تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروز می شود   

  1. دیروز
  2. اخ اخ امان از امتحان تمومی نداره که تا عمر داریم هست شرمنده هواسم نبود دو پیام پشت هم ندم
  3. جالب بودش ایول داداچ
  4. ممنونم از 9 نفر فعالیتم خوب بود ولی دیگ این دو سه روز تا 8 تیر ماه بازم کمتر میشه چون کنکور دارم نمیتونم بیام برا پست گذاشتن راجب کسی هم که گفته کپی پیست میکنم من فقط پست درباره اخبار میازم و نمیتونم همینطوری که از خودم خبر منتشر کنم که باید از یکی دوتا منبع بردارم خب جوک و لطیفه نیست که از خودم بسازم ولی بازم هرکی نظری داره ایشالله بازم بعد 8 تیر ماه فعالیتم رو بازم بیشتر میکنم
  5. اینم از قول تاپیک دومـ ^^

     

     

  6. تنها کسی که لبخندمو خواست عکاس بود 

    اونم پولشو گرفت 

    :))))

  7. سلام دوستان یه مشکلی دارم. من کامپیوترم به اینترنت وصل نیست منظور اینکه به وایفای وصل نیست البته تا یک سال پیش با وایفای خونگی با کامپیوترم به اینترنت میرفتم. ولی متاسفانه به دلیل نقل مکان یک مشکلی پیش اومد اون هم وای فای اون سیم زردش که به کامپیوتر برای اتصال به اینترنت نیاز هست به دلیل دور بودن تلفن و کامپیوترم اصلا نمیتونم اینترنت برم و فقط با گوشیم این بازی و فروم رو میام و معمولا هم دردسر داره. میخواستم بدونم آیا با اینترنت گوشیم(وای فایش) به کامپیوتر متصل شد؟ البته یک مشکلی که هست اینه که گوشی من هر چقدر با کابل میزنم به کامپیوتر وصل شه اصلا گوشیم توی کامپیوتر نمیاد. گوشیم شارژ میشه ها هیچ ایرادی نداره کابلم حتی چندین مدل کابل رو امتحان کردم باز هم به جایی نرسیدم. اینترنت هم میزنم مشکلم حل نمیشه از هر کی هم میپرسم یا میگه بلد نیستم یا کمکم میکنه درست شه نمیشه. گوشیم سامسونگ هست. کامپیوترمم ال جی. ممنون میشم کمکم کنید.
  8. f5 رو میزنم هیستوری میاد
  9. نه بابا توام از این کارا بلدی؟ خخ ایول خوب بود
  10. ممنون از نظرت ممنون از نظرت مرسی که هستی پسر ، نبودی چی بودم ؟ ممنون از نظرت گذشت اون موقع دیگه ، خاطراتش مونده واسمون فقط ممنون از نظرت روز به روز داره بهتر میشه D: قلممو تراش نمیکنم ولـــی ! ممنون از نظرت اون طرح ها ماله شهریور سال پیش بودهـ و ماله تالار قبل اینجارو واسش برنـــامه دارمـ D: ممنون از پیشنهادت ولی ترجیح میدم فقط با یک نفر کار کنم (; اکانت ساختن اونجا زمانی نمیبره ، فوقش 2 دقیقه
  11. - سينما پاراديزو - آلفردو : خسته شدي پدر؟ پدر روحاني: آره. موقع رفتن سرازيريه خدا كمك مي‌كنه ولي موقع برگشتن خدا فقط نگاه مي‌كنه.
  12. پیشنهاد تُپُل : Gintama رو حتما ببینید D: سایت کاربردی : می تونید از My Anime List استفاده کنید ریت بندی ، اطلاعات انیمه و خیلی چیزای دیگه توش هست X:
  13. 504 واژهـ بخش دومــ »»»»»»»»»»»»»»»»»»««««««««««««««««« persuade : ترغیب کردن به کاری ، تشویق کردن ، متقاعد کردن oath : قسم ، سوگند ، فحش jealous : حسود ، غیرتی corpse : جسد ، جنازه data : اطلاعات ، داده ها
  14. اینارو زنگ بزن از پشتیبانی جایی که نت می گیری بپرس شاید کسی اینجا چیزی بگه ولی قطعا اونا بهتر کمکت میکنن اگرم شمارشون رو نداری کافیه بری تو سایتشون زدن اونجا
  15. موضوع داستان : پندآموز چندمین داستان ارسالی شما در تاپیک : 1 سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد. آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین بانی مجلس هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا بهش برسد. جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد. وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش، آقا سید! ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل. دست شما درد نکند، بزرگوار! سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری! آقا سید! حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن. حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه. ***** زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد. زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود. دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش بشوند. حاج مرشد! جانم آقا سید؟ آنجا را می‌بینی؟ آن خانم… حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین: استغفرالله ربی و اتوب‌الیه… سید انگار فکرش جای دیگری است: حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا. حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می‌کند: حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب، یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟ سبحان الله… سید مکثی می‌کند. بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی‌خورد مشتری باشیم؟! حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی می‌شود. این بار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند و سمت زن می‌رود. زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور می‌کند. به قیافه‌شان که نمی‌خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استغفرالله می‌گوید. - خانم! بروید آنجا، پیش آن آقا سید. باهاتان کاری دارند. زن، با تردید، راه می‌افتد. حاج مرشد، همانجا می‌ایستد. می‌ترسد از مشایعت آن زن! زن چیزی نمی‌گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش… دخترم! این وقت شب، ایستاده‌اید کنار خیابان که چه بشود؟ شاید زن، کمی فهمیده باشد، کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشم‌هایش که قدری هوای باران: حاج آقا! به خدا مجبورم، احتیاج دارم… سید؛ ولی مشتری بود! پاکت را بیرون می‌آورد و سمت زن می‌گیرد: این، مال صاحب اصلی محفل است، من هم نشمرده‌ام. مال امام حسین(ع) است، تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نایست! سید به حاجی ملحق می‌شود و دور… انگار باران چشم‌های زن، تمامی ندارد. *** چندسال بعد…نمی‌دانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل! سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. زیر لب همینجور سلام می‌دهد و دور می‌شود. به در صحن که می‌رسد، نگاهش به نگاه مرد گره می‌خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده. مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می‌پاییده، نزدیک می‌آید و عرض ادبی: زن بنده می‌خواهد سلامی عرض کند. مرد که دورتر می‌ایستد، زن نزدیک می‌آید و کمی نقاب از صورتش بر می‌گیرد که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض: آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان می‌آید که یک بار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت… آقا سید! من دیگر… خوب شده‌ام! این بار، نوبت باران چشمان سید است… ***** سید مهدی قوام از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران بود. یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم، که دفن کنند،به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت…
  16. حـالـا در مورد حرکت بعدا بحث می کنیمـ فعـلا ببینم چن نفر هستن
  17. داستان جدید و خواندنی فرشته کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟... خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی. کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی. کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود . کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید.. خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...
  18. صفرپور: بی‌تجربگی دلیل نتایج ضعیف دختران تکواندو بود فاطمه صفرپور در گفت و گو با ایسنا، در مورد مسابقات قهرمانی جهان تکواندو در رده سنی نوجوانان گفت: همه تیم‌ها با نفرات با تجربه خود در رده سنی نوجوانان آمده بودند و همین مسئله سطح این مسابقات را بسیار بالا می‌برد. ما نیز با یک ترکیب جدید در این رقابت‌ها حاضر شده و نونهالانی که تازه به رده‌سنی نوجوانان آمده بودند را به تونس اعزام کردیم. او در پاسخ به این سوال، که دلیل نتایج ضعیف تیم ملی دختران در مسابقات قهرمانی جهان چه بود؟ پاسخ داد: دو دلیل اصلی وجود داشت که این نتایج کسب شد، دلیل اول بی تجربگی و دلیل دوم سن کم تکواندوکاران ایران بود. ۴۰ تا ۵۰ درصد از تکواندوکاران ایران چند ماهی است که از رده نونهالان به نوجوانان آمده‌ وحتی یک میدان بین‌المللی هم ندیده‌اند. البته با همه این‌ها بازی‌ها را با اختلاف کم واگذار کردند که نشان می‌دهد عملکرد فردی خوبی داشته‌اند اما به تجربه بیشتری نیاز دارند. سرمربی تیم تکواندوی دختران نوجوان ادامه داد: در ۱۰ وزن موجود برای این مسابقات حدوداً در ۹ وزن، تکواندوکاران ایران یا تازه به رده نوجوانان آمده بودند و یا اولین حضور خود در مسابقات بین‌المللی را تجربه می‌کردند. نوجوان سال اولی با نوجوان سال آخری تفاوت زیادی از نظر سطح فکری و جسمی دارد که همین مسئله کار را برای نمایندگان بی‌تجربه ایران سخت می کرد. با همه این‌ مسائل تکواندوکاران ما بیشتر مبارزات خود را در پای مدال واگذار کردند که نشان می‌دهد از نظر فنی چیزی کم ندارند. صفرپور در پاسخ به این سوال، بی‌تجربگی تنها دلیل حذف تکواندوکاران ایران بود؟ اظهار کرد: بی‌تجربگی عامل اصلی است اما دلیل دیگر، قرعه‌های سختی بود که به ملی‌پوشان ایران می‌خورد. در مسابقات ترکیه ایران شش مدال گرفت و آلمان مدالی نداشت ولی اما در این مسابقات آلمان به قرعه‌های راحت‌تری خورد و پنج مدال برنز گرفت. رقبای سختی با دختران ایران مبارزه کردند که از تجربیات خوبی برخوردار بودند. برخی از این حریفان ۲۰ مدال بین‌المللی داشتند اما اکثر نمایندگان ما اولین تجربه خود در میادین بین‌المللی را تجربه می‌کردند. سرمربی تیم تکواندو نوجوانان دختران در پاسخ به این سوال، چرا در دوره‌ی قبل نتایج تیم ملی به مراتب بهتر از این دوره بود؟ توضیح داد: رده نوجوانان مثل بزرگسالان نیست. تکواندوکاران در یک بازه زمانی مشخص وارد مسابقات این رده‌سنی می‌شوند. همیشه شاهد هستیم که تیم‌های ملی نوجوانان در یک دوره نتایج ضعیفی میگیرند و دلیل آن تغییر تکواندوکاران است که از این رده‌سنی به جوانان یا بزرگسالان وارد می‌شوند. به همین دلیل باید به این نوجوانان بی‌تجربه زمان بدهیم تا خود را اثبات کنند. او در ادامه با بیان اینکه باید این نوجوانان را حفظ کرد، توضیح داد: شاید در این دوره نتایج ضعیفی کسب شد اما باید این ملی‌پوشان را حفظ کنیم تا به آمادگی ذهنی و جسمی بهتری برسند. قطعا این تکواندوکاران هم می‌توانند مثل تیم سال ۲۰۱۶ موفق باشند اما نیاز به زمان دارند. صفرپور همچنین در این مورد که چرا نتایج همین تیم دختران در مسابقات کسب سهمیه المپیک بهتر از مسابقات جهانی بود؟ توضیح داد: در مسابقات کسب سهمیه "کیما همتی" در پای مدال به رقیب چینی باخت و برنز گرفت اما در مسابقات جهانی به همان نماینده چین باخت و از رسیدن به مدال باز ماند. همچنین "یلدا ولی‌نژاد" در مسابقات کسب سهیمه به تکواندوکار صربستانی باخت و برنز گرفت اما در رقابت‌های جهانی به همان حریف باخت و به مدال نرسید. این نتایج نشان می‌دهد دختران ایران به دلیل بی‌تجربگی و قرعه سخت به مدال نرسیدند که امیدوارم در سال‌های بعد شاهد موفقیت آن‌ها باشیم. سرمربی تیم تکواندو نوجوانان دختران در مورد برنامه‌های آینده خود با تیم ملی نیز توضیح داد: هیچ صحبتی در مورد قطع همکاری نشده است و همه تلاش خود را در ادامه کار انجام می‌دهیم تا به نتایج خوبی دست پیدا کنیم. او در مورد برنامه‌های تیم ملی نیز گفت: فعلا برنامه یا مسابقه خاصی نداریم. باید زمان انتخابی‌های تیم ملی برای حضور در مسابقات المپیک جوانان را مشخص کنیم تا همه تکواندوکاران بدانند هیچکس در تیم ملی امنیت ندارد و باید تلاش خود را روز به روز افزایش دهند.
  19. تاکید کولاکوویچ؛ بر فراز تور با اضافه شدن بازیکنان باتجربه به اردوی تیم ملی والیبال، این روزها تمرینات شاگردان کولاکوویچ شکل جدی تری به خود گرفته است. سرمربی مونته نگرویی که برای این مرحله از اردو 37 بازیکن را فراخوانده؛ در 2 نوبت تمرینات را برای شاگردانش در روز در 2 گروه جداگانه برگزار می کند. به نظر می رسد کولاکوویچ بیشتر برای جوانان قصد آموزش و رفع نقص های اولیه در والیبال را دارد تا آنها اصولی بتوانند با والیبال روز دنیا آشنا شوند. از سوی دیگر تمرینات بازیکنان قدیمی تر که سال هاست کنار هم بازی می کنند، به هماهنگی اختصاص دارد و روی برخی از موارد تاکید ویژه ای می شود. یکی از این موارد دفاع روی تور است که می توان گفت یکی از نقاط قوت بلندقامتان ایران در سال های اخیر بوده است. کولاکوویچ در تمرینات روزهای اخیر روی دفاع روی تور تاکید ویژه ای داشته و بازیکنان هم سعی می کنند خودشان را برای جدال با قدرت های بزرگ جهان آماده کنند. کمتر از 40 روز تا آغاز لیگ ملت های والیبال باقی مانده و با شرایط برگزاری جدید، قطعا فشار زیادی روی بازیکنان است و باید علاوه بر ترکیب اصلی، بازیکنان ذخیره هم برای جایگزینی از آمادگی بالایی برخوردار باشند.
  20. تو مال من بودی و زندگیم کامل بود تو دیگه مال من نیستی و هنوزم زندگیم کامله!
  21. گاهی دلتنگ آدما نمیشی، فقط دلتنگ حسی میشی که باهاشون داشتی.
  22. خانواده قراره پناهگاه امن ما باشه اغلب، جایی است که در اون عمیق ترین غصه ها پیدا شده.
  23. ‎،هرکسیو به یه دلیلی ملاقات میکنی چه مایه منفعت و رحمت باشن چه مایه درس عبرت.
  24. عشق باید زیباترین حالت آزادگی باشه، نه بدترین حالت بردگی.
  25. F5 را فشار بدید رفرش میشه اگر رو لینک بالا صفحه کلیک کرده و بعد دکمه Enter فشار بدید بازهم رفرش میشه
  1. نمایش فعالیت های بیشتر