Xantan

عضو
  • تعداد ارسال ها

    226
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    9

آخرین بار برد در Xantan

Xantan بیشترین تعداد پسند مطالب را دارد!

اعتبار در تالار

1,006 عالی

درباره Xantan

  • درجه
    عضو
  • تاریخ تولد 10/05/2003

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    Naf Tehran
  • علایق
    ®Football™🕸 Gaming

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    1

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,303 بازدید کننده نمایه
  1. دمت گرم خوب بود
  2. وای من که کف کردم خدایی موندم تو امپاس نمیدونم به کی رای بدم امیدوارم هر سه تاشون موفق بشن بعدا
  3. امشب شب مهتاب 

    عزیزم اگه خوابه 

    بیدارش نکییین 

    به بههههههههههه:tw_no_mouth:

    1. ulcerous

      ulcerous

      حیف که پسندام تموم شده رفیق

    2. Xantan

      Xantan

      خخخ اینو برا صفا گزاشتم:tw_yum:

  4. چرا میری؟؟؟بودی حالا:tw_yum::tw_no_mouth:

  5. عالی بود
  6. من راز موفقیتو نمیدونم،ولی راه شکست تلاش برای رسیدن به خواسته های مردمه
  7. خوب باشیم شاید فردا هم باشیم
  8. ✩ تاپیکـــ جامع ماموریتـــ ها ✩

    یک بازی دوستانه را با ترکیب اختصاصی برای تیم انجام دهید اینو میهش بگین براش چه مربی رو استخدام کنم
  9. شما ها امتحان ندارید؟؟؟برید درس بخونید

  10. کسی هست که لایک بده منم بک میدم....بودین بگین^_^

  11. پروووو نیستما ولی 

    لایک بدین ممنون میشم...مر30

  12. خسسسسسستتتم 

    نمی دونم براچی ؟؟

    :tw_lol:

  13. دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
    بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

    تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
    چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

    1. Xantan

      Xantan

      شاعر کی بودی تو خخخ

    2. @@!!ASHEG........TANHA!!@@

      @@!!ASHEG........TANHA!!@@

      اره داداش خودمم

      راستی بپسند ممنون

  14. دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
    دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

    ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
    نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

    مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
    که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

    بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
    نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

  15. هر که در عاشقی قدم نزده است
    بر دل از خون دیده نم نزده است

    او چه داند که چیست حالت عشق
    که بر او عشق، تیر غم نزده است