™ Μλϻλd ҠĪИƓ

عضو
  • تعداد ارسال ها

    1,910
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    35

آخرین بار برد در ™ Μλϻλd ҠĪИƓ

™ Μλϻλd ҠĪИƓ بیشترین تعداد پسند مطالب را دارد!

اعتبار در تالار

5,870 محبوب

درباره ™ Μλϻλd ҠĪИƓ

  • درجه
    کاربر نمونه شهریورماه 98
  • تاریخ تولد

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    اِصـــفهـــونــ
  • علایق
    Game

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    1
  • اکانت سین جیم
    1
  • اکانت گرز
    1
  • اکانت مسترگل
    1

آخرین بازدید کنندگان نمایه

78,948 بازدید کننده نمایه
  1. ﮔﺎه گاهی که ﺩﻟﻢ میگیرد به ﺧﻮﺩﻡ می‌گوﯾﻢ بشکن قفلی که ﺩﺭﻭنت ﺩﺍﺭی ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭی ﺧـﺪﺍ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁخـر ﺑﺎ ماست
  2. ای از ازل بر آتشست ساکن سپند جان ما تسکین مجو تمکین مخواه از بی‌قراران بیش از این تازان به جولانگه درا کز ناز بر اهل وفا توسن نتازند از جفا رعنا سواران بیش از این هردم به بزم ای محتشم ساقی کشانت می‌کشد باشند در قید ورع پرهزگاران بیش از این محتشم کاشانی
  3. به سرزمينى خوشبخت بدل مى شوم به سرزمينى پر از آواز پرنده وقتى تو مى روى سر در گريبانم مثل مردمى كه كسى را از دست داده اند .
  4. زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است … سهراب سپهری
  5. انارهای باغچه رسيده‌اند ترك‌خورده و رها ، ميان دستان سرد باد! با سبد مهر بيا و تمام دانه‌های سرما‌زده و تب‌دار را بچين!
  6. شاخه ها پژمرده است. سنگ ها افسرده است. رود می‌نالد. جغد می‌خواند. غم بیاویخته با رنگ غروب. می‌تراود ز لبم قصه سرد: دلم افسرده در این تنگ غروب. سهراب سپهری
  7. ﺩﺭ ﮐﺎﻓﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﻢ ! ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺗﻠﺦ ﺑﻮﺩ
  8. هر که در عاشقی قدم نزده است بر دل از خون دیده نم نزده است او چه داند که چیست حالت عشق که بر او عشق، تیر غم نزده است خاقانی
  9. چه کنم حرف نگفته زیاد دارم ولی مثل حرف توی دلم ماندی
  10. پیشنهاد بازی نام بازی : seven days to die بازی ترساناک