# offline

عضو
  • تعداد ارسال ها

    1,816
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    53

آخرین بار برد در # offline

# offline بیشترین تعداد پسند مطالب را دارد!

اعتبار در تالار

6,947 محبوب

درباره # offline

  • درجه
    خاک خورده تالار
  • تاریخ تولد 07/16/1998

اطلاعات شخصی

  • محل زندگی
    Tehran
  • علایق
    ......

بازی هایی که عضوم

  • اکانت مستر90
    Lovely Girl

آخرین بازدید کنندگان نمایه

43,296 بازدید کننده نمایه
  1. من میخام تو ایتالیا کبپیرعضو شم

  2. برای یه مدت کوتاه شایدم طولانی آف .....

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. مجید

      مجید


      ای پرنده مهاجر
      سفرت سلامت اما
      به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا

      روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
      وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
      میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
      تا بخوای بر گردی تالار گم میشی تو باغ غربت
      واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
      دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
      آخرش یه روزی هجرت در تالار میکوبه
      تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه

      (( پرنده مهاجر از سیاوش قمیشی))

    3. Damon

      Damon

      Good Bye

    4. ゃส[の]εsħάĦ ₪ [Я]αvลŊĭ
  3. ننگرم كس را و اگر هم بنگرم

    او بهانه باشد و تو منظرم ..

  4. آهنگ تا بهار دلنشین از علی زند وکیلی
  5. آهنگ قرص قمر از بهنام بانی
  6. آهنگ پیر شدیم ولی بزرگ نه از زد بازی
  7. من فقط عاشق اینم، حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم من فقط عاشق اینم، بگی از همه بیزاری دو سه رو پیدام نشه تا، ببینم چه حالی داری من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم، تا بجای تو بمیرم من فقط عاشق اینم، روزایی که با تو تنهامکار و بار زندگیمو، بزارم برای فردام من فقط عاشق اینم، وقتی از همه کلافم بشینم یه گوشه دنج، موهای تورو ببافم عاشق اون لحظه ام که، پشت پنجره بشینم حواست به من نباشه، دزدکی تورو ببینم من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم، تا بجای تو بمیرم " متن آهنگ الکی از سیاوش قمیشی "
  8. دیشب تو حموم واسه تنظیم آب گرم و سرد انقدر تلاش کردم که شیر حمام به وای فای همسایه کانکت شد ولی آب ولرم نشد ...! ولی من همچنان معتقدم که توی تجریش دنبال نفت میگشتن ، دیدن نیست گفتن خب ایستگاه مترو باشه ...! فلسفه آبگوشت اینه که نون خشکای خونه دور ریخته نشه باقیش همه افسانس ... یه مثال چینی هست که میگه : قرمه سبزی رو تنهایی بخور الویه رو با دوستت خورشت کرفس رو بده دشمنت !
  9. جایزه معروف ترین تیکه کلام واسه پیچوندن تعلق میگیره به جمله ی : " بزار ببینم چی میشه " قیافه مارمولک یه طوری است انگار همیشه آدرسو اشتباه اومده ... قدیما میپرسیدن چرا شبا دیروقت بیداری ؟ الان میپرسن چی شد دیشب زود خوابیدی !؟ منم یه روزی لپام چال داشت ولی غیرقانونی بود شهرداری اومد پرش کرد ...!
  10. واسه عید تنها برنامه ام اینه که عکس تلگراممو عوض کنم منتظر این صحنه با شکوه باشید ... من تقریبا شک ندارم تو زندگی قبلیم تشک بودم وگرنه هیچ جور دیگه ای این وابستگیم به تخت توجیه پذیر نیست اگه قرار بود برای غذاها هم مراسم اسکار بگیرن شک ندارم هر سال قورمه سبزی اسکار میگرفت ... چند وقتیه دست خودم نیست ببینید دست شما نیست خیلی نگرانم
  11. نقد و بررسی قسمت اول فصل 3 شهرزاد سریال شهرزاد در طی دو فصل خود نشان داد که اگر به آثار داخلی بها داده شود، تیم نویسندگی ضمن الگو‌برداری، از استعداد و توانایی‌های خود در جهت ابداع عناصر جدید بهره ببرند، تیمی حرفه‌ای از بازیگران انتخاب شود و موسیقی نه به عنوان المانی که تنها در تیتراژ‌ها شنیده می‌شود، بلکه به عنوان شخصیتی مستقل در بخش‌های مختلف اثر حضور داشته باشد، می‌توانند به چنان درجه‌ای از کیفیت برسند که در تاریخ یگانه شوند. هر‌چه فصل اول سریال شهرزاد صفت معرفی‌کننده این سریال یعنی صفت «عاشقانه» را به بطن خود تزریق کرده بود و در کنار تمام جنبه‌های سیاسی و اجتماعی‌اش، در اکثر اپیزود‌ها به فعل و انفعالات احساسی بین شخصیت‌ها می‌پرداخت و شخصیت «بزرگ آقا» همواره به عنوان یک عامل بر‌هم‌زننده آن حضور داشت، اما در فصل دوم سریال شهرزاد برای بقا در شبکه نمایش خانگی تصمیم به تغییر درون‌مایه گرفت. نتیجه این امر اضافه شدن تم مافیایی به سریال و پر‌رنگ شدن جنبه‌های سیاسی و اجتماعی بود. به همین دلیل فرصت کافی برای نمایش شخصیتی که نامش برای سریال انتخاب شده نبود و سکانس‌های شهرزاد به حداقل رسیده و شخصیت‌های تازه معرفی سریال از جمله شاپور بهبودی (با بازی رضا کیانیان) و بلقیس خاتون دیوانسالار (با بازی رویا نونهالی) بیشتر توجه دوربین را در اختیار گرفتند. این توجه باعث شد که بازیگران بتوانند تمام توانایی‌های خود را بروز داده و این شخصیت‌های چند‌لایه به بهترین شکل نمایش داده شوند. در طرف مقابل روند تبدیل شدن قباد به پدر‌خوانده جدید سریال کامل شده و سکانس‌های دو نفره‌اش با شهرزاد به زیبا‌ترین بخش‌های سریال تبدیل می‌شوند. در کنار تمام نقاط قوت فصل دوم سریال شهرزاد، موارد متعددی وجود داشت که به کیفیت کلی اثر صدمه وارد می‌کردند. موارد همچون طنز‌های اضافه و بی‌اثر و سکانس آموزش رانندگی شهرزاد که امیدواریم طبق گفته تهیه‌کننده سریال هدف از آن در فصل سوم مشخص شود. فصل سوم سریال شهرزاد وظیفه سنگینی بر‌عهده دارد؛ از طرفی باید تمام خرده‌داستان‌های بدون پایان فصل دوم را به انتها بر‌ساند و از طرف دیگر به عنوان فصل آخر لازم است بدون اشکال و ایراد عمل کند تا بتوان آن را به عنوان پایان‌بندی در‌خور قبول کرد. آخرین سکانس فصل دوم این امید را به وجود آورد که سریال شهرزاد به ریشه‌هایش بر‌می‌گردد که حداقل در اپیزود ابتدایی تا‌حدودی این امر محقق شده است. شخصیت اصلی قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد را باید سروان آپرویز دانست قسمت اول فصل سوم سریال شهرزاد در ادامه همان روندی حرکت می‌کند که با فصل دوم آغاز شد. بررسی این اپیزود را باید با مهم‌ترین شخصیت آن اغاز کرد. این شخصیت نه شهرزاد است، نه قباد و نه بهبودی، بلکه او سروان آپرویز با هنر‌مندی مثال‌زدنی امیر جعفری است. در فصل دوم با ویژگی‌های این شخصیت آشنا شدیم، شخصیتی که قواعد بازی با بزرگان را بلد نیست و به سیستم ارباب رعیتی اعتقاد ندارد. شخصیتی که در پوشش مامور قانون و با استفاده از هوش و زبان خاصش به بهترین شکل نقش یک عنصر نا‌مطلوب اما لازم را ایفا می‌کند. معرفی سروان آپرویز با انتقام‌جویی شبانگاهی‌اش آن‌هم در برابر کسی که قانون در مقابله با او همچون بازیچه‌ای است و قدرت عمل ندارد، انجام شد. اما پس از مشاهده رفتار‌های او با اکرم متوجه می‌شویم که تنها مقصود او انتقام از خانواده‌هایی همچون دیوان‌سالار است که به دلیل قدرت و ثروتی که در اختیار دارند، افرادی همچون سروان آپرویز و اکرم را به مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی به حرکت در می‌آورند. راه انتقام از این افراد ایجاد فرصت تجربه مشابه و از بین بردن زندگی آن‌ها است. سروان آپرویز به خوبی از این راه آگاه است و با برنامه و بهره‌گیری از فرصت‌ها قصد دارد در این مسیر حرکت کند. به این دلیل که تنها هدف برای او اهمیت دارد، هیچ تفاوتی نمی‌کند که در این راه چه کسانی صدمه ببیند، قربانی شوند یا از بین بروند. هم اکرم و هم صابر تنها مهره‌هایی هستند که سروان آپرویز را یک قدم به انتقام نزدیک می‌کنند. سروان آپرویز برای انتقام از ارباب‌ها از طریق رعیت‌ها وارد می‌شود با این وجود که سروان آپرویز در متقاعد کردن صابر برای انجام اهدافش کاری از پیش نبرده است، اما با شناخت شرایط اکرم، دست گذاشتن روی نقاط ضعف و بازی روانی که با او آغاز کرده، او را در مسیر هدفش قرار داده است. اکرم تمام انگیزه‌هایی را که برای تبدیل شدن به یک قاتل لازم است، در اختیار دارد و با توجه به تجربه‌ای که در انجام آن دارد، می‌توان انتظار هر عملی را از او داشت. این گفته‌ها بدان معنا نیست که اکرم شخصیت منفی یا تک بعدی است و تنها بر‌اساس ذات خبیثش دست به چنین اعمالی می‌زند. شخصیت‌پردازی اکرم از همان ابتدای معرفی با جزئیات کامل و به صورت دقیق انجام شد. به همین دلیل نمی‌توان اعمال او را قضاوت کرد، زیرا ریشه‌های آن به طور تمام و کمال تعریف شده و زمینه‌چینی‌های آن انجام شده است. اگر از موسیقی دلهره‌آوری که همزمان با اقدام به قتل اکرم در حال پخش است صرف نظر کنیم، این سکانس به عنوان یک کلیف هنگر نمی‌تواند موفق عمل کند، زیرا نه هیجان و انگیزه برای مشاهده قسمت بعد به وجود می‌آورد و نه به‌واسطه اشتباه در تصویر‌برداری و مقدمه‌چینی آن، حس تعلیق ایجاد می‌کند. سریال شهرزاد برخلاف بسیاری از سریال‌های ایرانی از حذف شخصیت‌هایش ترس ندارد اگر‌چه بهبودی و دیوان‌سالار دو طرف اصلی تم مافیایی سریال شهرزاد هستند، اما در فصل دوم با امین آقا شیروانی با بازی امیرکاوه آهنین‌جان آشنا شدیم. شخصیتی که به دلیل فیزیک مناسب و هنر‌نمایی بازیگرش تمام ویژگی‌های لازم برای تبدیل شدن به رقیب دو خانواده ذکر شده را دارد. ورود این شخصیت با دزدیدن شیرین دیوان‌سالار همراه شد، اقدامی که بدون شک بدون مقابله خانواده دیوان‌سالار باقی نخواهد ماند. خانواده شیروانی از آنجایی که قدرت کافی برای بقای مستقل را ندارد، قصد اتحاد با خانواده بهبودی را با این وجود که از همکاری آن با دیوان‌سالار آگاه است، دارد. اگر هر خانواده دیگری مجبور به انتخاب بین دیوان‌سالار و شیروانی بود، مسلما گزینه اول را انتخاب می‌کرد و برای ادامه روند همکاری هر آنچه را که از خانواده دوم می‌دانست به اطلاع دیوان‌سالار می‌رساند. این دقیقا همان عملی است که شاپور بهبودی آن را انجام داد. دیالوگ‌های رد و بدل شده بین شاپور بهبودی و امین آقا شیروانی چه در سکانس‌ تفاهم سوری و چه در آخرین حضور این شخصیت چنان قوی و عالی نوشته و توسط بازیگران ادا می‌شوند که کمتر نمونه آن را در سریال‌های ایرانی مشاهده کرده‌ایم. کنار رفتن شخصیت مذکور از سریال از طرفی خوشحال کننده و از طرفی ناراحت کننده است. از این جهت خوشحال کننده است که سریال یک بار دیگر ثابت کرد که در حذف شخصیت‌هایش هیچ ترس و ابایی ندارد و در صورت لزوم آن‌ها را از بین می‌برد. اما آن را باید ناراحت کننده دانست که شخصیت شیروانی پتانسیل بالایی برای تزریق هیجان به جنگ‌های مافیایی داشت و می‌توانست به عنوان عنصر مخالف تاثیر بسزایی در داستان داشته باشد. مسائل مربوط به حقوق زنان همچنان در بطن اثر حضور دارد دو تم دیگری که در اپیزود اول به آن‌ها پرداخته می‌شوند، درون‌مایه فمنیسم و خیانت است. به مانند فصل دوم، فمنیسم را شهرزاد آغاز می‌کند و در گفتگو با فرهاد از برابری‌های اجتماعی بین دو جنس حاضر در جامعه می‌گوید. شهرزاد از ویژگی‌هایی می‌گوید که هم‌اکنون در کشور‌های جهان مشاهده می‌کنیم؛ بانوانی که شغل‌ها و سمت‌های مهمی را به دست گرفته و به خوبی از پس انجام آن‌ها بر‌آمده‌اند. در طرف مقابل فرهاد از این آرزو و امید استقبال نمی‌کند و همان جملاتی را تکرار می‌کند که سال‌ها جوامع مرد‌سالار آن‌ها را در گوش شهروندانشان خوانده‌اند. این جملات فرهاد به همان اندازه برای شهرزاد عجیب و غیر‌منتظره است که مخاطب از شنیدن آن‌ها از زبان فردی که با خواندن کتاب خو گرفته و روشن فکر است، شوکه می‌شود. از طرفی شهرزاد دقیقا همان سوالی را می‌پرسد که در ذهن بیننده نیز تداعی می‌شود؛ چرا شخصی که با آزاد کردن دکتر مصدق قصد دارد روند معمول را تغییر دهد، چندان به تغییر در جامعه خوش‌بین نیست. در اپیزود اول فصل سوم سریال شهرزاد برای اولین بار با زندگی مخفی هوشنگ آشنا می‌شویم. زندگی که با جنبه‌های مختلف آن آشنا نشده‌ایم و ترس از بر‌ملا شدن آن همواره با هوشنگ است. اختلاف‌های او با حمیرا دلیل به وجود آمدن چنین زندگی است. مشکلات مالی هوشنگ باعث می‌شود که او به سمت دست‌بوسی قباد سوق پیدا کرده و با فروش اطلاعات به او سعی کند زندگی دومش را نیز حفظ کند. باید دید این اقدام هوشنگ چه تاثیری بر آینده سریال دارد. اپیزود اول سومین فصل از سریال شهرزاد رگه‌های عاشقانه فصل اول را ندارد و شخصیت‌های کلیدی‌اش کمترین تاثیر را در رخداد‌های آن دارند. در عوض در ادامه سبک و سیاق فصل دوم چنان عالی و بدون نقص عمل می‌کند که کمتر ایرادی را می‌توان گرفت. دیالوگ‌هایی که به درستی نوشته و به زبان آورده می‌شوند، استفاده عالی از عنصر غافلگیری، پر‌رنگ‌تر کردن درون‌مایه‌های اجتماعی و سیاسی و حذف سکانس‌هایی که تاثیری در اتفاقات داستانی ندارند باعث شده‌اند که شروع فصل سوم قدم‌هایش را چنان استوار و با ثبات بر‌دارد که امیدواری‌مان نسبت به بهبود شرایط سریال همچنان ادامه داشته باشد. نقد و بررسی قسمت دوم فصل 3 شهرزاد فصل سوم سریال شهرزاد همراه با سکانس‌های اکشن، حذف یک شخصیت با پتانسیل بالا، نفوذ به روح و روان از طریق کلام و پرده‌برداری از یک رابطه مخفی آغاز شد. در قسمت اول این فیلم با زندگی مخفی هوشنگ، داماد خانواده سعادت آشنا شدیم. زندگی که رفتار‌های نه‌چندان مناسب حمیرا با هوشنگ در به وجود آمدن آن چندان بدون تاثیر نیست. از طرفی با پس گرفتن املاک دیوان‌سالار از خانواده‌های سعادت و دماوندی، مشکلات مالی به سراغ آن‌ها آمده است. به همین دلیل هوشنگ که در تامین خانواده دومش هم مشکل دارد، تصمیم به خبر‌چینی برای قباد و دریافت پول می‌کند که باید صبر کرد دید این اقدام چه تاثیری در آینده سریال دارد. اگر از مخفی‌کاری‌ها و خیال‌پردازی‌های هوشنگ بگذریم، به کنار رفتن امین شروانی می‌رسیم که شخصا امیدوار بودم به جنگ‌های خانوادگی رنگ و بویی تازه ببخشد. در بررسی قسمت قبل سریال شهرزاد از دو جنبه این اتفاق را بررسی کردیم که از طرفی ثابت می‌کند سریال چندان به شخصیت‌هایش وابستگی ندارد و به راحتی آن‌ها را حذف می‌کند و از طرفی پتانسیل بالای او چندان مورد استفاده قرار نگرفت. اما در کنار بخش‌های ذکر شده، مهم‌ترین بخش اپیزود هفته قبل را باید سروان آپرویز و اکرم دانست. به‌واسطه شخصیت‌پردازی مناسب و بدون اشکال در طی فصل دوم، مخاطب با تمام انگیزه‌ها و ویژگی‌های این دو شخصیت آشنا است و زمینه‌چینی لازم برای اعمال و رفتار آن‌ها به خوبی انجام شده است. قسمت اول در حالی به پایان رسید که اکرم تحت تاثیر سروان آپرویز تصمیم به قتل فرزند قباد و شهرزاد می‌گیرد که به دلیل مشکلاتی در تصویر‌برداری به عنوان یک کلیف هنگر یا پایان نفس‌گیر ناموفق عمل می‌کند. به مانند اکثر اتفاقات سریال شهرزاد کار‌گردان با چید‌مان زمانی حضور شخصیت‌ها اتفاقات داستانی را رقم می‌زند قسمت دوم را از آخرین سکانس اپیزود قبل آغاز می‌کنیم. به مانند اکثر اتفاقات سریال شهرزاد همچون حضور به موقع سر‌هنگ تیموری و اعلام حمایت از قباد به عنوان رئیس جدید خانواده دیوان‌سالار، که کار‌گردان با چید‌مان زمانی حضور شخصیت‌ها اتفاقات داستانی را رقم می‌زند، دایه کبیر سر بزنگاه سر رسیده و مانع از عملی شدن نقشه اکرم می‌شود. هر‌چند این اتفاق قابل پیش‌بینی بوده و انتظار آن می‌رفت، اما بهره‌برداری از آن تماما به عهده نویسنده و کارگردان است. این فعل و انفعلات باعث می‌شود که قباد، نصرت و دو تن از خدمتکاران از رابطه پنهان قباد و اکرم و حاصل آن مطلع شوند. مسلما این اتفاق چندان عاقب خوشی ندارد و به سقوط اکرم از پله‌ها منجر می‌شود. در ادامه نصرت، اکرم را به بیرون از عمارت منتقل می‌کند و قباد مانع از تماس بتول با شهرزاد می‌شود. این سکانس‌ها از جمله تماس با قباد با خانه شهرزاد به این امید که صدای او را بشنود، اما با فرهاد مواجه شده و بدون هیچ کلامی تماس را قطع می‌کند، شاید از نظر داستانی کار‌کرد خاصی نداشته باشند و این حس را به وجود بیاورد که تنها برای افزایش مدت سریال استفاده شده‌اند. اما در واقع در روند رشد شخصیتی قباد تاثیر‌گذار هستند. قباد با قول تامین جهیزیه برای دختران بتول، همان مسیری را در پیش گرفته که پیش از این بزرگ‌آقا توانسته بود زیر‌دستانش را مطیع اوامر خود کند. این مسیر شناخت ضعف‌ها و کمبود‌ها و وارد شدن از طریق آن‌ها است. این رویکرد نشان می‌دهد که علی‌رغم تمام تلاش‌های قباد برای ایجاد تفاوت بین خود و بزرگ‌آقا، همچنان تحت تاثیر آموزه‌ها و شیوه عملکرد او است. دیالوگی که پس از قطع تماس شهاب حسینی به زبان می‌آورد هم در عین کوتاه بودن، باز هم مهم و غیر‌قابل نادیده گرفتن است. در فصل اول مشاهده کردیم که چگونه به دلیل قدرت خانواده دیوان‌سالار و به خصوص بزرگ آن و دلایل مختلف دیگر، شهرزاد مجبور شد که تن به ازدواج با قباد دهد. هر‌چند این رابطه با اجبار و بدون هیچ احساسی آغاز شده بود، اما با شناخت بیشتر شهرزاد به قباد و به دنیا آمدن کبیر، کم کم علاقه‌ای بین این دو شخصیت ایجاد شد. قباد که نه تنها کمبود‌های موجود در زندگی مشترکش با شیرین را با وجود شهرزاد رفع کرده بود، بلکه برای اولین بار عشق را تجربه می‌کرد. حسادت شیرین و بی‌توجهی قباد به همسر اولش باعث می‌شود که بزرگ‌آقا به عنوان آغاز‌کننده رابطه شهرزاد و قباد، به آن پایان دهد. در وقوع این اتفاقات نه شهرزاد تصمیم‌گیرنده است و نه قباد، بلکه تمام آن‌ها به دست بزرگ آقا رقم خورده‌اند. اما با کنار رفتن این شخصیت و آغاز زندگی مشترک فرهاد و شهرزاد، قباد در بازگرداندن زندگی‌اش شکست می‌خورد. این شکست به پیدا کردن یک مقصر منجر می‌شود. مسلما این مقصر نه بزرگ‌آقا است نه خود قباد، بلکه فرهاد در درجه اول و شهرزاد در درجه دوم موانع بر سر راه زندگی دوباره شهرزاد و قباد هستند. زمانی که عامل وقوع یک اتفاق مشخص می‌شود، محتمل‌ترین امکان حذف آن است. در این شرایط و با توجه به دیالوگ قباد، انتظار می‌رود که بزودی شاهد حذف شخصیت فرهاد و نمایش سکانس به نمایش در آمده در آخرین قسمت از فصل دوم باشیم. خیال‌پردازی‌های شخصیت‌ها تاثیر سابق را ندارند در جدید‌ترین قسمت از سریال شهرزاد، باید برخی موارد را نادیده بگیریم. یکی از این موارد علاقه کارگردان و نویسنده به خیال‌پردازی و رویا‌پردازی است. این مورد در فصل قبل هم وجود داشت، با این تفاوت که جالب توجه بوده و قابل چشم‌پوشی بودند. اما این دست سکانس‌ها در قسمت دوم پر از اشکال هستند و استفاده مداوم از آن باعث می‌شود خسته‌کننده باشند. سکانس آزادی خیالی صابر از زندان یکی از بدترین شکل‌های استفاده از ویژگی مذکور است. بدون شک در هنگام مشاهده بخش مذکور این سوال پیش می‌آید که چرا همه اقشار مردم از زندان‌بان تا درشکه‌چی به رقص و پایکوبی برای آزادی صابر مشغول باشند و او هم با حرکت آهسته به سمت شیرین برود که نهایتا به افتادن و خروج از عالم خیال ختم شود. مشکل این سکانس این است که نه طنز است و نه تاثیری در داستان دارد. اگر شرایط این سکانس به شکل دیگری بود و مانند فصل دوم المان‌های واقع‌گرایی آن حفظ شده بود، می‌توانست کارکرد بهتری داشته باشد. سروان آپرویز همچنان ادبیات خاص و ویژگی‌های منحصر‌به‌فردش را به همراه دارد و مهم نیس در حال صحبت با بزرگان خانواده دیوان‌سالار بوده، مشغول باز‌جویی از صابر است یا مافوق از او باز‌خواست می‌کند، در همه حال طنز کلامی و عدم رعایت اصول و آداب را حفظ می‌کند. هر‌چند که دیوان‌سالار عملا در برابر او قدرتی ندارند، اما چرا مافوقش او را تحمل می‌کند؟ دلیل این امر را باید در ویژگی‌های شخصیتی او جستجو کرد. همانند مخاطب، مافوق سروان آپرویز می‌داند تنها کسی که قادر به مقابله کار‌های غیر‌قانونی و مجرمانه خانواده‌های همچون دیوان‌سالار و بهبودی بوده، شخص او است. در واقع همین ویژگی حرکت خلاف جهت سروان آپرویز باعث شده است که با تمام اشکالات رفتاری همچنان یک عنصر مهم در مجریان قانون به حساب بیاید. با این حال تا‌کنون دو نقشه او با شکست مواجه شده‌اند. شکل‌گیری رابطه شیرین و صابر برای علاقه‌مندان به تم عاشقانه امیدوار‌کننده است در حالی که رابطه قباد و شهرزاد به اتمام رسیده و همچنان یک طرفه باقی مانده و رابطه شهرزاد و فرهاد هم بدون هیچ اتفاق خاصی همچنان در حال پیگیری است، اتفاقی که باعث می‌شود همچنان بتوانیم صفت «عاشقانه» را به سریال شهرزاد نسبت دهیم، شکل‌گیری رابطه شیرین و صابر است. این رابطه هر‌چند در مرکز توجه قرار نداشته و از ابتدای سریال پایه‌ریزی نشده است، اما به این دلیل که تقریبا بی‌رقیب بوده و شخصیت‌های دخیل در آن تفاوت‌های بسیاری با دیگر شخصیت‌ها دارند، می‌تواند سکانس‌های تماشایی را پدید بیاورد. صابر با دیالوگ‌های طنز‌آمیزش و بازی باور‌پذیر و جالب توجه امیرحسین فتحی و قرار گرفتن آن در کنار پریناز ایزد‌یار که از همان قسمت ابتدایی سریال نشان داد که بهترین گزینه برای ایفای نقش شیرین است، باعث شده است که ورای فعل و انفعالات شخصیتی، از هنر عالی بازیگران هم لذت ببریم. دومین قسمت از فصل سوم سریال شهرزاد در کنار اشکالاتی که خصوصا در سکانس‌های خیال‌پردازی به چشم می‌آیند، روند منطقی را در پیش گرفته است که فعلا برای قضاوت در مورد آن کمی زود است. اما در دو قسمت اخیر نشان داده است که می‌توان به اینده آن امیدوار بود، زیرا بسیاری از اشکالات فصل دوم را تکرار نکرده است.
  12. این روزها قلب هرکسی را نشانه بگیرید تیرتان به سنگ میخورد !
  13. دیر آمدی یادم رفت عاشقت بودم ...