیز توضیح داد: «قطعا کسی که سریال‌های پرمخاطبی مثل «شب دهم» و «مدار صفر درجه» را برای تلویزیون می‌سازد، به مخاطب اهمیت زیادی می‌دهد. در گذشته گرفتن بازخوردها سخت‌تر بوده، اما امروزه با توجه به شبکه‌های اجتماعی، بازخوردها را می‌توان آنلاین و بدون واسطه مشاهده کرد. شبکه‌های اجتماعی کمک می‌کند که نظر مردم را درباره نقاط قوت و ضعف خودمان بدانیم و با تاکید بر نظرات، کار بهتری را تولید کنیم.»

زمستان ۹۶ با داستانی عاشقانه‌تر‌ برمی‌گردیم

امامی همچنین با بیان اینکه زمان عرضه فصل سوم را زمستان ۹۶ می‌دانند، درباره فصل سوم داستان گفت: «معتقدم فصل سوم به لحاظ داستانی همانی است که مردم دوست دارند. در واقع تم عاشقانه مشابه فصل اول به فضای کلی سریال باز می‌گردد.»

این تهیه‌کننده با بیان اینکه اگر فصل اول و دوم شهرزاد را در معیارهای مختلفی با یکدیگر مقایسه کنیم، این فصل افت نداشته، یادآور شد: «به هر حال بعضی‌ها از کار خوششان آمده، بعضی‌ها هم دلشان می‌خواسته اتفاق دیگری بیفتد اما نیفتاده است. البته این اتفاق‌ها یک شبه رخ نمی‌دهد بلکه با استفاده از برخی نظرات که در قالب درست داستان‌نویسی قرار می‌گیرند، برخی رویدادها رخ می‌دهد که مخاطبان می‌خواسته‌اند. ضمن آنکه باید بگویم ترکیبی از نظرات درست مخاطبین با همراهی تیم نویسنده‌ها را در فصل سوم می‌بینیم.»

حذف بزرگ آقا تصمیمی آگاهانه بود

امامی درباره نبود علی نصیریان و حذف کاراکتر بزرگ‌آقا نیز اظهار کرد: «در پروژه‌های مختلف دو نوع خروج کاراکتر داریم، گاهی این خروج بر مبنای یک اجبار اتفاق می‌افتد و گاهی برمبنای ضروریات. به عنوان مثال، زمانی است که بزرگ یک خاندانی تصمیم‌هایی می‌گیرد که آثار آن را در زندگی همه آدم‌های قصه می‌توان دید، حالا این اثر زمانی که خود بزرگ خانواده نیست، خودش را بیشتر نشان می‌دهد. به هر حال قصه درباره استبداد فردی یک شخص است که تصمیم‌هایی را برای خانواده می‌گیرد و باید ببینیم حالا که نیست چه اثرات، تبعات و تنش‌هایی را برای خانواده به وجود می‌آورد. در حقیقت او نباید باشد تا بتوانیم این اتفاق‌ها را ببینیم، چون اگر باشد که خودش مشکلات را حل می‌کند.»

او ادامه داد: «به نظر من با وجود همه پتانسیل و جذابیتی که آقای نصیریان و این شخصیت داشت، حذف بزرگ آقا آگاهانه‌ترین تصمیمی بود که آقای فتحی گرفتند. بزرگ آقا قطعا یکی از کاراکترهای ماندگاری‌ست که آقای نصیریان بازی کرده و با وجود منفی بودن نقش، مردم آن را خیلی دوست دارند.»

امامی همچنین اضافه کرد: «چون یک فرد ناکارآمد بر سر کار آمده، فردی که تشدد فکری دارد، حتما نوع مدیریتش با فرد مدبری که قبلا سرکار بوده، فرق می‌کند. آدمی که هیچ تفکر و هدفی به جز رسیدن به شخصیت شهرزاد ندارد، قطعا تصمیمات بدون فکر و هیجانی می‌گیرد که نتیجه‌های مثبتی هم برای خودش و سایران ندارد.»

این تهیه‌کننده درباره صحبت‌هایی که درباره برگشت علی نصیریان به مجموعه شده بود نیز توضیح داد: «در سریال‌های مهم و بزرگ دنیا هم مرگ و زایش قهرمان را می‌بینیم. در این مورد فکر می‌کنم بیشتر یک ایده بود که اگر ایده‌ها هم فقط هیجانی و بدون منطق باشند، می‌توانند آسیب برسانند. یعنی نقشی به مجموعه برگردد، اما برای آن برنامه‌ای نداشته باشید، آن وقت لذت و هیجانی که ایجاد شود از بین می‌رود.»

مردم «شهرزاد» را به یک سرمایه اجتماعی بدل کرده‌اند

امامی با اعتقاد به اینکه می‌دانسته مردم از داستان «شهرزاد» خوششان می‌آید، بیان کرد: «با توجه به اینکه در ابتدا داستان را خوانده بودم، می‌دانستم که مردم هم با آن ارتباط برقرار می‌کنند، ولی صادقانه فکر نمی‌کردم مردم در سراسر دنیا تا این اندازه با سریال ارتباط بگیرند. من بارها در سفرهای خارج از ایران می‌شنیدم که خیلی‌ها می‌گفتند فیلم و سریال ایرانی بعد از انقلاب را دنبال نمی‌کرده‌اند، اما حالا برای «شهرزاد» روزشماری و قسمت جدید را پیگیری می‌کنند. فکر می‌کنم این تاثیر هم از فیلمنامه نشأت می‌گیرد.»

او ادامه داد: «خیلی از مجموعه‌های مشابه، اول بازیگر و کارگردان را انتخاب و بعد به فیلمنامه فکر می‌کنند، همین دلیل می‌شود که اثر برای مخاطب جذابیت نداشته باشد، آن هم در روزگاری که سریال‌های مختلف با سطح کیفی‌ بالا به راحتی قابل دسترسی است، فکر می‌کنم همه موفقیتی که مجموعه تصویر گستر پاسارگاد در محصولاتش داشته، به دلیل این بوده که بیشترین زمان را برای فیلمنامه می‌گذارد. ما ادبیات نمایشی غنی داریم که اگر روی آن‌ها کار شود، سریال‌هایی ساخته می‌شود که می‌تواند خیلی موفق‌ باشند، حتی موفق‌تر از «شهرزاد». چون مردم ما قصه‌گویی به سبکی که در «شهرزاد» اتفاق افتاد را دوست دارند. تنها باید با آن‌ها صادق بود و آن‌ها قطعا از شما حمایت می‌کنند.»

امامی با تاکید بر اینکه «شهرزاد» هیچ حامی دولتی ندارد، اظهار کرد: «امروز مردم آن را به یک سرمایه اجتماعی بدل کرده‌اند. اتفاقا به همین دلیل هم زیاد نقد می‌شویم، چون خیلی دیده می‌شویم؛ اتفاقی که هم ترسناک است هم جذاب.»

قاچاق تنها با فرهنگ‌سازی حل می‌شود

یکی از مسايل مهم در شبکه نمایش خانگی بحث قاچاق و دانلود غیرقانونی آثار است که دست‌اندر کاران مجموعه «شهرزاد» برای مقابله با آن تلاش زیادی کردند، امامی نیز در این‌باره توضیح داد: «آقای علی اسدزاده، مدیرعامل تصویرگستر پاسارگاد به دانشی در این زمینه دست پیدا کردند که خوب است آن را در اختیار سایر موسسه‌‌ها هم بگذارنند.ما توانستیم این روند را تا جایی کنترل کنیم، اما این کنترل کامل نیست و علی‌رغم اینکه سازمان‌های بزرگی برای صیانت از این نوع‌ کالا‌ها وجود دارد، اما نتیجه آن چنان حاصل نمی‌شود.»

او همچنین افزود: «این موضوع تنها با فرهنگ‌سازی کاملا کنترل می‌شود. مردم باید بدانند این دانلود رایگان، دزدی است. در تمام دنیا هم سعی کردند فرهنگ‌سازی استفاده از نسخه‌های اصلی را به وجود بیاورند. این فرهنگ باید در مردم ایجاد شود که این سی‌دی هم مانند تن‌ماهی است که اگر بدون پرداخت هزینه‌اش از مغازه بردارند، دزدی محسوب می‌شود. البته این فضا هم وجود دارد که همه فکر می‌کنند تهیه‌کننده می‌خواهد برای خودش درآمدزایی کند، در صورتیکه کافی است تیراژ سریال را ببینند که برای یک مجموعه چه تعداد آدم درگیر هستند و از آن ارتزاق می‌کنند و با این‌کار چند شغل‌ در معرض خطر قرار می‌گیرد.»

امامی همچنین با اشاره به اینکه به نسخه سینمایی «شهرزاد» فکر کرده‌اند، گفت: «داستان «شهرزاد» قابلیت سینمایی شدن را دارد، اما باید فصل سوم تمام شود و سپس درباره‌اش فکر کنیم.»

رسانه‌ها تهیه‌کننده اصلی مجموعه را بشناسند

تهیه‌کننده مجموعه «شهرزاد» در پایان صحبت‌هایش با گله از اینکه برخی رسانه‌ها با افرادی که خودشان را تهیه‌کننده این مجموعه جا می‌زنند، صحبت می‌کنند؛ عنوان کرد: «متاسفانه برخی مواقع رسانه‌ها با افرادی مصاحبه می‌کنند که خودشان را تهیه‌کننده شهرزاد جا می‌زنند، در صورتیکه اگر یک‌بار به تیتراژ مجموعه یا پروانه ساخت آن مراجعه کنند، تهیه‌کننده اصلی را می‌شناسند.»

او ادامه داد: «به هر حال مرجع اصلی اطلاع‌رسانی مجموعه شهرزاد روابط عمومی است و اطلاعات و مصاحبه‌ها هم از این طریق اعلام می‌شوند، گاهی از اهالی رسانه تعجب می‌کنم که با وجود اینکه می‌توانند از مراجع مختلف اطلاعات کسب کنند با این‌حال دقت ندارند و متن‌ها و مصاحبه‌هایی از دیگران را با نام تهیه‌کننده شهرزاد منتشر می‌کنند.»

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بشنید فیلم it ببینید :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر به فیلم های کمدی که از اول سال به نمایش درآمده است نگاهی بی اندازیم قطعا درک خواهیم کرد که فیلم های کمدی تبدیل به یک برند سینمایی شده اند، منظور از فیلم های کمدی فیلم هایی نیستند که صرفا واژه ی سخیف یا مبتذل را یدک می کشند یا به سینمای تجاری و بدنه ربط پیدا می کنند اگر از واژه ی برند استفاده می شود به دلیل حضور یک بازیگر سوپر استار است، وقتی ژانر یک فیلم کمدی باشد و بازیگر اول آن کسی مثل رضاعطاران یا محمدرضاگلزار باشد آن فیلم در مرحله ی اول یک برند نمایشی محسوب می شود چرا که تماشاگرها فقط برای حضور این استارها به سینما می روند بی شک گلزار در هر فیلمی بازی کند اول از همه چیز شرایط تجاری آن فیلم در اولویت قرار می گیرد اساسا حضور یک سوپر استار در یک فیلم کمدی در وهله ی اول علتِ فروش آن فیلم می شود اما نکته ی حائز اهمیت این است که در این گونه از فیلم ها قصه و فرم اهمیت دارد یا حضور یک سوپراستار؟ کدامیک  می تواند تماشاگر را به سینما بکشاند؟ فیلم آینه بغل نمونه ی مشخصی ست برای درک حرف هایی که در بالا گفته شد، آینه بغل ساخته ی منوچهرهادی در وهله ی اول یک فیلم تجاری تمام عیار محسوب می شود فیلمساز برای قصه ی کمدی اش از یک سوپراستار استفاده کرده که باعث می شود تماشاگر برای حضور او این فیلم را ببیند حالا اضافه کنید حضور جواد عزتی را به عنوان پارتنر محمدرضا گلزار، مسلما بارِ تجاری بودن فیلم بر دوش محمد رضا گلزار است و جواد عزتی تکمیل کننده ی این فیلم محسوب می شود ، آینه بغل دومین فیلم از منوچهر هادی ست که امسال به نمایش درآمده است به کارگرساده نیازمندیم فیلم قبلی این کارگردان بود که تابستان اکران شد، هادی در آن فیلم به مشکلات جامعه ی کارگری پرداخت فیلمی که می توانست بهتر ساخته شود اما مشخص بود که هادی آن فیلم را با دغدغه ی اجتماعی ساخته؛ اما آینه بغل برای هادی من سالوادور نیستمِ دوباره ست یک فیلم صرفا تجاری که سعی کرده به مسائل اجتماعی فقر و ثروت در بستر یک فیلم کمدی بپردازد اما از سروشکل فیلم مشخص است هادی با همان سبک ساختاری سریال عاشقانه به دنبال فروش و تجارت بوده ، فکر کنید که اگر شخص دیگری نقش گلزار را در آینه بغل بازی می کرد چه اتفاقی برای فیلم رخ می داد؟ زمانی که قرارست گلزار در یک فیلم بازی کند اولین نکته ی مهم گیشه است حضور گلزار می تواند در سرنوشت گیشه اثر گذار باشد، حالا یک قصه هم به فیلم اضافه می شود قصه یی که همیشه مرسوم بوده و نمونه اش را بارها دیده ایم اینکه مرتضی نگهبان یک تعمیرگاه ست و برای سالگرد نامزدی اش به دور از چشم صاحب کارش ماشین مازراتی را از تعمیرگاه خارج می کند که چند ساعتی را با نامزدش خوش بگذراند و بر اثر یک حادثه، به ماشین آسیب وارد می شود و حالا مرتضی و مهناز که در آستانه ی مراسم عروسی هستند باید به صاحب ماشین خسارت بدهند اما شاهرخ که صاحب مازاراتی ست در ازای خسارت از مرتضی و مهناز توقع دیگری دارد تا خسارت را جبران کنند؛ آینه بغل با همان شیوه و روش فیلم های مرسوم ساخته شده یعنی در فیلم یک فقیر داریم که مرتضی و مهناز اند و از سوی دیگر شاهرخ است که ثروت عظیمی دارد، این شیوه قصه پردازی را در شکل و شمایل مختلف بارها دیده ایم حالا منوچهر هادی یک فیلم خوش و آب رنگ ساخته و به معنای واقعی از عناصر لاکچری که بیشتر هم تبلیغی ست استفاده کرده و از سوی دیگر سعی کرده یک تفاوت گذاری در زندگی  آدم های جامعه لحاظ کند که این تفاوت تکراری و سطحی به نظر می رسد اما فیلمساز با همین رویه و با همین نگرش، کمدی را به فیلم اضافه کرده که بیشتر به کمدی موقعیت نزدیک شده، اما باز هم این کمدی مسیر تکراری را در پیش گرفته ست و اساسا محتوای اثر نمی تواند نکته ی جدیدی را به تماشاگر ارائه کند چرا که شیرین زبانی های جواد عزتی تکراری به نظر می رسد همین چندماه پیش از عزتی اکسیدان را دیده ایم موقعیت های کمیکِ عزتی از نظر بازی و طنازی در دیالوگ گویی هیچ تفاوتی با فیلم و سریال های قبلی اش ندارد ، دلیلش مشخص نیست اما عزتی در فیلم های کمدی با یک مسیر مشخص و تکراری بازی می کند غالبا شخصیت کمدی او درجا می زند نوع گویش و لحن بازیش مدام تکرار می شود ، می توان فیلم ماجرای نیمروز را برای عزتی یک موقعیت جدید دانست که مهدویان توانسته بود از این بازیگر استفاده ی دیگری بکند، اگر نگارنده بیشتر درباره عزتی می نویسد به این دلیل است که جواد عزتیِ فیلم آینه بغل مهم تر از محمدرضاگلزار است زیرا گلزار برای بخش تجاری فیلم مهم بوده یا فیگور گرفتن جلوی ماشین مازراتی ، بی.ام.و یا پورشه اساسا استفاده از واژه ی زندگی لاکچری برازنده ی تیپ این بازیگر است که هادی برای گیشه به درستی این بازیگر را انتخاب کرده، فیلم آینه بغل از نظر محتوا نکته ی مهمی ندارد تنها یک تناقض اجتماعی در فیلم دیده می شود مثلا یکی خانه اش در پنت هاوس است و در استخر خانه اش تمساح نگه می دارد یا اسب سواری می کند و دیگری خانه اش کنار ریل راه آهن است که از قضا آن کسی که خانه اش کنار ریل قطار است آشپزوزارت خارجه است، نام این کنایه ست یا شعار بماند! اما نکته ی مهم این ست که فیلمساز بعد از پایان ساخت سریال عاشقانه تصمیم گرفته فیلمی به نام آینه بغل بسازد و گلزار هم در آن فیلم بازی کند این تصمیم عجیب به نظر می رسد چرا که هر کسی جز نگارنده به این فکر می کند که چرا باید گلزار همچین نقشی را بازی کند اساسا شخصیت گلزار در این فیلم چیزعجیب و غریبی نیست و هرکسی می توانست جای این شخصیت بازی کند اما همانطور که گفته شد فیلمساز از نام گلزار که مانند همان ماشین های مازراتی و پورشه یک برند است استفاده ی تجاری کرده و هیچ تلاشی هم نکرده که از گلزار بازی استانداردی بگیرد از طرفی دیگر فیلم کلیپ گونه شروع می شود و اساسا فیلمساز فیلمش را از تیتراژ شروع می کند اما این شروع نمی تواند پایه و اساس مهمی برای آغاز یک فیلم سینمایی باشد در ادامه، فیلم غیرمنطقی جلو می رود اینکه چرا مژگان باید وانمود کند که این بچه حاصل عشق او و شاهرخ است یا اینکه مشخص نمی شود چرا باید مرتضی و مهناز دو روز در خانه ی شاهرخ حضور داشته باشند؟ تمامی چراهایی که اغلب نمی شود به آن ها جوابی داد بی منطق اند، به طور مثال پوشش زنانه ی جواد عزتی یادآوری فیلم اکسیدان است یا گرفتاری شخصیتی او در یک بحران از قبل تعریف نشده، دستپاچه شدن و هیجانی شدنش در دیالوگ گویی یا مضطرب بودنش در وقوع اتفاق ها، نحوه ی عصبانیتش نمی تواند به روند کمدی بودن این بازیگر کمک کند و انگار عزتی با تاکید بیشتر خودش را تکرار می کند.

آینه بغل از نظر محتوایی می خواهد در بستر کمدی یک فیلم اجتماعی هم باشد مثلا می خواهد بگوید قیمتِ آینه بغل یک ماشین بیشتر از دارایی های خیلی از آدم هاست یا اینکه می خواهد با نشان دادن سبک زندگی، جایگاه آدم های مرفه را در مقایسه با آدم های فقیر نشان بدهد یا می خواهد بگوید داشتن صفحه ی مجازی و استفاده ی نادرست از آن می تواند به زندگی آسیب برساند. فیلمساز به همه ی این مسائل هر چند شعار گونه و سطحی اشاره کرده است اما نکته ی مهم این است که فیلمساز نتوانسته با تمرکز لازم به محتوا برسد و اساسا موقعیت ها و ایجاد ارتباط ها در فیلم لنگ می زند همه چیز به ارجاعات کلامی منجر می شود از همین حیث فیلمساز تاکید دارد با رد و بدل شدن دیالوگ ها به کمدی برسد ؛ به دلیل مشخص نبودن موضع فیلمساز قصه به شدت کم می آورد شوخی های موقعیتی و کلامی که در فیلم مشاهده می شود برای شکل گیری یک فیلم کمدی متقاعد کننده نیست، نکاتی که فیلمساز به آن ها اشاره می کند در حد یک شعار و نگاه سطحی به جایگاه اجتماعی آدم هاست. انگار قصه در قالب کلیشه یی قرار دارد که فیلمساز نمی تواند از آن خارج شود مثل ورود دو آدم فقیر به یک قصر پرزرق و برق که حتی توالت آنجا را هم با متراژ خانه شان مقایسه می کنند این میزان شعور از یک باور غلط در مقایسه کردن سطح زندگی شاید در لحظه با کمک دیالوگ شوخی بامزه یی به نظر برسد اما در کل این متر و مقیاس کردن زندگی خود با دیگران آن هم در یک توالت چندان کمیک به نظر نمی رسد و اساسا نشان دادن جایگاهی این آدم ها تراژدی ست تا کمدی؛ اما زمانی که قرار باشد یک فیلم کمدی ساخته شود فیلمساز به سادگی همه چیز را به تمسخر می گیرد مثل همان سکانسی که مرتضی راضی می شود مانتو بپوشد و روسری سر کند که یک فاجعه ی اجتماعی محسوب می شود ، فیلم آینه بغل در بستر کمدی بودنش یک بردگی را نشان می دهد، بردگیِ قشر ضعیف جامعه در برابر قشر مرفه، و پایان فیلم زمانی که شاهرخ چک را به مرتضی می دهد نشان دهنده ی جبران زحمات بردگیِ مرتضی ست اما در سکانس پایانی بیشتر ماشین لوکس بی.ام.و آبی وسط اتوبان چشمگیرتر است تا نکات ارجاعی که شاهرخ به مرتضی می گوید، پایانی بی محتواتر از کل فیلم!

فیلم آینه بغل صرفا یک کمدی برند نماست که تنها می تواند به اقتصاد فیلمساز کمک کند واضح ست که حضور محمدرضاگلزار باعث شده این فیلم در روز اول سیصد میلیون فروش کند و در شش روز سه میلیارد بفروشد، چرا که آینه بغل شدیدا به سوپراستارش متکی ست و اگر بازیگر دیگری به جای گلزار در آینه بغل حضور می داشت این فیلم نمی توانست در شش روز اینگونه بفروشد، فیلمی با این سروشکل و با این نگرش نمی تواند نکته ی مهم و مثبتی به تماشاگرش انتقال بدهد چرا که آینه بغل از آن دسته فیلم هاست که به سرعت فراموش می شود، فیلم هایی مثل آینه بغل با نگرشِ بساز و بفروش ساخته می شوند این در شرایطی ست که فیلم های جدی و فرهنگی سینمای ایران در پنجاه یا شصت روز می توانند اندازه ی شش روز فیلم هایی مثل آینه بغل بفروشند، تاسف آور ست که در چنین شرایط بغرنجی این سوپراستارست که تماشاگر را به سینما می کشاند و اساسا محتوا و نگرش فیلم به هیچ وجه اهمیت ندارد.     

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فیلم مستربین پلیس میشود 2 خیلی عالیه پسر :D 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، aşık گفته است :

سریال شهرزاد از 9 بهمن 

" آغاز فصل 3 "

فصل آخر xD

واقعا فصل آخرشه؟



محمد رسول الله :| خیلی خوبه ببینید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Aʜᴍᴡᴅ گفته است :

واقعا فصل آخرشه؟
 

بله کارگردان و تهیه کننده اعلام کردن که فصل آخرش هستش ...

 

فیلم قرمز با حضور محمد رضا فروتن و هدیه تهرانی ^_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، aşık گفته است :

بله کارگردان و تهیه کننده اعلام کردن که فصل آخرش هستش ...

 

فیلم قرمز با حضور محمد رضا فروتن و هدیه تهرانی ^_^

:|چ بد :|


عاشقانه 2 رو هم بسازننن وایییی خیلی خوب میشه



فیلم نگار رامبد جوانم ببینید :| بد نیس

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 14 دقیقه قبل، aşık گفته است :

فیلم آشنوگل با حضور برزو ارجمند xD

فیلم اکسیدان منوچهر هادی :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

دوستان کسی فیلم دانکرک رو دیده؟

ارزش داره ببینیم؟

کلیت فیلم در مورد چیه؟

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فیلم عصر یخبندان با حضور بهرام رادان ، مهتاب کرامتی ، سحر دولت شاهی ، مینا ساداتی و ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فیلم آینه بغل:D

 

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در Tuesday, January 16, 2018 در 1:15 PM، Aʜᴍᴡᴅ گفته است :

فیلم آینه بغل:D

 

فوق العاده بود xD

 

فردا سریال شهرزاد فصل 3 قسمت اول xD

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قسمت اول شهرزاد3 :D

 

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بارکد:D
 

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1.محاصره جادوتویل

The Siege of Jadotville

2.پی کی 

pk

3.تنها درخانه 1-4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد و بررسی قسمت اول فصل 3 شهرزاد

 

سریال شهرزاد در طی دو فصل خود نشان داد که اگر به آثار داخلی بها داده شود، تیم نویسندگی ضمن الگو‌برداری، از استعداد و توانایی‌های خود در جهت ابداع عناصر جدید بهره ببرند، تیمی حرفه‌ای از بازیگران انتخاب شود و موسیقی نه به عنوان المانی که تنها در تیتراژ‌ها شنیده می‌شود، بلکه به عنوان شخصیتی مستقل در بخش‌های مختلف اثر حضور داشته باشد، می‌توانند به چنان درجه‌ای از کیفیت برسند که در تاریخ یگانه شوند. هر‌چه فصل اول سریال شهرزاد صفت معرفی‌کننده این سریال یعنی صفت «عاشقانه» را به بطن خود تزریق کرده بود و در کنار تمام جنبه‌های سیاسی و اجتماعی‌اش، در اکثر اپیزود‌ها به فعل و انفعالات احساسی بین شخصیت‌ها می‌پرداخت و شخصیت «بزرگ آقا» همواره به عنوان یک عامل بر‌هم‌زننده آن حضور داشت، اما در فصل دوم سریال شهرزاد برای بقا در شبکه نمایش خانگی تصمیم به تغییر درون‌مایه گرفت. نتیجه این امر اضافه شدن تم مافیایی به سریال و پر‌رنگ شدن جنبه‌های سیاسی و اجتماعی بود. به همین دلیل فرصت کافی برای نمایش شخصیتی که نامش برای سریال انتخاب شده نبود و سکانس‌های شهرزاد به حداقل رسیده و شخصیت‌های تازه معرفی سریال از جمله شاپور بهبودی (با بازی رضا کیانیان) و بلقیس خاتون دیوانسالار (با بازی رویا نونهالی) بیشتر توجه دوربین را در اختیار گرفتند. این توجه باعث شد که بازیگران بتوانند تمام توانایی‌های خود را بروز داده و این شخصیت‌های چند‌لایه به بهترین شکل نمایش داده شوند. در طرف مقابل روند تبدیل شدن قباد به پدر‌خوانده جدید سریال کامل شده و سکانس‌های دو نفره‌اش با شهرزاد به زیبا‌ترین بخش‌های سریال تبدیل می‌شوند. در کنار تمام نقاط قوت فصل دوم سریال شهرزاد، موارد متعددی وجود داشت که به کیفیت کلی اثر صدمه وارد می‌کردند. موارد همچون طنز‌های اضافه و بی‌اثر و سکانس آموزش رانندگی شهرزاد که امیدواریم طبق گفته تهیه‌کننده سریال هدف از آن در فصل سوم مشخص شود. فصل سوم سریال شهرزاد  وظیفه سنگینی بر‌عهده دارد؛ از طرفی باید تمام خرده‌داستان‌های بدون پایان فصل دوم را به انتها بر‌ساند و از طرف دیگر به عنوان فصل آخر لازم است بدون اشکال و ایراد عمل کند تا بتوان آن را به عنوان پایان‌بندی در‌خور قبول کرد. آخرین سکانس فصل دوم این امید را به وجود آورد که سریال شهرزاد به ریشه‌هایش بر‌می‌گردد که حداقل در اپیزود ابتدایی تا‌حدودی این امر محقق شده است.

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد

شخصیت اصلی قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد را باید سروان آپرویز دانست

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد در ادامه همان روندی حرکت می‌کند که با فصل دوم آغاز شد. بررسی این اپیزود را باید با مهم‌ترین شخصیت آن اغاز کرد. این شخصیت نه شهرزاد است، نه قباد و نه بهبودی، بلکه او سروان آپرویز با هنر‌مندی مثال‌زدنی امیر جعفری است. در فصل دوم با ویژگی‌های این شخصیت آشنا شدیم، شخصیتی که قواعد بازی با بزرگان را بلد نیست و به سیستم ارباب رعیتی اعتقاد ندارد. شخصیتی که در پوشش مامور قانون و با استفاده از هوش و زبان خاصش به بهترین شکل نقش یک عنصر نا‌مطلوب اما لازم را ایفا می‌کند. معرفی سروان آپرویز با انتقام‌جویی شبانگاهی‌اش آن‌هم در برابر کسی که قانون در مقابله با او همچون بازیچه‌ای است و قدرت عمل ندارد، انجام شد. اما پس از مشاهده رفتار‌های او با اکرم متوجه می‌شویم که تنها مقصود او انتقام از خانواده‌هایی همچون دیوان‌سالار است که به دلیل قدرت و ثروتی که در اختیار دارند، افرادی همچون سروان آپرویز و اکرم را به مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی به حرکت در می‌آورند. راه انتقام از این افراد ایجاد فرصت تجربه مشابه و از بین بردن زندگی آن‌ها است. سروان آپرویز به خوبی از این راه آگاه است و با برنامه و بهره‌گیری از فرصت‌ها قصد دارد در این مسیر حرکت کند. به این دلیل که تنها هدف برای او اهمیت دارد، هیچ تفاوتی نمی‌کند که در این راه چه کسانی صدمه ببیند، قربانی شوند یا از بین بروند. هم اکرم و هم صابر تنها مهره‌هایی هستند که سروان آپرویز را یک قدم به انتقام نزدیک می‌کنند.

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد

سروان آپرویز برای انتقام از ارباب‌ها از طریق رعیت‌ها وارد می‌شود

با این وجود که سروان آپرویز در متقاعد کردن صابر برای انجام اهدافش کاری از پیش نبرده است، اما با شناخت شرایط اکرم، دست گذاشتن روی نقاط ضعف و بازی روانی که با او آغاز کرده، او را در مسیر هدفش قرار داده است. اکرم تمام انگیزه‌هایی را که برای تبدیل شدن به یک قاتل لازم است، در اختیار دارد و با توجه به تجربه‌ای که در انجام آن دارد، می‌توان انتظار هر عملی را از او داشت. این گفته‌ها بدان معنا نیست که اکرم شخصیت منفی یا تک بعدی است و تنها بر‌اساس ذات خبیثش دست به چنین اعمالی می‌زند. شخصیت‌پردازی اکرم از همان ابتدای معرفی با جزئیات کامل و به صورت دقیق انجام شد. به همین دلیل نمی‌توان اعمال او را قضاوت کرد، زیرا ریشه‌های آن به طور تمام و کمال تعریف شده و زمینه‌چینی‌های آن انجام شده است. اگر از موسیقی دلهره‌آوری که همزمان با اقدام به قتل اکرم در حال پخش است صرف نظر کنیم، این سکانس به عنوان یک کلیف هنگر نمی‌تواند موفق عمل کند، زیرا نه هیجان و انگیزه برای مشاهده قسمت بعد به وجود می‌آورد و نه به‌واسطه اشتباه در تصویر‌برداری و مقدمه‌چینی آن، حس تعلیق ایجاد می‌کند.

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد

سریال شهرزاد برخلاف بسیاری از سریال‌های ایرانی از حذف شخصیت‌هایش ترس ندارد

اگر‌چه بهبودی و دیوان‌سالار دو طرف اصلی تم مافیایی سریال شهرزاد هستند، اما در فصل دوم با امین آقا شیروانی با بازی امیرکاوه آهنین‌جان آشنا شدیم. شخصیتی که به دلیل فیزیک مناسب و هنر‌نمایی بازیگرش تمام ویژگی‌های لازم برای تبدیل شدن به رقیب دو خانواده ذکر شده را دارد. ورود این شخصیت با دزدیدن شیرین دیوان‌سالار همراه شد، اقدامی که بدون شک بدون مقابله خانواده دیوان‌سالار باقی نخواهد ماند. خانواده شیروانی از آنجایی که قدرت کافی برای بقای مستقل را ندارد، قصد اتحاد با خانواده بهبودی را با این وجود که از همکاری آن با دیوان‌سالار آگاه است، دارد. اگر هر خانواده دیگری مجبور به انتخاب بین دیوان‌سالار و شیروانی بود، مسلما گزینه اول را انتخاب می‌کرد و برای ادامه روند همکاری هر آنچه را که از خانواده دوم می‌دانست به اطلاع دیوان‌سالار می‌رساند. این دقیقا همان عملی است که شاپور بهبودی آن را انجام داد. دیالوگ‌های رد و بدل شده بین شاپور بهبودی و امین آقا شیروانی چه در سکانس‌ تفاهم سوری و چه در آخرین حضور این شخصیت چنان قوی و عالی نوشته و توسط بازیگران ادا می‌شوند که کمتر نمونه آن را در سریال‌های ایرانی مشاهده کرده‌ایم. کنار رفتن شخصیت مذکور از سریال از طرفی خوشحال کننده و از طرفی ناراحت کننده است. از این جهت خوشحال کننده است که سریال یک بار دیگر ثابت کرد که در حذف شخصیت‌هایش هیچ ترس و ابایی ندارد و در صورت لزوم آن‌ها را از بین می‌برد. اما آن را باید ناراحت کننده دانست که شخصیت شیروانی پتانسیل بالایی برای تزریق هیجان به جنگ‌های مافیایی داشت و می‌توانست به عنوان عنصر مخالف تاثیر بسزایی در داستان داشته باشد.

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد

مسائل مربوط به حقوق زنان همچنان در بطن اثر حضور دارد

دو تم دیگری که در اپیزود اول به آن‌ها پرداخته می‌شوند، درون‌مایه فمنیسم و خیانت است. به مانند فصل دوم، فمنیسم را شهرزاد آغاز می‌کند و در گفتگو با فرهاد از برابری‌های اجتماعی بین دو جنس حاضر در جامعه می‌گوید. شهرزاد از ویژگی‌هایی می‌گوید که هم‌اکنون در کشور‌های جهان مشاهده می‌کنیم؛ بانوانی که شغل‌ها و سمت‌های مهمی را به دست گرفته و به خوبی از پس انجام آن‌ها بر‌آمده‌اند. در طرف مقابل فرهاد از این آرزو و امید استقبال نمی‌کند و همان جملاتی را تکرار می‌کند که سال‌ها جوامع مرد‌سالار آن‌ها را در گوش شهروندانشان خوانده‌اند. این جملات فرهاد به همان اندازه برای شهرزاد عجیب و غیر‌منتظره است که مخاطب از شنیدن آن‌ها از زبان فردی که با خواندن کتاب خو گرفته و روشن فکر است، شوکه می‌شود. از طرفی شهرزاد دقیقا همان سوالی را می‌پرسد که در ذهن بیننده نیز تداعی می‌شود؛ چرا شخصی که با آزاد کردن دکتر مصدق قصد دارد روند معمول را تغییر دهد، چندان به تغییر در جامعه خوش‌بین نیست. در اپیزود اول فصل سوم سریال شهرزاد برای اولین بار با زندگی مخفی هوشنگ آشنا می‌شویم. زندگی که با جنبه‌های مختلف آن آشنا نشده‌ایم و ترس از بر‌ملا شدن آن همواره با هوشنگ است. اختلاف‌های او با حمیرا دلیل به وجود آمدن چنین زندگی است. مشکلات مالی هوشنگ باعث می‌شود که او به سمت دست‌بوسی قباد سوق پیدا کرده و با فروش اطلاعات به او سعی کند زندگی دومش را نیز حفظ کند. باید دید این اقدام هوشنگ چه تاثیری بر آینده سریال دارد.

قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد

اپیزود اول سومین فصل از سریال شهرزاد رگه‌های عاشقانه فصل اول را ندارد و شخصیت‌های کلیدی‌اش کمترین تاثیر را در رخداد‌های آن دارند. در عوض در ادامه سبک و سیاق فصل دوم چنان عالی و بدون نقص عمل می‌کند که کمتر ایرادی را می‌توان گرفت. دیالوگ‌هایی که به درستی نوشته و به زبان آورده می‌شوند، استفاده عالی از عنصر غافلگیری، پر‌رنگ‌تر کردن درون‌مایه‌های اجتماعی و سیاسی و حذف سکانس‌هایی که تاثیری در اتفاقات داستانی ندارند باعث شده‌اند که شروع فصل سوم قدم‌هایش را چنان استوار و با ثبات بر‌دارد که امیدواری‌مان نسبت به بهبود شرایط سریال همچنان ادامه داشته باشد.

 

 

نقد و بررسی قسمت دوم فصل 3 شهرزاد 

 

 

فصل سوم سریال شهرزاد همراه با سکانس‌های اکشن، حذف یک شخصیت با پتانسیل بالا، نفوذ به روح و روان از طریق کلام و پرده‌برداری از یک رابطه مخفی آغاز شد. در قسمت اول این فیلم با زندگی مخفی هوشنگ، داماد خانواده سعادت آشنا شدیم. زندگی که رفتار‌های نه‌چندان مناسب حمیرا با هوشنگ در به وجود آمدن آن چندان بدون تاثیر نیست. از طرفی با پس گرفتن املاک دیوان‌سالار از خانواده‌های سعادت و دماوندی، مشکلات مالی به سراغ آن‌ها آمده است. به همین دلیل هوشنگ که در تامین خانواده دومش هم مشکل دارد، تصمیم به خبر‌چینی برای قباد و دریافت پول می‌کند که باید صبر کرد دید این اقدام چه تاثیری در آینده سریال دارد. اگر از مخفی‌کاری‌ها و خیال‌پردازی‌های هوشنگ بگذریم، به کنار رفتن امین شروانی می‌رسیم که شخصا امیدوار بودم به جنگ‌های خانوادگی رنگ و بویی تازه ببخشد. در بررسی قسمت قبل سریال شهرزاد از دو جنبه این اتفاق را بررسی کردیم که از طرفی ثابت می‌کند سریال چندان به شخصیت‌هایش وابستگی ندارد و به راحتی آن‌ها را حذف می‌کند و از طرفی پتانسیل بالای او چندان مورد استفاده قرار نگرفت. اما در کنار بخش‌های ذکر شده، مهم‌ترین بخش اپیزود هفته قبل را باید سروان آپرویز و اکرم دانست. به‌واسطه شخصیت‌پردازی مناسب و بدون اشکال در طی فصل دوم، مخاطب با تمام انگیزه‌ها و ویژگی‌های این دو شخصیت آشنا است و زمینه‌چینی لازم برای اعمال و رفتار آن‌ها به خوبی انجام شده است. قسمت اول در حالی به پایان رسید که اکرم تحت تاثیر سروان آپرویز تصمیم به قتل فرزند قباد و شهرزاد می‌گیرد که به دلیل مشکلاتی در تصویر‌برداری به عنوان یک کلیف هنگر یا پایان نفس‌گیر ناموفق عمل می‌کند.

قسمت دوم فصل سوم سریال شهرزاد

به مانند اکثر اتفاقات سریال شهرزاد کار‌گردان با چید‌مان زمانی حضور شخصیت‌ها اتفاقات داستانی را رقم می‌زند

قسمت دوم را از آخرین سکانس اپیزود قبل آغاز می‌کنیم. به مانند اکثر اتفاقات سریال شهرزاد همچون حضور به موقع سر‌هنگ تیموری و اعلام حمایت از قباد به عنوان رئیس جدید خانواده دیوان‌سالار، که کار‌گردان با چید‌مان زمانی حضور شخصیت‌ها اتفاقات داستانی را رقم می‌زند، دایه کبیر سر بزنگاه سر رسیده و مانع از عملی شدن نقشه اکرم می‌شود. هر‌چند این اتفاق قابل پیش‌بینی بوده و انتظار آن می‌رفت، اما بهره‌برداری از آن تماما به عهده نویسنده و کارگردان است. این فعل و انفعلات باعث می‌شود که قباد، نصرت و دو تن از خدمتکاران از رابطه پنهان قباد و اکرم و حاصل آن مطلع شوند. مسلما این اتفاق چندان عاقب خوشی ندارد و به سقوط اکرم از پله‌ها منجر می‌شود. در ادامه نصرت، اکرم را به بیرون از عمارت منتقل می‌کند و قباد مانع از تماس بتول با شهرزاد می‌شود. این سکانس‌ها از جمله تماس با قباد با خانه شهرزاد به این امید که صدای او را بشنود، اما با فرهاد مواجه شده و بدون هیچ کلامی تماس را قطع می‌کند، شاید از نظر داستانی کار‌کرد خاصی نداشته باشند و این حس را به وجود بیاورد که تنها برای افزایش مدت سریال استفاده شده‌اند. اما در واقع در روند رشد شخصیتی قباد تاثیر‌گذار هستند. قباد با قول تامین جهیزیه برای دختران بتول، همان مسیری را در پیش گرفته که پیش از این بزرگ‌آقا توانسته بود زیر‌دستانش را مطیع اوامر خود کند. این مسیر شناخت ضعف‌ها و کمبود‌ها و وارد شدن از طریق آن‌ها است. این رویکرد نشان می‌دهد که علی‌رغم تمام تلاش‌های قباد برای ایجاد تفاوت بین خود و بزرگ‌آقا، همچنان تحت تاثیر آموزه‌ها و شیوه عملکرد او است.

قسمت دوم فصل سوم سریال شهرزاد

دیالوگی که پس از قطع تماس شهاب حسینی به زبان می‌آورد هم در عین کوتاه بودن، باز هم مهم و غیر‌قابل نادیده گرفتن است. در فصل اول مشاهده کردیم که چگونه به دلیل قدرت خانواده دیوان‌سالار و به خصوص بزرگ آن و دلایل مختلف دیگر، شهرزاد مجبور شد که تن به ازدواج با قباد دهد. هر‌چند این رابطه با اجبار و بدون هیچ احساسی آغاز شده بود، اما با شناخت بیشتر شهرزاد به قباد و به دنیا آمدن کبیر، کم کم علاقه‌ای بین این دو شخصیت ایجاد شد. قباد که نه تنها کمبود‌های موجود در زندگی مشترکش با شیرین را با وجود شهرزاد رفع کرده بود، بلکه برای اولین بار عشق را تجربه می‌کرد. حسادت شیرین و بی‌توجهی قباد به همسر اولش باعث می‌شود که بزرگ‌آقا به عنوان آغاز‌کننده رابطه شهرزاد و قباد، به آن پایان دهد. در وقوع این اتفاقات نه شهرزاد تصمیم‌گیرنده است و نه قباد، بلکه تمام آن‌ها به دست بزرگ آقا رقم خورده‌اند. اما با کنار رفتن این شخصیت و آغاز زندگی مشترک فرهاد و شهرزاد، قباد در بازگرداندن زندگی‌اش شکست می‌خورد. این شکست به پیدا کردن یک مقصر منجر می‌شود. مسلما این مقصر نه بزرگ‌آقا است نه خود قباد، بلکه فرهاد در درجه اول و شهرزاد در درجه دوم موانع بر سر راه زندگی دوباره شهرزاد و قباد هستند. زمانی که عامل وقوع یک اتفاق مشخص می‌شود، محتمل‌ترین امکان حذف آن است. در این شرایط و با توجه به دیالوگ قباد، انتظار می‌رود که بزودی شاهد حذف شخصیت فرهاد و نمایش سکانس به نمایش در آمده در آخرین قسمت از فصل دوم باشیم.

خیال‌پردازی‌های شخصیت‌ها تاثیر سابق را ندارند

در جدید‌ترین قسمت از سریال شهرزاد، باید برخی موارد را نادیده بگیریم. یکی از این موارد علاقه کارگردان و نویسنده به خیال‌پردازی و رویا‌پردازی است. این مورد در فصل قبل هم وجود داشت، با این تفاوت که جالب توجه بوده و قابل چشم‌پوشی بودند. اما این دست سکانس‌ها در قسمت دوم پر از اشکال هستند و استفاده مداوم از آن باعث می‌شود خسته‌کننده باشند. سکانس آزادی خیالی صابر از زندان یکی از بدترین شکل‌های استفاده از ویژگی مذکور است. بدون شک در هنگام مشاهده بخش مذکور این سوال پیش می‌آید که چرا همه اقشار مردم از زندان‌بان تا درشکه‌چی به رقص و پایکوبی برای آزادی صابر مشغول باشند و او هم با حرکت آهسته به سمت شیرین برود که نهایتا به افتادن و خروج از عالم خیال ختم شود. مشکل این سکانس این است که نه طنز است و نه تاثیری در داستان دارد. اگر شرایط این سکانس به شکل دیگری بود و مانند فصل دوم المان‌های واقع‌گرایی آن حفظ شده بود، می‌توانست کارکرد بهتری داشته باشد.

قسمت دوم فصل سوم سریال شهرزاد

سروان آپرویز همچنان ادبیات خاص و ویژگی‌های منحصر‌به‌فردش را به همراه دارد و مهم نیس در حال صحبت با بزرگان خانواده دیوان‌سالار بوده، مشغول باز‌جویی از صابر است یا مافوق از او باز‌خواست می‌کند، در همه حال طنز کلامی و عدم رعایت اصول و آداب را حفظ می‌کند. هر‌چند که دیوان‌سالار عملا در برابر او قدرتی ندارند، اما چرا مافوقش او را تحمل می‌کند؟ دلیل این امر را باید در ویژگی‌های شخصیتی او جستجو کرد. همانند مخاطب، مافوق سروان آپرویز می‌داند تنها کسی که قادر به مقابله کار‌های غیر‌قانونی و مجرمانه خانواده‌های همچون دیوان‌سالار و بهبودی بوده، شخص او است. در واقع همین ویژگی حرکت خلاف جهت سروان آپرویز باعث شده است که با تمام اشکالات رفتاری همچنان یک عنصر مهم در مجریان قانون به حساب بیاید. با این حال تا‌کنون دو نقشه او با شکست مواجه شده‌اند.

شکل‌گیری رابطه شیرین و صابر برای علاقه‌مندان به تم عاشقانه امیدوار‌کننده است

در حالی که رابطه قباد و شهرزاد به اتمام رسیده و همچنان یک طرفه باقی مانده و رابطه شهرزاد و فرهاد هم بدون هیچ اتفاق خاصی همچنان در حال پیگیری است، اتفاقی که باعث می‌شود همچنان بتوانیم صفت «عاشقانه» را به سریال شهرزاد نسبت دهیم، شکل‌گیری رابطه شیرین و صابر است. این رابطه هر‌چند در مرکز توجه قرار نداشته و از ابتدای سریال پایه‌ریزی نشده است، اما به این دلیل که تقریبا بی‌رقیب بوده و شخصیت‌های دخیل در آن تفاوت‌های بسیاری با دیگر شخصیت‌ها دارند، می‌تواند سکانس‌های تماشایی را پدید بیاورد. صابر با دیالوگ‌های طنز‌آمیزش و بازی باور‌پذیر و جالب توجه امیرحسین فتحی و قرار گرفتن آن در کنار پریناز ایزد‌یار که از همان قسمت ابتدایی سریال نشان داد که بهترین گزینه برای ایفای نقش شیرین است، باعث شده است که ورای فعل و انفعالات شخصیتی، از هنر عالی بازیگران هم لذت ببریم.

قسمت دوم فصل سوم سریال شهرزاد

دومین قسمت از فصل سوم سریال شهرزاد در کنار اشکالاتی که خصوصا در سکانس‌های خیال‌پردازی به چشم می‌آیند، روند منطقی را در پیش گرفته است که فعلا برای قضاوت در مورد آن کمی زود است. اما در دو قسمت اخیر نشان داده است که می‌توان به اینده آن امیدوار بود، زیرا بسیاری از اشکالات فصل دوم را تکرار نکرده است.

1 کاربر پسند دیده است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سریال گلشیفته خیلی خوبه دان کنید یا بخرید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سریال شهرزاد فصل ۳ قسمت های سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم xD

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 3/14/2018 در 7:16 PM، # offline گفته است :

سریال شهرزاد فصل ۳ قسمت های سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم xD

سریال شهرزاد قسمت 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام !

دوستان  من یه فیلمی با ژانر کمدی دیدم البته یه تیکشو خیلی قشنگ بود متاسفانه اسمشو یادم رفت من مشخصات فیلمو میگم اگه کسی پیدا کرد اسمشو بگه برم دان کنم

فیلم خارجی بود و داستانش از این قراره که یک پسر در یک پرورشگاه زندگی میکنه او عاشق یک خلاف کاره که در زندان به سر میبره و همیشه به اون نامه میفرسته و....

خواهشا کسی پیدا کرد حتما بگه 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قسمت۱۲ سریال شهرزاد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری